|
*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-* يكي از مسائل اساسي در زمينه، موفقيت در امتحانات، به روش امتحان دادن مربوط مي شود.اكثر دانش آموزان و دانشجويان بر اين عقيده هستند كه اولين انتخاب در امتحانات تستي، بهترين انتخاب است. در صورتيكه تحقيقات نشان ميدهد كه اين عقيده صحيح نيست. در زير به پاره اي از مسائل كه با استفاده ازتحقيقات روانشناختي به دست آمده اند و برموفقيت درامتحانات موثرند پرداخته شده است.قبل از آزمون :مكان مطالعه : استفاده از يك مكان مشخص براي مطالعه به تمركز حواس كمك مي كند. حتي الامكان بهتر است در محل بخصوصي مطالعه كنيد و مكان مطالعه خود را كمتر تغيير دهيد. مكان مطالعه همچنين بايد عاري از سر و صدا باشد و عوامل و محركهايي كه منجرب به حواس پرتي مي شوند در آنجا به حداقل ممكن كاهش يابند.ـ نور و حرارت مكان مطالعه : بايد مناسب باشد و دماي 20 درجه و نور متوسط كه نه خيلي زياد باشد و نه كم، مفيد خواهد بود.ـ زمان مطالعه : سعي كنيد زمان مشخصي براي مطالعه در هر روز درنظر بگيريد ، به طوري كه در اين زمان به هيچ كار ديگر نپرداخته، آمادگي كامل براي مطالعه داشته باشيد. طبق مطالعات انجام شده ، مطالعه در اوايل صبح كارآمدتر است.ـ فاصله چشم و كتاب : بطور متوسط اگر فاصله 30 سانتي متر رعايت گردد، مطلوب است.ـ وضعيت بدن در هنگام مطالعه : نشستن پشت ميز مطالعه بهترين وضعيت مطالعه است، لذا از دراز كشيدن بپرهيزيد كه تمركز حواس را از بين مي برد و موجب خواب آلودگي مي شود.ـ مطالعه بدون حركت : سعي كنيد حتي الامكان از مطالعه درحال راه رفتن و يا در وسيله نقليه اي كه لرزش دارد خودداري نماييد كه باعث خستگي چشم ها مي گردد.ـ يادداشت برداري و خلاصه نويسي : با يادداشت برداري و خلاصه نويسي ميتوانيد مطالبي را كه نياز به انديشه و تفكر بيشتري دارند و يا بايد آنها را حفظ كنيد، راحت تر به خاطر بسپاريد.ـ تندخواني : سعي كنيد تند خواني را بياموزيد و تمرين كنيدكه تند بخوانيد. تندخواني باعث صرفه جويي در وقت و تمركز حواس مي شود شما مي توانيد با توجه به اهداف خود، براي مطالعه مطالب گوناگون از روشهاي مختلف استفاده كنيدحین آزمون :1. زمان امتحان دادن را طوري تقسيم بندي كنيد كه طي دو سوم از مدتي كه در اختيار داريد به پاسخ دادن به سوالات اختصاص يابد و يك سوم آن را به مرور كردن پاسخها بپردازيد.2. وقت خود را با فكركردن در مورد سؤالهاي مشكل كه جواب آنها را نميدانيد به هدر ندهيد. درصورتيكه پاسخ سؤالي را نميدانيد، آن را علامت بزنيد و به سؤال بعدي بپردازيد. در پايان مي توانيد به اينگونه سؤالها بيشتر فكر كنيد و احتمالا جواب آنها را بطور صحيح بدهيد.3. به منظور افزايش تمركز، پس از دريافت برگه سؤالها، ابتدا با برگه اي كه مخصوص پاسخهاست روي سؤالها را پوشانده و سپس شروع به خواندن سوالها و جواب دادن به آنها يكي پس از ديگري نمائيد. اگر پاسخ سؤال اول را دانستيد شروع بنوشتن آن بكنيد، در غيراينصورت به سؤال دوم بپردازيد. بهتراست قبل ازشروع به پاسخ دادن به سؤالها تمام آنها رانخوانيد. زيرا اين امر تمركز شما را كاهش ميدهد.4. در شروع امتحان خودتان را با اين جمله كه (امتحان سخت است) نترسانيد. بسياري از دانشجویان در همان لحظه اي كه در حال خواندن سؤال هستند، پيش خودشان زير لب تكرار ميكنند كه اين سؤال سخت است. چنين دانشجویانی هرگز نمي توانند بطور دقيق به سؤالها پاسخ دهند. بهتر آن است كه در زمانيكه در حال خواندن سؤال هستيد تمام تمركز شما فقط بر روي سؤال باشد.5. قبل از شروع كردن به پاسخ دادن به هر سؤال، آن را با دقت بخوانيد و سعي كنيد ابتدا دقيقا بفهميد كه چه موضوعي در سؤال مطرح شده است.اعتقاد بر اين است كه حدود پنجاه درصد از جواب در خود سؤال پنهان هست.6. در صورتيكه سؤال را نمي فهميد، بهتر است از مراقبين جلسه توضيحاتي پيرامون آن بخواهيد. حتي توضيحات بسيار مختصر هم ميتوانند مفيد واقع شوند.7. در صورتيكه در پايان جلسه امتحان وقت اضافه داشتيد، بهتر است كه جواب سؤالها را مرور كنيد تا اگر اشكالي در آنها وجود دارد پيدا كنيد و آنها را برطرف كنيد.8. هرگز براي خارج شدن از جلسه امتحان عجله نداشته باشيد. بسياري از دانشجويان محتويات كتاب را كاملا فهميده اند اما از آنجائي كه در جلسه امتحان كمي عجله ميكنند نمرات مطلوبي بدست نمي آورند.از آنجائيكه پاره اي از امتحانات خصوصا در دانشگاه به صورت تستي برگزار ميشوند، در زير نكات مهم و ضروري پيرامون اينگونه امتحانات ارائه گرديده است.
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
سؤالات تستي |
|
1 – در قرن هفدهم ميلادي در فرانسه كداميك از شورشهاي زير به راه افتاد؟ |
|
6- كداميك از قراردادهاي زير به منظور تبديل ايران به يك كشور تحت الحمايه بين ايران و دولت انگستان به امضا رسيد؟ |
|
7 – كداميك از افراد زير در به قدرت رسيدن رضا خان نقش مؤثري داشت؟ |
|
8 – به چه دليل آيت الله كاشاني در سال 1327 از ايران تبعيد شد؟ |
|
14 – به چه دليل امام خميني عيد سال 1342 را عزاي عمومي اعلام نمود |
|
15 – رژيم شاه قيام مردم در پانزدهم خرداد را ناشي از تحريكات چه كسي اعلام كرد؟ |
|
16 - محمد بخارايي با توجه به فتواي كدام مرجع ديني حسنعلي منصور را به قتل رساند؟ |
|
21 – كداميك از احزاب زير باعث جايگزين شدن تاريخ شاهنشاهي به جاي تاريخ هجري شمسي شد؟ |
|
22 – كداميك از گروههاي زير قبل ار كودتاي 28 مرداد سال 1322 بوجودآمد؟ |
|
سؤالات تستي |
|
1 – كدام يك از تغييرات اجتماعي است كه به وسيله رژيم سياسي حاكم تحقق مي يابد و اموري مانند تغيير رژيم سياسي در آن وجود ندارد؟ |
|
6 – كداميك از نويسندگان زيرباورهاي ديني و الفباي رايج را از عوامل عقب ماندگي جامعه ايران مي شمرد و بر تقليد از غرب تأكيد داشت ؟ |
|
10 – به چه دليل مصدق در سال 1331 از پست نخست وزير استعفا كرد؟ |
|
16 – مقاله «ايران و استعار سرخ و سياه» با امضا مستعار چه كسي در 17 دي ماه 56 به چاپ رسيد؟ |
|
17 – پس از ورود كدام شخصيت آمريكايي به ايران، بختيار به نخست وزيري منصوب شد؟ |
|
23 – رهبر حزب ملل اسلامي چه كسي بود؟ |
----------------------------------------------------------------------------------------------------
|
سؤالات تستي |
|
1- كدام دين و مذهب از ميان اديان و مذاهب غني ترين ذخاير تاريخي بشر را دارا مي باشد؟ |
|
4 – كدام گزينه از نظر ابن ابي الحديد جمعي از صحابه و تابعين را نشان مي دهد كه به دستور معاويه وادار شدند تا اخبار نادرستي را در مذمت علي(ع) جعل كنند. |
|
8 – معينيان دامنه حكومتشان تا كجا ادامه داشته و پايتخت آن چه مكاني بوده است؟ |
|
11 – اكثريت علماي اهل سنت و جماعت تاريخ ولادت پيامبر اكرم (ص) را چه تاريخي مي دانند؟ |
|
18 – كدام عبارت صحيح تر مي باشد؟ |
|
19 – اين كلام الهي «وقتي كه كافران با تو مكر مي كنند كه تو را حبس كنند تا بكشند يا اخراج كنند خداوند نيز مكر مي كند و خداوند بهترين مكر كنندگان است» در مورد كدام شخصيت است و بعد از چه واقعه اي نازل شده است؟ |
|
24- در كدام غزوه مصعب بن عمير و حنظله پسر ابوعامر به شهادت رسيدند؟ |
|
29- ابن عبري و شهرستاني سبب وقوع مهمترين حوادث و درگيريها در جهان اسلام را چه چيز مي داند؟ |
|
سؤالات تستي |
|
1 – تمامي زندگينامه ها، پيروزيها، شكستها و فراز و نشيب هاي زندگي انسانها كه نوشته شده و به يادگار مانده است چه ناميده مي شود؟ |
|
5 – اولين كتاب حديث در اسلام را چه كسي املاء كرده و چه كسي نوشته است؟ |
|
8 - «ابن قيم» علل بت پرستي اعراب را چه چيزي معرفي كرده است؟ |
|
11 – در تقسيم بندي اعراب (عاريه ياعرب اصيل) جزء كدام دسته قرار مي گيرد؟ |
|
14 – با نزول كدام آيه قرآن رسالت به مرحله علني شدن وارد شد؟ |
|
21 – كدام مورد در تاريخ اسلام مبدأ تاريخ قرار گرفته است؟ |
|
26 – اين ايه شريفه «الذين استجابوا الله و الرسول من بعد ما اصابعهم القرح» بدنبال كدام نبرد نازل شد و سبب چه چيزي گرديد؟ |
هدف درس
• آشنایی دانشجویان رشته های مختلف تحصیلی با زمینه های شکل گیری تاریخ اسلام وتحولات مربوط آن
مباحث پایه در تاریخ 1-تعريف تاريخ
• در لغت: به معنی شناساندن وقت است
• دراصطلاح:علم به وقایع و حوادث واوضاع و احوال زندگی انسانهاوملتهادرگذشته وتدوین آنها
2-ارزش ذخایر تاریخی
1- بهره برداری از ذخایر تاریخی به صورت صحیح
2-اسلام دارای غنی ترین ذخایر تاریخی بشر
3-تشیع دارای غنی ترین ذخایر تاریخی در میان مذاهب
3-قرآن منبع تاریخ صدر اسلام
1-قرآن منبع اصلی تاریخ اسلام بدون اینکه کتاب تاریخی محض باشد.
2-هدف قرآن از بازگویی مسائل تاریخی، هدایت وتربیت انسانها وعبرت آموزی است.
4-عوامل تحرک تاریخ در مکاتب مادی
1-مارکسیسم : اقتصاد وتکامل ابزار تولید
2-فروید: غریزه جنسی
3-آدلرونیچه:غریزه برتری جویی وقدرت طلبی.
4-فرانسیس بیکن:مراحل مختلف رشد علم عامل اساسی حرکت تاریخ
انتقاد به دیدگاه مادی گرایان درباره عوامل تحرک تاریخ
• بُعد معنوی، قدرت خلاق،ایمان وایثار واراده و استقامت مردان حق وانبیاء وپیروان جان برکف آنان که بیشتر از طبقه محروم ومستضعف بودند، را نادیده گرفته است.
عوامل تحرک تاریخ از دیدگاه اندیشمندان اسلامی
1- انبیاء ورهبران بزرگ الهی
2- هجرتها ومهاجرتها
3- نوابغ وشخصیتهای بزرگ علمی و...
4- ریاست طلبی وخودخواهی
5- افزایش جمعیت وپدید آمدن نیازها ي جدید و...
5-تقسیمات تاریخ
1- تاریخ نقلی
2- تاریخ تحلیلی
3- فلسفه تاریخ
تعریف تاریخ نقلي وتحليلي
1-نقلی:تحریر وبیان وقایع وحوادث واوضاع واحوال انسانها در گذشته
2-تحلیلی یاعلمی:علم به قواعد وسنن حاکم بر زندگی انسانهای پیشین که از مطالعه وبررسی حوادث ووقایع گذشته به دست آمده باشد.
فلسفه تاريخ
• علم به تحولات وتطورات تاريخ وجامعه از مرحله ي به مرحله دیگر وعلم به قوانین حاکم بر آنها را گويند.
ويژگيهاي تاریخ نقلی
1-جزئی نگروفردی است
2-علم به نقلیات است نه تحلیل آنها
3-علم به بودنهاست نه شدن ها
4-به گذشته تعلق دارد نه به حال و آینده
خصوصیات تاریخ تحلیلی
1-علم به کلیات است.
2-بررسی مسائل عقلی وتحلیلی است.
3-علم به شدنهاست.
4-علم به روش احتراز از عوامل شکستها وکاربرد آنها در آينده است
رابطه تاریخ نقلی وتحلیلی
• تاریخ نقلی به مثابه مواد اولیه برای مورخ است تا قوانین کلی را با بررسی آنها بدست آورده و گذشته را به حال مرتبط سازد وعوامل آن را تعمیم ميدهد.
برخی منابع که تاریخ را به صورت تحلیلی بحث کرده اند.
1-قرآن کریم
2-امام علی (ع) در نهج البلاغه
3-از میان قدما، ابن خلدون درالمقدمه وتقی الدین مقریزی وابن مسکویه در تجارب الامم
روش تاریخي قرآن
• نخست نقل حوادث تاریخی اقوام وملل سپس پرداختن به نکات تحلیلی.
• علاوه بر نقل تاریخ وحوادث آن به فلسفه تاریخ وجامعه شناسی نیز پرداخته.
حقایق برگرفته شده از قرآن درباره تاریخ
1- قانونمندي تاریخ.
2-تاریخ همواره دو سودارد یکی خدا ویکی انسان.
3-تاکید براراده واختیارانسان واینکه همواره تلاش انسان موثر است.
7-تاریخ ومرگ تمدنها
• تمدنها بسان انسانها پیری ومرگ دارند.
• علل سقوط بسیاری از تمدنها،ظلم وفساد و...بوده وقرآن کریم نیز برآن صحه گذاشته است
• «توین بی» ظلم وجورحکومتها راعلت اصلی انفجارمیداند.
برخي آثارخاورشناسان در تاریخ اسلام
1-تاریخ عرب: فیلیپ خلیل
2-تمدن اسلام وعرب: گوستاولوبون
3-الحضاره الاسلامیه فی قرن الرابعه:آدام متز
4-تاریخ تمدن اسلام: جرجی زیدان
5-العقیده الشریعه فی الاسلام: گولدزیهر
و...
برخی از فواید عمومی تاریخ
1-انتقال هزاران تجربه به نسلهای بعدی
2-آگاهی از عوامل رشد تمدنها ومرگ آنها
3-شناخت بهترین انسانها به عنوان اسوه
4-آگاهی ازعوامل رشد وپیدایش عقیده ها
برخی ازفواید تاریخ اسلام
• شناخت حقانیت اسلام،احکام شرعی ومراحل چگونگی وجوب ومشروعیت آنها
• شناخت روشهای مختلف تبلیغی وتربیتی وخصوصیات فردی واخلاقی پیامبر(ص) و ریشه های عقیدتی اسلام و...
علل وانگیزه تحریف در تاریخ اسلام
1-شیوه نگارش
2-اختلاف امت اسلام
3-انگیزه های غیر واقعی
4-تقرب به خلفا و...
5-جلوگیری حکام
6-تاثیرپذیری از روش علمای اهل کتاب
7-تعصبات قومی و...
8-دشمنی بااسلام
9-منع تدوین حدیث
دوران منع تدوین حدیث
• در زمان ابوبکرآغاز ودر زمان عثمان به اوج خود رسید.
• در زمان علی«ع»این منع برداشته شد.
• درزمان معاویه جلوگیری به عمل آمد تا زمان عمربن عبدالعزیز(99تا101 ه)ایشان بخشنامه کرد که حدیث را بنویسند.
برخی نظریات پیرامون آغاز تدوین احادیث
• غزالی :شروع وجمع آوری از سال 120 هجری
• ابن حجر: تا زمانی که از صحابه وتابعین کسی باقی نمانده بود ادامه داشت
• ابن خلدون: شروع در زمان تابعین
• ذهبی: تدوین رسمی در سال 145هجری
• و...
ویژگی عمومی جغرافیایی شبه جزیره عربستان
• بزرگترین شبه جزیره دنیا است
• در جنوب غربی آسیا واقع شده
• از جنوب به خلیج فارس واز شمال به دریای مدیترانه وفلسطین وبحرالمیت وسوریه در عراق فعلی محدود است
تقسیمات شبه جزیره عربستان از نظر جغرافیایی
1-بخش مرکزی
2-بخش شمالی
3-بخش جنوبی
ویژگی های بخش مرکزی
• وسیعترین قسمت شبه جزیره است که به صحرای عرب معروف است.
• کم آب، پوشیده ازشن و باران بندرت در زمستان می بارد.
• فقط در چند نقطه مانند احقاف،صهیدا ودهنا،اندکی درخت خرما به چشم می خورد.
ویژگیهای بخش شمالی
• نجد رااز تهامه وسرزمینهای بلند را از پست وساحلی جدا می سازد لذا به آن ”حجاز“ می گویند.
• سراسر فلسطین تا یمن را شامل می شود.
• شهرهاي مکه ومدینه وشهر طائف وبندر جده وینبع دراین منطقه واقع شده .
ویژگیهای بخش جنوبی
• به یمن مربوط وازنظرحاصلخیزی و... با حجاز وصحرای عرب قابل مقایسه نیست لذا به آن ”عربستان خوشبخت“ می گویند.
• چون در ساحل اقیانوس هند و دریای سرخ قرار داشته همواره مورد توجه بوده .
تقسیم بندی دیگری در خصوص شبه جزیره عربستان
1- حجاز
2- یمن
3- تهامه
4- نجد
5- عروض
سرزمین تهامه
• سرزمین پست وساحلی که در امتداد دریای سرخ از جده تا مدین در شمال کشیده شده را” تهامه حجاز“وقسمت دیگركه موازی سرزمین یمن است را ”تهامه یمن“ می نامند.
• برخی تهامه را به خاطر پست بودن در برابر نجد،«غور» می گویند
سرزمین نجد
• به برجستگی های مرکزعربستان نجد میگویند.
• در گذشته به دو بخش شمالی(ناحیه جبل الشمر ) وجنوبی وجنوب شرقی(که آن را«درعیه»گویند واکنون ریاض پایتخت فعلی عربستان است تقسیم می شد.)
سرزمین عروض
• در شرق عربستان وسواحل خلیج فارس تاامارات، عمان، قطرو کویت امتداد يافته وبیابان وریگزار است.
• بصره،احساء، قطيف وبحرین را که از قدیم شیعه نشين بوده اند را در برمی گیرد
فرهنگ عمومی جزیره العرب در آستانه ظهور اسلام
• در لاک خود می خزیدند
• غوطه ور بودن در جهل
• تصور یک نوع کرامت وبرتری نسبت به سایرین
• آزادي بي حساب و پیروی از هوای نفس
نظر ابن خلدون درباره فرهنگ عرب قبل از اسلام
• وحشی ویغما گر بودند.
• از قیود وفرمانبری حکام وقوانین سرباز می زدند
• نافرمانی نسبت به سیاست کشورداری
• غارتگری وجنگ وقتال.
اخلاق و آداب عرب قبل از اسلام
• رواج فحشا وفساد اخلاقی
• ستودن مفهوم شجاعت وتفسیرآن به سفاکی و...
• تفاخر بیجا نسبت به فزونی جمعیت
• متعصب ومیهمان نواز
مقام وحقوق زن در خانواده عرب قبل از اسلام
• به ارث رفتن زنان بعد ازمرگ شوهرهمچون بقیه ماترک
• ممنوعیت دختردادن به قبایل دیگر
• زنده به گور کردن دختران
• ازدواجهای غلط وروابط نامشروع
ماههای حرام در جزیره العرب
• عرب به خاطر آرامش و تجارت چهار ماه (ذیعقده،ذیحجه، محرم ورجب) را حرام می دانست
• جنگ های دراین ماهها را”جنگ فجار“ می نامیدند.
• تغییر ماههای حرام در صورت عدم تناسب با ایام تجارت
احترام به خانه کعبه قبل از اسلام
• احترام معنوی آن برای حنفاءموحدها که پیروان حضرت ابراهیم«ع»بودند
• تمامی قبایل واکثریت ساکنان حجاز آن را مرکز بتها قرار داده بودند
• کعبه مهمترین مرکز تجاری محسوب می شد
اهمیت کعبه در ارتباط با قبایل
• ترتیب ساختمانها درعصرقصی نسبت به اهمیت قبایل بود قریش گرداگردحرم بودوبقیه به ترتیب پس ازآنهاقرارداشتند
• منصب پرده داری مقامی بود که توسط قصی مرسوم شد.
• مناصب کعبه به طور کلی حدود بیست منصب بود.
حفر چاه زمزم
• یادگار اسماعیل بود که از مدتها قبل مسدود بود.
• عبدالمطلب آن را حفر کرد ودر ضمن حفاری یک شمشیر ودو گوساله یا آهوی طلا کشف کرد.و آنها را وقف کعبه کرد.
حکومتهای مشهور جزیره العرب
1- معین«معینيان»2
2- قتبان
3- سبائیان
4- حضرموت
5- نبطیان
6- حمیریان
7- تدمر يا پالميرا
8- غسانیان
9- لخمیان
10- آل کنده
معین(معینیان)
• بین سال(600-1200)پیش از میلاد حکومت کردند
• دامنه حکومت از خلیج فارس تا کناره دریای مدیترانه امتداد داشت.
• پایتخت«قرنه»یا«قرنا»در شمال مآرب واقع بود
قتبان
• ازسال 600 پیش از م تا قرن دوم م حکومت کردند به پادشاهان آنها مکرب می گفتند
• پایتخت قتبان، تمنع بود
• دولتهای مجاور قتبان، جباء(جعبان) و اوسان(اوطان)بودند.
حضرموت
• در سال 300م منقرض شد
• با معینی ها معاصر بود وروابط نژادی وسیاسی بسیار نزدیکی داشتند.
• پایتخت آنها سبوه بود.
• به وسیله «شمریحرعش» منقرض شد.
نبطیان
• سامی بودند
• چهار قرن -پ م- تشکیل دولت دادند
• مرکز آن پتراء یا پطراء بود که خرابه های آن در وادی موسی در کشور اردن هنوز باقی است
• خلیج عقبه مرکزعمده تجاری در پتراء بود
حمیریان
• درآغاز پادشاهان سباء وذوریدان بودند ولی کم کم به حمیریان منتقل شد سپس بر منطقه ی حضرموت یمن مسلط شدند و حکومت حمیریان آغاز شد
• پادشاهان حمیر به نام ملوک تبع خوانده می شدند
• دشمن حمیریان،حبشیان بودند
تدمر یا پالمیرا
• ویرانه اش در 225ک شمال شرقی دمشق باقی است.
• ازمراکزمهم بازرگانی بود که پایگاه نظامی نیزبه حساب می آمد.
• معروف است که تدمر را حضرت سلیمان ساخته است
• تدمر به تدریج جای پتراء را گرفت.
غسانیان یا آل جفته
• ازاقوام مهاجر جنوب بودند که بعد از شکستن سد مآرب به شمال رفتند.
• نخست تحت حمایت قبیله سليح بودندوبعدتحت حمایت روم قرار گرفتند.
• به نفع روم وبرعليه لخميان می جنگیدند
لخمیان
• آل لخم به آخرین پادشاهان آل منذر میگويند.
• دراواخرقرن” سوم م “ برحیره حکومت می کردند.
• تابع ومتحدایران در جنگ علیه روم بودند.
• تا قرن ”هفتم م“ حکومت کردند.
• پادشاه معروف آنها نعمان ابن امرء القیس بود.
آل کنده
• از مردم جنوب عربستان بودند وپیش از اسلام بر ناحیه ی غربی حضرموت حکومت می کردند.
• اولین پادشاه مشهورکنده،حجربن عمروبود که به او ” آکل المرار “ (خورنده گیاه تلخ )می گفتند.
• مرکز اصلی در دومه الجندل بود
دین در جزیره العرب
• بت پرستی اولین بار توسط عمروبن لحی از موآب عراق وارد مکه شد.
• به گفته برخی مورخان، اعراب پیرو دین حنیف بودند که آن را از اسماعیل گرفته بودند.
• ابراهیم مورد احترام اکثر ملتها وامتها بود.
علل بت پرستی درجزیره العرب
• دعوت عمروبن لحی به پرستش بت هبل .
• کلبی: همراه بردن سنگی از اطراف کعبه وطواف آن.
• ابن هشام: بتهای ود، شواع و...اقوام صالحی بودند که بعدها پنج بت به شکل آنها ساختند.
یهود در جزیره العرب
• شاخه ای از قوم موسی ونسلی از قوم یعقوب بودند.
• دریمن بیشتر به کشاورزی ودر یثرب به آهنگری واسلحه سازی و...می پرداختند.
• اطلاع از ظهور اسلام داشتند.
مسیحیت در عربستان
• کم وبیش در عربستان وجود داشت
• تاریخ ورود آن کاملا معلوم نیست.
• شوقی می نویسد که ورود نصرانیت به یمن احتمالا باید در قرن چهارم میلادی باشد.
تاریخ جهان در آستانه ظهور اسلام
1-ایران ساسانی
• نوع حکومت:استبدادی،شاهنشاهی وسلطنتی
• پادشاه :خسروپرویز
• عامل سقوط:عیاشی وهرزگی از یکسو وتجاوز وظلم از سوی دیگر.
• دین رسمی: زرتشتی.
طبقه بندی مردم در نظام ساسانی
1-طبقه بزرگان
2-طبقه مغان یا رهبران مذهبی
3-طبقه برزگران
4-طبقه بازرگانان
5-طبقه پیشه وران
2-امپراتوری روم شرقی
• مرکزامپراطوري: روم.
• مرکزامپراطوري روم شرقي: قسطنطنیه ازمجلل ترین شهرهای جهان بودكه کلیسای معروف ایا صوفیا دراين شهرقرارداشت.
• دین رسمی:نخست بت پرستی سپس مسيحيت .
سلسله انساب عرب
1-بائده: به طور کلی نابود شده اند مانند عاد و...
2-عاربه یا اصیل: که به عرب قحطانی مشهورند
3-مستعربه: از نسل اسماعیل«ع» هستند که به آنها عدنانی می گویند
تقسیم بندی دیگر عرب
1-تیره فوق قریش:
ازنسل عدنان ومعدهستندوعدنان نیزجد بیستم پیامبر(ص) است
2-تیره قریش:
معنای قریش
1- تقرش به معنای تجارت واکتساب
2- تفتیش از نیازمردم ورفع حاجات آنها
3- دارای بازوان محکم
4- تجمع وشهری، در مقابل بدوی
تاریخ ولادت پیامبر اسلام (ص)
1- اکثرعلمای اهل سنت وجماعت و کلینی از علمای شیعه 12ربیع الاول سال عام الفیل
2- اکثرعلمای شیعه17 ربیع الاول سال عام الفیل، روایت اهل بیت نیز موید آن است.
برخی مسائل پیرامون سال عام الفیل وحمله سپاه ابرهه
• توجه به عام الفیل می رساند عرب تاریخ مشخصی نداشته.
• یعقوبی: قریش تاریخ خود را از وفات قصی ثبت کرد وبعد ازسپاه ابرهه آن را مبدا تاریخ قرارداد.
• برخی نابودی سپاه ابرهه را دروادی محسر بین منا ومزدلفه(مشعر الحرام)می دانند.
اجداد پیامبر
• عبدالمطلب،هاشم،عبدمناف،قصی کلاب مره،لوی ...عدنان
• پیامبر(ص) مي فرمايد:وقتی که نسب من به عدنان رسید از شمردن بقیه تا حضرت اسماعیل وابراهیم خودداری کنید.
پدر ومادر گرامی پیامبر«ص»
• پدر:عبدالله درسن 25سالگی درمسافرت به یثرب بیمار شد وازدنیا رفت ودر آنجا دفن شد.
• مادر:آمنه بنت وهب، شش سال وسه ماه پس از ولادت پیامبردر سفربه یثرب در بین راه در محلی به نام ابواء فوت کرد.
حوادث هشدار دهنده شب میلاد پیامبر«ص»
• ایوان کسری شکاف برداشت وچند کنگره آن فرو ریخت.
• آتشکده فارس خاموش شد.
• دریاچه سماوه(ساوه) خشکید.
• بتهای درون کعبه ریخت.
• نوری از خانه پيامبر(ص)به آسمان برخاست.
نامها وکنیه پیامبر
• نام :محمد.
• نامهای دیگر پیامبر (ص) :احمد ،طه،محمود،یاسین و...
• کنیه مشهور آن حضرت:ابوالقاسم .
عبد المطلب جد بزرگوار پیامبر
• رئیس قبیله قریش بودواو را ابراهیم دوم می نامیدند.
• در زمان حمله ابرهه دستور داد مردم به کوهها ودره ها پناه ببرند.
• در سن 80 سالگی زمانی که پیامبر در سن هشت سالگی (8سال و8ماه و8روز)بود درگذشت.
آئین نیاکان پیامبر«ص»
• عبدالمطلب و ابوطالب همچون خود پیامبر موحد بودند.
• بسیاری ازعلمای اهل سنت ازجمله علمای معتزله به ایمان ابوطالب اعتراف کرده اند.
• شیعیان معتقدند تمام اجداد پیامبر مومن بوده اند
نظر علامه مجلسی درباره ایمان پیامبر(ص)
1-پیرو دین توحیدی حضرت ابراهیم یا شرایع گذشته بود.
2-دین توحید وآیین اسلامی به او الهام می شد.
3-پیرو دین یکتا پرستی دیگری غیر ازاسلام بوده است .
مسافرت به شام وبرخورد با راهب یهودی
• در سنین12-9 سالگی همراه ابوطالب سفری به شام رفت.
• برخورد با راهبی به نام بحیری در مکانی به بصری در منطقه حوران وی نشانه های نبوت را در پيامبر می بیند.
• سفارش به ابوطالب برای حفظ پیامبر از آسیب یهودیان
عوامل ازدواج خدیجه با پیامبر«ص»
1-گزارشهای میسره از شام درباره صفات محمد
2-مشاهده صفات نبوت توسط دانشمند یهودی
3-گفتار ورقه ابن نوفل .
4-خدیجه خواب دید که خورشید در خانه وی فرود آمد
5-عفت وپاکی ونجابت خدیجه
کارهای مهم پیامبر پیش از بعثت
1-شرکت پیامبر در حلف الفضول
2-سفر به شام
3-نصب حجرالاسود
تعریف وحی وانواع آن
• وحی نوعی رابطه ودریافت حقایق از جهان غیب است
1-وحی تکوینی
2-وحی به فرشتگان برای تدبیر امور
3-وحی والهام غریزی
4-وحی به افراد معمولی
5-ارتباط پنهانی موجودات نامرئی
6-وحی به انبیاء
صورتهای مختلف وحی به انبیاء
• رویای صادقه
• بی واسطه خدا
• از پشت مانع
• توسط رسولان وفرشتگان وحی
تاریخ شروع آغاز بعثت
• نظر مشهور:27رجب سال -40- بعد ازعام الفیل
• اهل سنت ماه رمضان سال -40-
• برخی مورخان اهل سنت روزهای- 27،24،18،17- رمضان وبرخی- 14- ربیع الاول را روز مبعث می دانند.
تقسیم بندی حوادث مهم بعثت
1-از بعثت تا هجرت(13سال)
2-از هجرت تا رحلت پیامبر(10 سال)
اولین ایمان آورندگان به پیامبر
• اولین مومن علی«ع»است وبعد خدیجه
• سپس جعفربن ابیطالب وزیدبن حارثه
• ابن اثیروابن عبد البراسلام آوردن حمزه ،ابوبکر وعمر را به ترتيب در سالهاي دوم، پنجم و پنجم تا ششم بعثت می دانند.
آغاز دعوت علنی
• با نزول آیه انذار پیامبر(ص) به علی(ع) دستور می دهد مقدمات دعوت سران بنی هاشم را فراهم کند.
• نخستین دعوت با نوعی کرامت همراه شد.
• هیچ کس بجز علی (ع) حاضر به همکاری با پیامبر نشد.
دعوت عمومی وهمگانی
• با نزول آیه -یا ایها المدثر- طبق نقل صاحب مجمع البیان و با نزول آیه -فاصدع با تومر و...- طبق نقل مشهور دعوت عمومی پیامبر آغاز می شود.
مكان دعوت عمومي پيامبر(ص)
• پیامبر در محفل عمومی قریش در کنار کعبه وبالای کوه صفا وبه نقلی درابطح دعوت خود را علنی می کند.
وضعيت مسلمانان بعد از دعوت
• آغاز فشاروشکنجه نسبت به پیامبرونومسلمانان مانند یاسر وسمیه
• دعوت به صبروفرمان هجرت توسط پیامبر(ص)
علت هجرت به حبشه
• دریای سرخ بین حبشه وعربستان فاصله بود وامکان دسترسی قریش کمتر بود.
• مردمان حبشه نزدیکترین آئین آسمانی را نسبت به اسلام داشتند.
• شاه مسیحی با انصافی داشت.
تعداد ودفعات هجرت به حبشه وپیامدهای آن
1-هجرت اول دررجب سال 5 بعثت به رهبری عثمان بن مظعون با 12 مرد و4 زن.
2-هجرت دوم بین سالهای 5 تا 7 بعثت انجام شد به رهبری جعفربن ابیطالب با 83 مرد و18 زن
برخی تحولات اسلام به عنوان مکتب جدید
• از هم پاشیده شدن نظام قبیلگی
• جا افتادن اسلام به عنوان یک مکتب ودین جدید
• ساختن عقاید واصول اسلامی
مراحل مبارزه مشرکین با قرآن
1-مقابله به مثل
2-تهمت سحر وجادو زدن به قرآن
3-تحریم استماع قرآن
4-استمداد از یهودیان مدینه
شیوه های مبارزه مشرکین بااسلام وپیامبر
• مبارزه با قرآن
• پیشنهاد مصالحه با پیامبر(ص) .
• صحیفه ملعونه وسیاست تطمیع وتهدید را در پیش گرفتن.
مواد پیمان نامه قریش (صحیفه ملعونه)
1-تحریم همه گونه خرید وفروش
2-قطع ارتباط ومعاشرت
3-عدم تزویج وارتباط زناشویی
4-طرفداری درتمام مواردازمخالفان پيامبر«ص»
عکس العمل پیامبر ومسلمانان در برخورد با صحیفه ملعونه
• به پیشنهاد ابوطالب، بنی هاشم سه سال به شعب ابی طالب رفتند.
• خبر پیامبردر ارتباط با اینکه موریانه صحیفه را خورده به جزکلمه(بسمک اللهم)
برخی از استراتژی هاي پیامبر برای پیشبرد دین اسلام
1-سفر به طائف
2-دعوت قبایل در ایام حج
الف:بیعت الحرب وبیعت النساء
3-هجرت مسلمانان به حبشه
4-هجرت به مدينه و...
عوامل زمینه ساز هجرت پیامبر به مدینه
الف:بیعت النساء:پیمان عقبه اولي با مردم مدینه متشکل از 12نفر در گردنه منی بسته شد.
ب:بیعت الحرب یا پیمان عقبه :متشکل از 73زن ومرد از قبایل یثرب.
مواد بیعت النساء
• عمل به وظایف و وجوب جهاد در راه خدا
• به خداوند شرک نورزیم
• مرتکب زنا نشویم
• فرزندان خود را نکشیم
• به یکدیگر تهمت نبنديم
• معصیت ونافرمانی خداوند نکنیم
علل نامگذاری این پیمان به بیعت النساء
1-همانند بیعتی بود که پيامبراز زنان مکه پس از فتح مکه گرفت.
2-عفراء دخترعبید بن ثعلبه در آنجا حضور داشت ونخستین زنی بود که باپیامبر بیعت کرد
3-چون اخلاقی واعتقادی بود نه نظامی وجنگی
دارالندوه وتوطئه قریش
• محلی در کنار کعبه که قریش وسایر قبایل در امور مهم به شور می نشستند.
• پیشنهاد کشتن، زندانی کردن و... انجام گرفت كه درنهایت ابوجهل گفت ازهر قبیله یک نفر انتخاب وشبانه پیامبر را به قتل برسانند که این پیشنهاد تصویب شد.
لیلةالمبیت واقدامات پیامبر
1-پیامبربا استفاده از تاریکی شب و... به اتفاق علی(ع) وارد کعبه شدند وبتها را از بین بردند
2- خوابيدن علی(ع) در بسترپیامبر(ص)
3-نزول آیه 30سوره انفال در شأن علی(ع)
عکس العمل قریش برای یافتن پیامبر(ص)
• تعیین یکصد شتربرای پیدا کردن پیامبر(ص) به عنوان جایزه
• تعقیب در کوچه وبازارمکه
• استفاده از اشخاصی به نام عراف
آغاز هجرت پیامبر
• پیامبرپس از3روز توقف درغاربا دو شتر ازغارخارج شد وبه سوی مدینه حرکت کرد.
• حرکت از غارتا قبا واز قبا تا مدینه تاریخ دوران هجرت را رقم می زند.
کارهای مهم پیامبر(ص) در قبا
• تاسیس اولین مسجد دراسلام به نام قبا .
• شکستن بتها
• استقبال ازعلی(ع)
• انتظاررسیدن قافله فواطم(فاطمه زهرا،فاطمه بنت اسد، فاطمه بنت زبیر)
كيفيت ورود پیامبر(ص)به مدینه
• حرکت در روز جمعه از قبا و برگزاری اولین نماز جمعه در محله بنی سالم
• استقبال مردم مدینه از پیامبر(ص)
• اسکان پیامبر(ص) درخانه ابو ایوب انصاری
• پایه ریزی بنای مسجد النبی
برخی ازاقدامات پیامبر در سال اول هجرت
• ساختن مسجدالنبی
• اعلام موجودیت اسلام وحکومت اسلامی
• بستن پیمان برادری میان انصار ومهاجرو پیمان عمومی با مردم مدینه
• ازدواج علی (ع) و فاطمه (ع)
• مقرر نمودن نمازهای یومیه و...
رویدادهای سال دوم هجرت
• سریه های حمزة وعبیدةبن حارث وعبدالله بن جحش
• غزوه بواط،ابواء ، العشیره ، بدروبنی قینقاع
• مقرر شدن اذان
• وجوب زکات وروزه
• دستور قربانی درعید اضحی
• نزول آیات جهاد
• تغییر قبله
رویدادهای سال سوم هجری
• سریه محمد بن مسلمه
• غزوه احد
• تولد امام حسین طبق نقل کلینی در کافی، اکثر مورخان آن رادر سال چهارم هجری می دانند.
رویداد های سال چهارم هجرت
• سریه رجیع
• سریه بئر معونه
• غزوه بنی نضیر
• غزوه ذات الرقاع
• غزوه بدر دوم
رویدادهای سال پنجم هجرت
• غزوه دومةالجندل
• غزوه خندق
• غزوه بنی قریظه
• مبارزه با سنتهای غلط
رویداد های سال ششم هجرت
• غزوات بنی لحیان وذی قرد
• شورش بنی مصطلق
• درگیری میان مهاجران وانصار
• صلح حدیبیه
• مهاجرت زنان مکه
رویداد های سال هفتم هجرت
• نامه پیامبر به خسرو پرویز پادشاه ایران
• سفیر پیامبر در سرزمین روم
• فتح خیبر
رویدادهای سال هشتم هجرت
• جنگ موته
• فتح مکه
• غزوه حنین
• غزوه طائف
رویدادهای سال نهم هجرت
• بت شکنی علی(ع)
• غزوه تبوک
• ویران کردن مسجد ضرار
• نزول آیات سوره برائت(توبه)
• سنةالوفود
رویدادهای سال دهم هجرت
• سوگ فرزند
• دعوت به مباهله با مسیحیان نجران
• حجة الوداع
• واقعه غدیر
• پیامبران دروغی
• اعزام لشکر
• طلب نمودن دوات وصحیفه
• بیان حدیث ثقلین
• رفتن به بقیع
حوادث پس از رحلت رسول خدا
• شدت گرفتن بازیهای سیاسی وخلافت ابوبکر، عمروعثمان
• حقانیت علی (ع) لحاظ نگردید
• انتخاب وجذب مطرودان پیامبر
• قتل عثمان وبیعت با علی (ع)
• حکومت امام علی (ع) و...
پیمان های رسول الله واحکام دینی
• عقد پیمان سیاسی،اقتصادی واجتماعی با مردم مدینه
• پیمان عدم تجاوز با یهود یثرب
• عقد اخوت
• نمازهای متعدد
• وجوب روزه
• تحریم شراب
برخی از موارد وبندهای پیمان سیاسی و... با مردم مدینه
• شامل4بند و 37ماده بود
• بند1:امضاءکنندگان تشکیل ملتی واحد را می دهند
• بند2:پرداخت هزینه جنگی توسط یهودیان همانندمسلمانان
• بند3:دفاع مشترک از یثرب .
• بند4: حمایت نکردن از ظالم ومجرم.
پیمان عدم تجاوز با یهود یثرب
• مسلمانان ویهودیان مدینه ملت واحدی هستند
• آزادی یهودیان در انجام مراسم مذهبی
• کمک نکردن به دشمن یکدیگر
• لزوم دفاع ازمدینه
• مشورت در قرارداد صلح
• داورنهایی پیامبر(ص)
سریه های وغزوات قبل از جنگ بدر
• سریه ها:حمزه بن عبدالمطلب(رمضان سال اول درالعیص)سعدبن ابی وقاص(منطقه خرار از جحفه سال دوم هجرت)عبیده بن حارث(شوال سال اول در رابغ)عبدالله بن جحش (رجب سال دوم)
• غزوات: ودان بواط،بدراولی والعشیره
علل پیروزی مسلمانان در جنگ بدر
1-ایمان راسخ وداشتن هدف عالی
3-مرکز وستاد مطمئن
4-نظم ومقررات
5-آرامش کامل فرمانده واطاعت ازآن
6- مشورت واحترام به آراء اصحاب
7-شرکت مستقیم فرمانده در جنگ
غزوه حمراءالاسد وانگیزه ی پیامبر
• قریش مغرور نشوند وبدانند که نیروهای مسلمانان باقی مانده وقوی هستند.
• پاسخ به منافقان و... که مبادا قصد حمله کنند.
• تقویت روحیه مسلمانان شد و زدودن آثار شکست احدازذهن آنان
برخی ازعلل شکست مسلمانان در احد
• غرور ناشی از پیروزی در بدر
• نافرمانی از دستور فرمانده
• توجه به مادیات وغنایم
• شایعه شهادت پیامبر(ص)
• تجربه وتاکتیک بیشتر قریش و...
ویژگیهای جنگ احزاب
• اتحاد قبایل عرب با تحریک یهودیان بنی قریظه
• بازگشت پیامبر چند ماه قبل از جنگ به مدینه وتشکیل شورای جنگی وحفر خندق
• اختلاف افکنی بین یهودیان وقریش به درخواست پیامبر(ص)
• پیکارعلی(ع) با سرآمدان سپاه احزاب
ویژگیهای صلح حدیبیه
• در سال ششم هجری درمکانی به نام حدیبیه بسته شد.
• به تعبیر قرآن فتح مبین لقب یافت.
• پیامد آن پیروزیهای متعدد برای اسلام وعامل مهم توسعه وصدور اسلام گردید.
برخی از مفاد پیمان صلح حدیبیه
• ترک جنگ بین طرفین تا ده سال
• آزادی پیمان بستن با هر قبیله ای دیگر
• آزادی مسلمانان مکه در انجام وظایف مذهبی.
• محترم شمردن اموال یکدیگر و...
ویژگیهای جنگ خیبر
• محاصره دژهای خیبر در سال هفتم
• حرکت شبانه ومخفیانه پیامبر به علت مشهوربودن ونیرنگهای یهود
• فتح خیبرتوسط علی (ع)
• متواری شدن یهود با کشته شدن حارث ومرحب
ویژگیهای جنگ ذات سلاسل(وادی الرمل)
• نبرد در منطقه وادی الرمل یا وادی یابس با قبایل بنی سلیم وقضاعه
• نزول سوره والعادیات
• انتخاب ابوبکرسپس علی به عنوان فرمانده
• علت نامگذاری:دشمنان اسیر ودربند بودند وبه نقلی کنار همدیگر را بسته بودند
برخی مسائل در فتح مکه
• نقض پیمان قریش باعث شد پیامبرمکه را فتح کند.
• اعلام 9 محله ی مکه به عنوان محل امن از جمله خانه ی ابوسفیان
• اذان گفتن بلال بالای بام کعبه وپاکسازی آن
جنگ حنین
• درسال هشتم
• فرار یاران پیامبر
• با فداکاری بنی هاشم وعلی(ع) مبدل به پیروزی شد.
• نقش برخی اززنها مهمتراز برخی مردان همانند نسیبه و...
• بخشیدن اسیران توسط پیامبر
غزوه طائف
• پناهنده شدن بسیاری از سران حنین در طائف
• طائف دژقوم ثقیف ویکی از بزرگترین بتها وبتخانه ها در آنجا قرار داشت
• موکول کردن محاصره به وقت دیگری
• بخشیدن اسیران توسط پیامبر
جنگ موته
• درسال هشتم هجری با رومیان به وقوع پیوست.
• هدف تنبیه امیران دست نشانده روم وملوک وابسته در سرزمین شام
• شهادت هر سه فرمانده پیامبرجعفر،زید وعبدالله
جنگ تبوک
• سال نهم
• بسیج عمومی پیامبر برای مقابله با منافقان، مشرکان، یهودیان ، امپراتوری روم اعلام شد
• مشخص کردن مقصد جنگ برخلاف دیگر جنگها
• جانشینی علی(ع) درمدینه
• فرار دشمن
ویژگیهای جنگ تبوک در متون دینی وقرآن
• تبلیغ منافقان بر کوچ نکردن در فصل گرما
• شرکت برخی مومنان در بسیج عمومی
• عدم اعزام برخی مسلمانان به خاطر قحطی و...
• توبه برخی از متخلفان جنگ
• خنثی شدن توطئه با جانشینی علی(ع)
• نابودی مسجد ضرار و...
برخی از زمینه های گسترش اسلام
• شخص پیامبر
• قرآن
• ماهیت اسلام
• محیط دعوت
• خصلتهای عربی
• آمادگی فطری وبشارت یهود و...
• نقش خویشاوندان
• نبودن دینی جامع و...
نقش شخص پیامبر در گسترش اسلام
• ویژگیهای روحی واخلاقی
• شرافت نسبی
• سوابق روشن زندگی پیامبر
• سجده نکردن بر هیچ بتی
• امی بودن و...
نقش قرآن در گسترش اسلام
• الفاظ جالب وگیرا
• معانی رسا ومحتوای دلنشین
• جاذدبه های عمومی وآهنگ صوت وتلاوت قرآن
• نزول تدریجی
ویژگیهای ذاتی اسلام در گسترش آن
• فطری بودن احکام وقوانین
• آسان بودن
• ضد ظلم وطرفدارعدل بودن
• دفاع از محرومان ومستضعفان
• مبارزه علیه ملاءومترف و...
خطوط رهبری در سیره پیامبر«ص»
• به طور مسلم پیامبر در فکر آینده اسلام ومسلمین بوده وکسی را به عنوان جانشین معرفی کرده
• علاوه بر آیات روایاتی وجود دارد که بربرتری ونصب علی(ع) بر خلافت دلالت دارد.
• برگزیدن علی(ع) در ابتدای بعثت
• احادیث منزلت، سفینه، ثقلین، قلم ودوات
• جانشینی علی(ع) در جنگ تبوک از سوی پیامبر(ص)
• سوره برائت
• آیات مباهله،تطهیر،ولایت و...
ویژگیهای سقیفه
• در ناحیه شمال(غربی)مسجد النبی قرار داشت.
• سایبان کوچکی بود که محل اجتماع مرد م مدینه بود
• علت اجتماع مردم در سقیفه گفتگو برای تعیین سرنوشت و وضع سیاسی بعد از پیامبر(ص) بود.
علت تشکیل سقیفه از طرف انصار
• پیش دستی کردن نسبت به قریش
• آگاهی به اینکه قریش در حال کنار زدن علی (ع) است
• وحشت داشتن از انتقام قریش و مهاجران
• ناخشنودی کینه توزان قریش از انصار و...
علل سکوت علی در برابر ناملایمات
• نداشتن یاوری جز اهلبیت (ع)
• ترس از مرگ اهلبیت (ع)
اعتراف خلفا و... بر حقانیت علی(ع)
• عمروابوبکر در مواردی به برتری و فضایل علی اعتراف کرده اند
• ازعایشه به تواتر نقل شده که علی داناترین مردم به سنت پیامبر بود
گروههای بیعت کننده با امام علی(ع)
• مهاجر از جمله مقداد،عمار و...
• انصار از جمله ابوایوب انصاری،خالد بن ولید و...
• گروه بنی هاشم ، دوستان وشیعیان
• سایر گروهها
دلایل استنکاف امام علی ازپذیرش خلافت
• فاصله گرفتن مردم از سنت واقعی
• تقسیم بی حساب بیت المال وپست ها
• اتمام حجت با مردم
• حراست ازاسلام راستین
مشکلات دوران خلافت امام علی
• مشکل قتل عثمان
• مشکل اجرای عدالت اقتصادی ومسئله قبیله ونژاد
• مشکل برخورد با غارتگران بیت المال
گونه شناسی مخالفان امام علی
1-سران بنی امیه
2-حسودان ورقیبان
3-کسانی که از قبل نسبت به حضرت کینه داشتند
4-ناراضیان برنامه های اصلاحی
5-غارتگران بیت المال
6-فتنه جویان ومنافقان
7-خائنین به اسلام
علل انحراف از دین وسنت
1-تز”حسبنا کتاب الله“ وشعارعمر وسخن ابوبکر در روز رحلت پیامبرواعلام ضمنی ترک عترت
2-عمل به اجتهاد عامیانه توسط ابوبکر بدون حد ومرز
3-منع از نوشتن حدیث ونقل آن
دلایل جنگ های علی
• برای جلوگیری از انحراف اساسی در دین ونشان دادن چهره باطنی سه گروه مخالف
• براساس دستور پیامبربرای جلوگیری از تاویل نابجا، روی سکوت وقیام وصلح امامان معصوم حساب شده.
جنگ های علی در دوران خلافت
1-ناکثین (پیمان شکنان)جنگ جمل
2-قاسطین(ظالمین)جنگ صفین
3-مارقین(خارج شدگان از دین)جنگ نهروان
جنگ جمل
• حدود شش ماه پس از قتل عثمان در سال 36هجری به وقوع پیوست
• طرفهای شاخص در جنگ با امام، طلحه، زبیر وعایشه بودند.در نهايت شكست خوردند
جنگ صفین
• اول صفر سال 37هجری
• معاویه وعمروعاص طرف جنگ با علی(ع)
• با سخت گیری امام در رعایت موازین شرع،معاویه چاره ای جز جنگ نداشت
• شهادت عماروخزیمه
• پذیرش حکمیت
مفهوم مارقین
• از ریشه(مرق)ومرادف با لفظ خوارج است
• اهل سنت: به کسی که بر امام وحاکم خروج کنداطلاق می كنند
• شیعه: به کسی که برامام حق وعادلی که منصوص پیامبر ومنصوب از طرف خداست خروج کند.
اشکالات خوارج بر امام علی
• حاکمیت از آن خداست نه علی(ع).
• چرا علی (ع)جنگ جمل را به راه انداخت.
• چگونه علی (ع)راضی گردید در عهد نامه با معاویه لقب امیرالمومنین را حذف کند.
اقدامات خوارج در کوفه
• شایعه سازی و برهم زدن سخنرانیهای امام (ع) واخلال در نماز جماعت
• اظهار کینه وحسادت
• تهدید امام به قتل وتشکیل جلسات مخفی
• ترور افراد بی گناه
فلسفه نهی امام از کشتن خوارج بعد از خود
• خوارج خار چشم امویان
• تکلیف به جنگ به معنی نابودی کامل شیعه بود
• خوارج عامل سقوط بنی امیه
• ظاهرا افرادی عابد بودند که کسی جرأت مقابله با آنها را نداشت.
مشخصات امام حسن
• کنیه:ابو محمد
• القاب:مجتبی، ریحانه الرسول،سبط النبی والسید الزکی
• تولد:نیمه رمضان سال سوم هجری در مدینه
• پدر:علی بن ابیطالب
• مادر:فاطمه دختر رسول خدا
• شهادت:28صفر سال50به دست جعده
برخی دیگر از ویژگیهای امام حسن
• نگاه مثبت رسول الله به امام حسن
• بسیار شجاع ومبارز
• در جنگهای حضرت علی حضور داشته
• علم امام مجتبی در نگاه پیامبر
• 20تا25بار پیاده حج مشرف شد.
برخی از علل صلح امام مجتبی(ع)
• شخصیت حیله گرمعاویه
• خطر تهاجم روم
• خستگی مردم وتلفات بسیار در جنگهای قبل
• زمزمه ی برادر کشی برخی مسلمانان
• رفاه زدگی ورفاه طلبی وتعصبات قومی و...
تحلیل صلح امام حسن (ع)از دیدگاه نقلی
• میل مردم به صلح وکراهت از جنگ
• نداشتن یارویاور
• داشتن مصلحت وحکمت
• عزت دادن به مسلمین
• دفع کشتار بی رحمانه
برخی از بندهای پیمان صلح امام حسن(ع)
• واگذاری حکومت به معاویه به شرط عمل به قرآن وسنت
• بعد از معاویه خلافت از آن حسن بن علی
• توقف سب ولعن علی(ع) در حال نماز
• ترجیح بنی هاشم بر بنی امیه در بذل وتعیین مقرری
• تسلیم یک میلیون درهم از خراج داربگرد به امام مجتبی
• تعهد معاویه بر درامان بودن شیعیان وامان دادن به یاران امام
• هیچ خطری متوجه امام حسن وحسین نشود
مشخصات امام حسین(ع)
• پدر:علی ابن ابیطالب
• مادر:فاطمه دختر پیامبر
• کنیه:ابوعبدالله
• القاب:سید الشهداء و سبط اصغر
• تولد:سوم شعبان سال چهارم هجری
• مدت امامت:دو سال
• شهادت:جمعه دهم سال 61هجري در کربلا.
امام حسن در قرآن وروایات
• مصداق آیات،ذی القربی،ابنائنا، تطهیر وسوره های هل اتی وکوثر
• پیامبراو را سید جوانان اهل بهشت ریحانه و... خواند
• مهدی امت از نسل اوست و...
امام حسین در دوران حیات پدر
• از مدافعان امامت وخلافت
• جنگ برعلیه قاسطین،ناکثین ومارقین
• پاسخگویی به سوالات علمی در زمان خلفا
امام حسین در دوران امام مجتبی
• پیروی از امام حسن وحجت خدا
• اظهارهمدردی با محبان اهل بیت با بیان اینکه به صلح راضی نبوده
• همراهی با امام حسن در پیمان صلح
اقدامات امام حسین(ع)
• روشنگری
• مبارزه با مروان بن حکم
• استیضاح معاویه
• اقدام فرهنگی در دوران معاویه
موانع ولیعهدی یزید
• بی حیایی ومیگساری وعدم لیاقت باطنی وظاهری
• زیر پا گذاردن عهد نامه صلح
• شهادت امام حسن (ع)توسط معاویه
• وجود شخص امام حسین(ع)
زمینه قیام امام حسین
1-پایان یافتن مواد پیمان صلح
2-تمام شدن قدرت نفوذ معاویه
3-پایان یافتن عوام فریبی معاویه
برخی از اقدامات قبل از قیام
• نامه یزیدبه حاکم مدینه برای بیعت گرفتن ازامام حسین(ع)
• حرکت امام به سوی مکه
• اعزام مسلم
• حرکت از مکه
• برخوردها وحوادث میان راه
فلسفه قیام از دیدگاه امام حسین(ع)
• پاسداری از دین
• اتمام حجت
• تهدید یزید یا بیعت یا کشتن
• امربه معروف و نهی ازمنکر
• ارائه صحیح امامت
• اصلاح امورونجات مسلمانان ازجهالت
• احیاء کتاب وسنت
• زدودن بیعت
• اجرای سیره
علل عدم همراهي مردم با امام حسين(ع)
• اعلام نکردن جنگ وجهاد عمومی
• امام مي خواست با شهادت مظلومانه انفجاري عظيم در جهان اسلام بيفكند
• روشن شدن حقانيت امامان
• سوزاندن ريشه ظلم بني اميه
دلايل چرخش جمعيت به نفع بني اميه
• سوء استفاده از حقایق اصیل بشری واجتماعی
• حفظ وحدت واجتناب از تفرقه
• حرمت نقض عهد
• اعتقاد به جبر وتفسیر غلط از قضا وقدر
برخی از نتایج قیام امام حسین(ع)
• افشای چهره ضد اسلامی بنی امیه
• نامشروع جلوه دادن خلافت اموی
• احیاء روحیه شهادت وایثار
• احیاء روحیه قیام ومبارزه علیه بنی امیه و...
برخی از قیام های بعد از عاشورا
• عبدالله بن عفیف ازدی در کوفه
• قیام مردم حلب
• واقعه حره
• قیام توابین و...
صرف و نحو کاربردي 1
|
جلسه اول موضوع: حروف و حركتها |
|
خلاصه: |
|
حروف هجاء ۲۹ حرف مي باشند. يعني همان حروف الفباي فارسي بدون پ، ژ، گ و چ. الف و ي دو حرف مختص زبان عربي است. |
|
خودآزمايي |
|
الف) تلفظ حرف در كلمه ب) آوردن همزه اول حرف ج) با ال خواندن حرف د) مضاعف كردن حرف |
|
۲- فِستِق معرب كدام گزينه مي باشد؟ |
|
الف) پالوده ب) پيل ج) پسته د) بنفش |
|
۳- كدام اسم با حروف شمسي شروع شده است؟ |
|
الف) ساعة ب) كريم ج) انسان د) يقين |
|
۴- در كلمات " قاضٍ – هادٍ" تنوين به چه منظور ذكر گرديده است؟ |
|
الف) تنوين العوض از حرف ب) تنوين العوض جمله ج) تنوين العوض اسم د) تنوين مضاف اليه |
|
۵- در كدام گزينه (ال) تلفظ مي شود؟ |
|
الف) اللطيف ب) الطفل ج) الشهيد د) الكفر 1-ب 2-ج 3-الف 4—الف 5- د |
|
جلسه دوم موضوع: كلمه و انواع آن |
|
خلاصه :كلمه، لفظي است كه براي معناي مفردي وضع شده و از يك تا ۷ حرف تشكيل شده است. |
|
خودآزمايي |
|
الف) في ب) جاء ج) ذهاب د) اِخلولقَ |
|
۲- نشانه ي اسم بودن كلمه يا بُنيَ چيست؟ |
|
الف) معرفه بودن ب) مضاف اليه ج) ضمير بودن د) مصغر بودن |
|
۳- كاتِب و كتاب به ترتيب عبارتند از.... |
|
الف) فعل و اسم ب) اسم و فعل ج) هر دو اسم د) هر دو فعل |
|
۴- (كلمة تدول علي معني و تقتون بزمان) تعريف كدام گزينه است؟ |
|
الف) فعل ب) اسم ج) حرف د) كلمه |
|
۵- حروف عامل بر كلمه بعد از خود ....؟ |
|
الف) اثر نمي گذارد ب) اثر مي گذارند ج) گاهي اوقات اثر مي گذارند د) كلاً اثر پذير هستند 1-ج2-د3-ج4-الف 5- ب |
|
جلسه سوم موضوع: مذكر و مؤنث |
|
خلاصه : اسم از نظر جنس يا مذكر است و يا مؤنث ( بدون آنكه جنسيت داشته باشد) مانند قلم -> مذكر، طاولة -> مؤنث |
|
خودآزمايي |
|
الف) سُكاري ب) سَكري ج) سُكري د) سكرانات |
|
۲- كدام گزينه مؤنث لفظي است؟ |
|
الف) مريم ب) قلم ج) موسي د) اعلام |
|
۳- (ة) تأنيث در كلمه زير نشانه چه مي باشد؟ (نسوة) |
|
الف) كثرت ب) وحدت ج) طائفه د) مذكر |
|
۴- نشانه ي تأنيث در كلمه حمراء چيست؟ |
|
الف) ا ب) را ج) ء (همزه) د) اء |
|
۵- كلمه (ام) چگونه كلمه اي است؟ الف) مؤنث لفظي ب) مؤنث مجازي ج) مذكر معنوي د) مؤنث معنوي 1- ب 2- ج 3- الف 4- د 5-د |
|
جلسه چهارم موضوع: مذكر و مؤنث، اسم |
|
خلاصه : ۱- هر گاه فاعل، مؤنث حقيقي باشد و با فعل فاصله نداشته باشد فعل نيز مؤنث آورده مي شود مانند سافرت فاطمة، اما اگر فاصله ايجاد شود فعل مي تواند مذكر يا مؤنث آورده شود مانند جاء اليوم هند يا جاء اليوم هندُ. |
|
خودآزمايي |
|
الف) جاء اليومَ هندُ ب) جاء ت اليومُ هندَ ج) جاء ت التلميذ ُ د) فاطمة خرج |
|
۲- براي تأنيث، فعل ماضي ... مي گيرد؟ |
|
الف) ت اول فعل ب) ِِِي اول فعل ج) تْ آخر فعل د) تُ آخر فعل |
|
۳- اعراب كلمه معلمتان در جمله (جاء ت المعلمتان) چيست؟ |
|
الف) تان در حالت رفع ب) ن علامت رفع ج) ا در حالت رفع د) انَ در حالت رفع |
|
۴- كدام يك از گزينه هاي زير ملحق اسم مثني است؟ |
|
الف) معلمان- معلمين ب) معلمتان- كلتا ج) معنا- معنيان د) اثنين- كلا |
|
۵- مثني كلمه (عصا) كدام گزينه است؟ |
|
الف) عصيان ب) عصوان ج) عصان د) عصويان 1- الف 2- ج 3- ج 4- د 5- ب
|
|
جلسه پنجم موضوع: انواع جمع |
|
خلاصه : جمع كلمه اي است كه دلالت بر بيش از دو مذكر يا مؤنث مي كند.جمع بر چند نوع است: |
|
خودآزمايي |
|
الف) واو ب) ي ج) الف د) ضمه |
|
۲- جمله ي (هو الاسم الذي يدلُ علي مسمي معين) تعريف كدام گزينه است؟ |
|
الف) اسم نكره ب) اسم معرفه ج) مضاعف به معرفه د) جمله اسميه |
|
۳- كدام گزينه از نظر نگارش صحيح است؟ |
|
الف) مسامو ايران ب) مسلمون ايران ج) مسلمونَ ايران د) مسلمي ايران |
|
۴- كلمه (ارضون) چگونه جمعي است؟ |
|
الف) مكسر ب) مذكر سالم ج) مؤنث د) ملحق جمع مذكر |
|
۵- كدام گزينه جمع كلمه مستشفي مي باشد؟ |
|
الف) مستشفيون ب) مستشفيات ج) مستشفوات د) مستشفوان 1- د2- ب 3- الف 4- د 5-ب |
|
جلسه ششم موضوع: معرفه و نكره |
|
خلاصه : اسم نكره اسمي است كه بر فرد يا شئي معيني دلالت نمي كند و افراد يا انواع متعددي را شامل مي شود مانند كتاب كه كتاب خاصي مورد نظر نمي باشد. اسم نكره دو نوع است: |
|
خودآزمايي |
|
الف) نكره ب) معرفه به علم ج) معرفه به اضافه د) معرفه به ال المدرسة |
|
۲- نوع ضماير را در جمله "الطلاب هم نجحوا" مشخص كنيد؟ |
|
الف) هم متصل مرفوعي–واو متصل مرفوعي ب) هم منفصل مرفوعي – واو متصل مرفوعي ج) هم منفصل نصبي – واو متصل رفعي د) هم منفصل جري – واو متصل نصبي |
|
۳- در كدام يك از گزينه هاي زير استتار ضمير وجوبي است؟ |
|
الف) يكتبُ ب) اكتبُ ج) تكتبينُ د) كتب |
|
۴- در عبارت (هم يزرعون المعروف و يحصدون الشكر) چند اسم معرفه وجود دارد؟ |
|
الف) ۱ ب) ۳ ج) ۵ د) ۴ |
|
۵- در عبارت (هو كان ذا عقلٍ وافرٍ) اسمهاي معرفه كدامند؟ |
|
الف) هو ب) هو – ذا ج) هو – ذا عقلٍ د) هو – ذا عقلٍ – وافرٍ |
|
1-ج 2-ب 3-ب 4- د5-الف |
|
جلسه هفتم موضوع: انواع ضمائر |
|
خلاصه : ضماير متصل ضمائري كه به تنهايي نمي آيند و در ابتداي جمله قرار نمي گيرد. ضمائر متصل در محل رفع و يا نصب و يا جر مي آيند. ضمائر متصل رفعي وقتي به فعل مي چسبند فاعل به حساب مي آيند. ضمائر متصل رفعي در ماضي، مضارع و امر وجود دارد. در چهارده صيغه ماضي، مفرد مذكر و مؤنث غائب ضمير متصل وجود ندارد. ا- و- ان- تَ- تما- تم- تِ- تما- تُنﱠ و در مضارع در چهارده وزن يفعلُ، تفعلُ، افعل و نفعَلُ ضمير متصل وجود ندارد و ضمائر متصل مثني، الف جمع مذكر و جمع مؤنث ن. |
|
خودآزمايي |
|
الف) هو ب) انتما ج) اياه د) انتم |
|
۲- كدام يك از ضمائر زير در حالت رفع، نصب و جر آورده مي شود؟ |
|
الف) ي متكلم وحده ب) ي مفرد مؤنث مخاطب ج) هما د) نا |
|
۳- نوع ضمائر را در آيه «ما تُنْفقوا مِن خير يُوَفﱠ اليكم» مشخص كنيد. |
|
الف) و نصبي–كم متصل مجروري ب) واو متصل رفعي–كم متصل مجروري |
|
۴- كدام يك از ضمائر زير متصل رفعي است؟ |
|
الف) اياك ب) ايانا ج) كم د) انتُنﱠ |
|
۵- نوع نون در كلمه عَلمّني چه نوع نوني است؟ |
|
الف) ضمير متصل نصبي ب) نون وقايه ج) ضمير مفرد مؤنث مخاطب د) ضمير رفعي 1- ج 2- د3-ب 4- د 5- ب |
|
جلسه هشتم موضوع: اسم اشاره و اسم موصول |
|
خلاصه : اسم اشاره اسمي است براي اشاره كردن كه براي مذكر، مؤنث، مفرد، مثني و جمع متفاوت مي باشد. |
|
خودآزمايي |
|
الف) هذا ب) هناك ج) هؤلاء د) هذه |
|
۲- كدام يك از گزينه هاي زير اشاره به متوسط است؟ |
|
الف) ذاك ب) ذلك ج) هناك د) اولئك |
|
۳- كداميك از گزينه هاي زير اسم موصول مشترك غير جاندار است؟ |
|
الف) مَنْ ب) التي ج) ما د) الذي |
|
۴- جاي خالي جمله زير را كدام گزينه پر مي كند؟ " اسم موصول اسمي ..... است كه با .... كامل مي شود. " |
|
الف) نكره- اسم ب) معرفه- يك كلمه ج) معرفه- صله د) نكره- صله |
|
۵- كدام گزينه در اسم اشاره جمع مذكر و مؤنث يكسان است؟ |
|
الف) ذانك ب) تينك ج) تيكَ د) اولئكَ 1- د 2-ج 3-ج 4- الف 5- ب |
|
جلسه نهم موضوع: موصول مشترك، فعل و انواع آن |
|
خلاصه : موصول مشترك: من، ما، اي، ذا، مَنْ براي عاقل بكار مي رود و ما براي غير عاقل و ايِّ براي هر دو. |
|
خودآزمايي |
|
الف) ايّ ب) مَن ج) ما د) ذا |
|
۲- زمان فعل آيه (كتب اللهُ علي نفسه الرحمة) چيست؟ |
|
الف) مضارع ب) امر ج) حال د) ماضي |
|
۳- كداميك از افعال ضمير ت فاعل مي پذيرد؟ |
|
الف) مضارع ب) امر ج) ماضي د) نهي |
|
۴- عبارت " هو الفعل الذي يدل علي وقوع الفعل و الحال او المستقبل " درباره كدام گزينه است؟ |
|
الف) امر ب) ماضي ج) مستقبل د) مضارع |
|
۵- كدام گزينه براي جاي خالي مناسبتر است؟ «.... الطفلُ في الحديقه» |
|
الف) زارَ ب) لعب ج) لعبوا د) زارا 1- ب 2- د 3- ج 4-د 5- الف |
|
جلسه دهم موضوع: صرف فعل |
|
خلاصه : فعل جامد به فعلي گفته مي شود كه صرف نمي گردد مانند نِعْمَ. اين افعال معنا را بدون زمان و حدث بيان مي كند مانند ليس. فعل جامد امر، ماضي و مضارع ندارد و به صورت امر بكار مي رود مانند تعال- هاتِ. |
|
خودآزمايي |
|
الف) جندا ب) عسي ج) كان د) نِعْمَ |
|
۲- اسم فاعل در جمله زير معادل كدام فعل است؟ «انا كاتبُ القصة» |
|
الف) اكْتُبُ ب) يكتبُ ج) كتب د) اُكتُبْ |
|
۳- هر گاه فعل مضارع نون تأكيد بگيرد چه حكمي مي پذيرد؟ |
|
الف) مبني بر فتح ب) مبني بر سكون ج) مجزوم د) مرفوع |
|
۴- در چند وزن فعل مضارع ضمه مي گيرد؟ |
|
الف) ۱ ب) ۲ ج) ۳ د) ۴ |
|
۵- در عبارت ( لن يخشي المؤمنين الا الله ) اعراب يخشي چگونه است؟ |
|
الف) تقديري ب) با فتحه ج) محلي د) جوازي 1-ج 2- الف 3- ب 4- د 5- الف |
|
جلسه يازدهم موضوع: اعراب فعل مضارع |
|
خلاصه : فعل مضارع از بين افعال معرب است و سه حالت رفع، نصب و جزم را مي گيرد. |
|
خودآزمايي |
|
الف) يهدي ب) يدعوا ج) يخشي د) هدي |
|
۲- لام لكي چه نوع حرفي است؟ |
|
الف) جر ب) لام تعليل ج) ابتدائيه د) زائد |
|
۳- كداميك از موارد زير حرف مضارعه فتحه مي گيرد؟ |
|
الف) ثلاثي مجرد، افعالي كه بيش از چهارده حرف هستند ب) رباعي ج) باب افعال |
|
۴- براي عمل كردن اِذن چند شرط ضروري است؟ |
|
الف) يك ب) دو ج) سه د) چهار |
|
۵- در عبارت ( لن يخشي المؤمنين الا الله ) اعراب يخشي چگونه است؟ |
|
الف) تقديري ب) با فتحه ج) محلي د) جوازي 1- ج 2- الف 3- ب 4- د 5- الف |
|
جلسه دوازدهم موضوع: حروف ناصبه |
|
خلاصه : اذن يكي از حروف ناصبه فعل مضارع است كه به سه شرط عمل مي كند: ۱- در ابتداي جمله جواب باشد ۲- بين فعل جواب و اذن فاصله نباشد ۳- فعل دلالت بر آينده كند نه زمان حال مانند بسأ زورك عذاً اذن اُكرمَكَ (جمله جواب) |
|
خودآزمايي |
|
الف) حتي ب) اِذن ج) واو معيه د) او |
|
۲- در عبارت ( لعلّي ابلغ اسباب الموات فاطلعَ ) دليل آمدن فاء سببيه بر سر فعل كدام گزينه است؟ |
|
الف) ترجي ب) تمنّي ج) تخصيص د) عرض |
|
۳- علامت نصب در فعل ( لن ترجوا) چيست؟ |
|
الف) مقدر ب) حذف نون ج) الف د) وا |
|
۴- نوع لام در فعل مضارع منصوب ( ما كان اللهُ لِيذبَهم و انت فيهم ) چيست؟ |
|
الف) ﻠِ (امر) ب) ﻠِ (تعليل) ج) ﻠِ (ابتداء) د) ﻠِ (حجود) |
|
۵- حرف لام تعليل چگونه فعل را منصوب مي كند؟ |
|
الف) اذن مقدر ب) لن مقدر ج) اِن مقدر د) كي مقدر 1- ج 2- د 3- ب 4- الف 5-ب |
|
جلسه سيزدهم موضوع: علامتهاي اعراب فعل مضارع خلاصه : نشانه هاي نصب فعل مضارع فتحه و يا حذف نون اعرابي است. فتحه يا ظاهري است مانند لن يدعوَ- لن يهديَ و يا فتحه مقدره است. در فعل مضارعي كه به الف ختم شده زيرا الف حركت نمي پذيرد مانند لن يرضي (مضارع منصوب تقديراً). حذف نون اعرابي در افعال خمسه است. افعال خمسه عبارتند از: يفعلان، تفعلان، يفعلون، تفعلونَ، تفعلين. مانند انّ الذين اشتروا الكفر بالايمان فلن يضروا اﻠ... شيئاً. |
|
خودآزمايي |
|
الف) لاتعتدي ب) لا تعتدِ ج) لا تعتدْ د) لا تعتديْ |
|
۲- علامت جزم افعال خمسه چگونه است؟ |
|
الف) مجزوم ساختن نون ب) حذف نون ج) تبديل نون به سكون د) الف و ج |
|
۳- حروف جزم دهنده دو فعل مضارع عبارتند از كدام گزينه؟ |
|
الف) اذما- كيفما ب) مهما- حيثما ج) اذما- اِنْ د) مَن- ما |
|
۴- كداميك از اسماء شرط معرب است؟ |
|
الف) مَنْ ب) ما ج) ايّان د) ايّ |
|
۵- در آيه «من يعملْ مثقال ذرةٍ خيراً يرَه» اعراب جزم جواب شرط چيست؟ |
|
الف) حذف حرف عله ب) ضمير ه ج) فتحه ي ظاهر د) محلاً مجزوم 1 –الف 2- د 3- ج 4- ب 5- ب |
|
جلسه چهاردهم موضوع: شرط و جزم به فعل طلب و علامتهاي جزم فعل مضارع خلاصه : هر گاه جواب شرط شايستگي شرط را نداشته باشد واجب است كه قبل از جواب فاء بيايد. |
|
خودآزمايي |
|
الف) بر سر جمله اسميه ب) اگر جواب فعل ماضي با قد باشد ج) فعل مضارع س و سوف د) تمام موارد |
|
۲- كدام گزينه آيه «و ما تفعلوا من خيرٍ ....» را كامل مي كند؟ |
|
الف) فَلن يكفروه ب) لن يَكفُروه ج) فلن يَكفُرونه د) لن يَكفرونه |
|
۳- جواب فعل طلب ....؟ |
|
الف) مجرور ب) مرفوع ج) منصوب د) مجزوم |
|
۴- علامت جزم فعل الم يعلموا چيست؟ |
|
الف) وجود واو ب) الف الم ج) حذف نون د) محلاً مجزوم |
|
۵- جاي خالي را پر كنيد: قل تعالوا ....؟ |
|
الف) اَتلوا ب) اتلُ ج) تتلون د) تتلوان 1-ب 2- ج 3- د 4- الف 5-د |
|
جلسه پانزدهم موضوع: معرب و مبني |
|
خلاصه : كلمات به دو دسته تقسيم مي شوند: |
|
خودآزمايي |
|
الف) 4 ب) 3 ج) 2 د) ۵ |
|
۲- علامتهاي اعراب اصلي اسم در كدام گزينه موجود مي باشد؟ |
|
الف) فتحه- ضمه سكون ب) فتحه- كسره ج) فتحه- ضمه د) فتحه- ضمه- كسره |
|
۳- اعراب كلمه السمواتِ در آيه «خلقَ اللهُ السمواتِ و الارض» چگونه است؟ |
|
الف) نيابي منصوب ب) كسره اعراب اصلي ج) مضاف اليه مجرور د) مضاف مجرور |
|
۴- در آيه «تَبَّت يدا ابي لهب» اعراب ابي چگونه است؟ |
|
الف) اصلي ب) فرعي ج) تقديري د) محلي |
|
۵- علامت اعراب «مؤمنين» در آيه «و هم علي ما يفعلون بالمؤمنين شهود» چيست؟ |
|
الف) مجرور علامت جر فتحه ظاهر ب) مجرور علامت جر (ي) ج) منصوب علامت فتحه ظاهر د) مجرور علامت نَ 1- ب 2- ج 3- الف 4-د 5- ب |
|
جلسه شانزدهم موضوع: اعراب، مبني، جمله |
|
خلاصه : اعراب محلي تغييري است اعتباري و به دليل عواملي كه بر سر كلمه مي آيد. اين تغيير ظاهري نيست و براي كلمات مبني و يا جمله اي كه داراي اعراب است صدق مي كند مانند هؤلاء قومنا |
|
خودآزمايي |
|
الف) محلاً مرفوع ب) تقديراً مرفوع ج) مبني د) اعراب ظاهري |
|
۲- نقش اخ در جمله المؤمنُ اخُ المؤمنِ چيست؟ |
|
الف) مضاف اليه تقديراً مجرور ب) جبر مرفوع ج) مبتدا دوم د) مضاف مرفوع |
|
۳- كداميك از گزينه هاي زير مبني هستند؟ |
|
الف) هيهات- صه- يذهبون ب) اللذان- يكتبُ- خرجوا ج) تعال- آمين- اَخذ د) ينصران- تنصران- اُنْصُرْ |
|
۵- علامتهاي بنا چيست؟ |
|
الف) نصب، جر، جزم، رفع ب) مفتوح، منصوب، مجزوم، مرفوع 1- د 2- ج3- ج 4- ب 5- الف |
|
جلسه هفدهم موضوع: مبتدا و خبر |
|
خلاصه : مبتدا چند نوع است: ۱- ممكن است اسم صريح باشد مانند الدرسُ سهلٌ ۲- مؤول به صريح باشد مانند ان تصومَ خيرُ لكَ ۳- ضمائر منفصل مرفوعي مانند انا في الجامعة ۴- مبتدا در اصل بايد معرفه باشد زيرا براي اسم شناخته شده خبر آورده مي شود و گاهي اوقات مبتدا در شرايطي مي تواند نكره باشد كه نكره مفيده باشد يا مبتدا صفت داشته باشد مانند: لِعبدٌ مؤمنٌ خيرٌ من مشركٍ. |
|
خودآزمايي |
|
الف) فعل مضارع مجزوم ب) فعل ماضي مبني بر فتح ج) فاعل مؤول محلاً مرفوع د) مبتدا فعل منصوب، مبتدا محلاً مرفوع |
|
۲- كداميك از گزينه هاي زير صحيح است؟ |
|
الف) سلامٌ علي مَن اتبع الهدي ب) السلامُ المعلمُ ج) التلاميذُ صادقُ د) تلميذانِ ذهبَ |
|
۳- با توجه به مطابقت و عدم مطابقت مبتدا و خبر از نظر جنس كدام گزينه صحيح است؟ |
|
الف) كترُ الثروة ب) الكترُ ثروةٌ ج) الكتر الثروةَ د) كترُ هو مفيدان |
|
۴- كدام گزينه از نظر نگارش صحيح است؟ |
|
الف) المدرسة قربُ الدارِ ب) المدرسةَ قُربَ الدارِ ج) المدرسةِ قربَ الدارِ د) المدرسةُ قربَ الدارِ |
|
۵- چرا در جمله لِعبدٌ مؤمنٌ خيرٌ من شركٍ، مبتدا مرفوع است؟ |
|
الف) مبتدا چون جار و مجرور است ب) چون مبتدا مضاف است و خبر مفرد 1-د 2-ب 3-الف 4- د 5-ج |
|
جلسه هجدهم موضوع: ترتيب بين دو ركن جمله اسميه و فعليه |
|
خلاصه : كلمه مبتدا از ابتدا گرقته شده به معني آغاز، پس جايگاه مبتدا اول جمله است و خبر كه گزارشي براي مبتدا است بعد از مبتدا مي آيد ولي جايز است كه جاي مبتدا و خبر عوض مي شود مانند الحمدُ لله --> للهِ الحمدُ |
|
خودآزمايي |
|
الف) مبتدا خبر محصور ب) خبر مبتدا محصور ج) اسم نفي دعا د) مبتداي مؤول |
|
۲- نقش كتابي در جمله القرآنُ كتابي چيست؟ |
|
الف) مبتدا مؤخر تقديراً مرفوع ج) خبر تقديراً مرفوع ب) مبتدا مؤخر محلاً مرفوع د) خبر محلاً مرفوع |
|
۳- در جمله «قال انا كاتبٌ القصةَ» فاعل كدام گزينه است؟ |
|
الف) هو مستتر ب) انا محلاً مرفوع ج) كاتبٌ د) انا كاتبٌ |
|
۴- در جمله هاي «لم يبق في المكان من واحدٍ» فاعل را مشخص كنيد: |
|
الف) هو مستتر- في مكانٍ ب) انت مستتر- في مكانٍ ج) هو مستتر- من واحدٍ د) انت مستتر- من واحدٍ |
|
۵- فاعل مؤول جمله «اعجبني ما فعلتَ» چيست؟ |
|
الف) ما فعلتَ ب) فِعلُكَ ج) ي د) ما فعَلَ 1- ب 2-ج3- الف 4- ج 5- ب |
|
جلسه نوزدهم موضوع: فاعل و مفعول به |
|
خلاصه : شبه فعل كلماتي است كه مانند فعل عمل مي كنند و فاعل را رفع مي دهند و شامل اسم فاعل، صفت مشبهه و اسم فعل است. تعدد فاعل جايز نيست و يك فعل فقط يك فاعل دارد. |
|
خودآزمايي |
|
الف) رجلٌ ب) ابنُ ج) ابنه د) كاتبٌ |
|
۲- فاعل جمله «قامَ زيدٌ و عليٌ و حسنُ» چيست؟ |
|
الف) زيدٌ و عليٌ ب) زيدٌ و عليٌ و حسنُ ج) زيدٌ د) عليٌ و حسنُ |
|
۳- شرايط مقدم بودن مفعول به بر فاعل چند مورد است؟ |
|
الف) 1 ب) ۲ ج) 4 د) ۳ |
|
۴- در جمله «ما هذب الناس الا الاسلام» فاعل و مفعول را مشخص كنيد. |
|
الف)الناس مفعول به- الاسلام فاعل ب) الناسُ فاعل- الاسلامُ مفعول به ج) فاعل هو مستتر در هذب- مفعول به الناس د) فاعل هو مستتر در هذب- مفعول به الاسلام |
|
۵- در جمله «اخوك قام» فاعل چيست؟ |
|
الف) اخوك ب) اخو ج) هو مستتر د) انت مستتر 1-ج 2- د 3-ج 4- الف 5- د |
|
جلسه بيستم موضوع: مفعول به، فعل لازم و متعدي خلاصه : مفعول به در سه مورد وجوباً بر فاعل مقدم مي شود: |
|
خودآزمايي |
|
الف) 1 ب) 2 ج) ۳ د) ۴ |
|
۲- كدام گزينه منصوب به نزع خافض است؟ |
|
الف) اليوم اكملت لكم دينكم ج) ضَرَب الرجلُ اللَّصَ ب) و جاء سحرتُ فرعون د) نصرته |
|
۳- نائب فاعل در جمله «سُحِرَتْ الليلةُ» كدام است؟ |
|
الف) الليلة ظرف نائب فاعل ب) هي مستتر ج) تْ در آخر فعل د) هو مستتر |
|
۴- دليل حذف فاعل در جمله «خُلِقَ الانسانُ» چيست؟ |
|
الف) بخاطر ترس از فاعل ب) بخاطر معروف بودن فاعل |
|
۵- كداميك از اوزان زير براي فعل متعدي است؟ |
|
الف) فَعِلَ --> وَسِخَ ب) فَعُلَ --> حَسُنَ ج) اِفْعَلَّ --> اِحمرَّ د) فَعَّلَ --> عَلَّمَ 1- د 2 –ب 3- الف 4- ب 5- ج |
ضرب المثل های جهان
آموزنده و جالب
اسپانیولی : کسیکه یکبار می دزدد ، همیشه خواهد دزدید .
انگلیسی: طمع به همه چیز، از دست دادن همه چیز است.
عربی: هیچ کس را وادار به دو کار نکن، جنگیدن و زن گرفتن.
انگلیسی: ضربات کوچک درختان بزرگ را از پای در می آورند.
ایتالیایی: معنی همه چیز دانستن هیچ ندانستن است.
عربی: مشورت با کسی کن که تو را به گریه می اندازد نه با کسی که تو را می خنداند.
روسی: برای کسی که شکمش خالی است، هر نوع باری سنگین است.
دانمارکی: وقتی که آش از آسمان می بارد گدا قاشق ندارد.
ایرانی: تیر از جراحت به در آید و آزار در دل بماند.
آفریقایی: یک دوست خوب را با هر دو دستت نگهدار.
فارسی: مرد حکیم خرده نگیرد بر آینه.
ایرانی: یا حرفی بزن که از خاموشی بهتر باشد یا خاموش باش.
فنلاندی: همیشه کمی بترس تا هرگز محتاج نشوی زیاد بترسی.
بوسنی: مرحله اول بلاهت آن است که خود را عاقل بدانیم.
ایتالیایی :عشق یعنی ترس از دست دادن تو.
انگلیسی: یک متر یک متر سخت است ولی یک سانت یک سانت مثل آب خوردن است.
مصری : تندرستی ، تاجی است بر سر انسان سالم ولی هیچ کس جز یک بیمار این تاج رانمی بیند .
ژاپنی : باید حریف را به کمک حریف دیگری بدام انداخت.
هندی : سکوت هرگز اشتباه نمی کند و هر چه طولانی تر باشد ، بهتر قضاوت می کند.
تست شخصیت
10 سوال
1) چه موقع از روز بهترین و آرام ترین احساس را دارید؟
الف: صبح
ب: عصر و غروب
ج : شب
۲) معمولاً چگونه راه مى روید؟
الف: نسبتاً سریع، با قدم هاى بلند
ب: نسبتاً سریع، با قدمهاى كوتاه ولى تند و پشت سر هم
ج: آهسته تر، با سرى صاف روبرو
د : آهسته و سربه زیر
ه : خیلى آهسته
۳) وقتى با دیگران صحبت مى كنید؛
الف: مى ایستید و دست به سینه حرف مى زنید
ب: دستها را در هم قلاب مى كنید
ج : یك یا هر دو دست را در پهلو مى گذارید
د : دست به شخصى كه با او صحبت مى كنید، مى زنید
ه: با گوش خود بازى مى كنید، به چانه تان دست مى زنید یا موهایتان را صاف مىكنید
۴) وقتى آرام هستید، چگونه مى نشینید؟
الف: زانوها خم و پاها تقریباً كنار هم
ب: چهارزانو
ج: پاى صاف و دراز به بیرون
د: یك پا زیر دیگرى خم
۵) وقتى چیزى واقعاً براى شما جالب است، چگونه واكنش نشان مى دهید؟
الف: خنده اى بلند كه نشان دهد چقدر موضوع جالب بوده
ب: خنده، اما نه بلند
ج: با پوزخند كوچك
د: لبخند بزرگ
ه: لبخند كوچك
۶) وقتى وارد یك میهمانى یا جمع مى شوید؛
الف: با صداى بلند سلام و حركتى كه همه متوجه شما شوند، وارد مى شوید
ب: با صداى آرامتر سلام مى كنید و سریع به دنبال شخصى كه مى شناسید، مى گردید
ج: در حد امكان آرام وارد مى شوید، سعى مى كنید به نظر سایرین نیایید
۷) سخت مشغول كارى هستید، بر آن تمركز دارید، اما ناگهان دلیلى یا شخصى آن را قطع مى كند؛
الف: از وقفه ایجاد شده راضى هستید و از آن استقبال مى كنید
ب: به سختى ناراحت مى شوید
ج: حالتى بینابین این ۲ حالت ایجاد مى شود
۸) كدامیك از مجموعه رنگ هاى زیر را بیشتر دوست دارید؟
الف: قرمز یا نارنجى
ب: سیاه
ج: زرد یا آبى كمرنگ
د: سبز
ه: آبى تیره یا ارغوانى
و: سفید
ز: قهوه اى، خاكسترى، بنفش
۹) وقتى در رختخواب هستید (در شب) در آخرین لحظات پیش از خواب، در چه حالتى دراز مى كشید؟
الف: به پشت
ب: روى شكم (دمر)
ج: به پهلو و كمى خم و دایره اى
د: سر بر روى یك دست
ه: سر زیر پتو یا ملافه...
۱۰) آیا شما غالباً خواب مى بینید كه:
الف: از جایى مى افتید.
ب: مشغول جنگ و دعوا هستید.
ج: به دنبال كسى یا چیزى هستید.
د: پرواز مى كنید یا در آب غوطه ورید.
ه: اصلاً خواب نمى بینید.
و: معمولاً خواب هاى خوش مى بینید
امتیازات
سؤال اول: الف(۲ امتیاز)، ب (۴ امتیاز)، ج (۶ امتیاز)
سؤال دوم: الف (۶امتیاز)، ب (۴ امتیاز)، ج (۷ امتیاز)، د (۲ امتیاز)، ه (۱ امتیاز)
سؤال سوم: الف (۴ امتیاز)، ب (۲ امتیاز)، ج (۵ امتیاز)، د (۷ امتیاز)، ه (۶ امتیاز)
سؤال چهارم: الف (۴ امتیاز)، ب (۶ امتیاز)، ج (۲ امتیاز)، د (۱ امتیاز)
سؤال پنجم: الف (۶ امتیاز)، ب (۴ امتیاز)، ج (۳ امتیاز)، د (۵ امتیاز)، ه (۲ ا متیاز)
سؤال ششم: الف (۶ امتیاز)، ب (۴ امتیاز)، ج (۲ امتیاز)
سؤال هفتم: الف (۶ امتیاز)، ب (۲ امتیاز)، ج (۴ امتیاز)
سؤال هشتم: الف (۶ امتیاز)، ب (۷ امتیاز)، ج (۵امتیاز)، د (۴ امتیاز)، ه (۳ امتیاز) و (۲ امتیاز)، ز (۱ امتیاز)
سؤال نهم: الف (۷ امتیاز)، ب (۶ امتیاز)، ج (۴ امتیاز)، د (۲ امتیاز)، ه (۱ امتیاز)
سؤال دهم: الف (۴ امتیاز)، ب (۲ امتیاز)، ج (۳ امتیاز)، د (۵ امتیاز)، ه (۶ امتیاز)، و (۱ امتیاز)
نتیجه گیرى
* اگر امتیاز شما بالاى ۶۰ است: دیگران در ارتباط و رفتار با شما شدیداً مراقب و هوشیار هستند آنها شما را مغرور، خودمحور و بى نهایت
سلطه جو مى دانند، گرچه شما را تحسین مى كنند و به ظاهر مى گویند«كاش من جاى تو بودم!!» اما معمولاً به شما اعتماد ندارند و
نسبت به ایجاد رابطه اى عمیق و دوستانه بى میل و فرارى هستند.
* اگر از ۵۱ تا ۶۰ امتیاز دارید: بدانید دوستان شما را تحریك پذیر مى دانند، بدون فكر عمل مى كنیدو سریع از موضوعات ناخوشایند برآشفته
مى شوید ، علاقه مند به رهبرى جمع و تصمیم گیریهاى سریع دارید (هرچند اغلب درست از كار درنمى آیند!) دیگران شما را جسور و اهل
مخاطره مى دانند. كسى كه همه چیز را تجربه و امتحان مى كند، از ماجراجویى لذت مى برد و در مجموع به دلیل ایجاد شرایط و بستر
هیجانات توسط شما، از همراهى تان لذت مى برند.
* اگر از ۴۱ تا ۵۰ امتیاز به دست آوردید : به خود امیدوار باشید ، دیگران شما را بانشاط، سرزنده، سرگرم كننده و جالب و جذاب مى بینند.
شما دائماً مركز توجه جمع هستید و از تعادل رفتارى خوبى بهره مند هستید. فردى مهربان، ملاحظه كار و فهمیده به نظر مى رسید. قادر
هستید به موقع باعث شادى و خوشى دوستانتان شوید و اسباب هلهله و خنده آنها را فراهم كنید و در همان شرایط و در صورت لزوم
بهترین كمك بر اعضاى گروه هستید.
* اگر ۳۱ تا ۴۰ امتیاز نصیب شما شد : بدانید در نظر سایرین معقول، هوشیار، دقیق ، ملاحظه كار و اهل عمل هستید. همه مى دانند شما
باهوش و با استعداد هستید اما مهمتر از همه فروتن و متواضع هستید. به سرعت و سادگى با دیگران باب دوستى را باز نمى كنید. اما اگر
با كسى دوست شوید صادق، باوفا و وظیفه شناس هستید. اما انتظار بازگشت این صداقت و صمیمیت از طرف دوستانتان را دارید گرچه
سخت دوست مى شوید اما سخت تر دوستى ها را رها مى كنید.
* از ۲۱ تا ۳۰ امتیاز : در نظر سایرین فردى زحمت كش هستید اما متأسفانه گاهى اوقات ایرادگیر هستید. شما بسیار بسیار محتاط و بى
نهایت ملاحظه كار به نظر مى رسید. زحمتكشى كه در كمال آرامش و با صرف زمان زیاد در جمع بار دیگران را بردوش مى كشد و بدون فكر و
براساس تحریك لحظه اى و آنى هرگز نظر نمى دهد. دیگران مى دانند شما همیشه تمام جوانب كارها را مى سنجید و سپس تصمیم مى
گیرید.
* و اگر كمتر از ۲۱ امتیاز داشتید: دیگران شما را خجالتى، عصبى و آدمى شكاك و دودل مى دانند شخصى كه همیشه سایرین به عوض او
فكر مى كنند، برایش تصمیم مى گیرند و از او مراقبت مى كنند. كسى كه اصلاً تمایل به درگیرشدن در كارهاى گروهى و ارتباط با افراد دیگر را ندارد.
http://divan-edalat.ir
http://www.modiriat.org/ کارشناسان حقوقی
http://www.business-opportunities.biz/projects/how-much-is-your-blog-worth/ارزش وبلگ
http://www.drghanemifard.com دکتر غانمی
http://www.man-ye-konkooriam.blogfa.com کنکوری
http://mohandesnasiri.blogfa.com کنکوری
http://www.sid.ir جهاد دانشگاهی
http://www.hoghooghdanan.com/lawblog/najafi-html/ حقوقی
http://www.dadsetani.ir/newver/index2.asp حقوقی
http://www.dadgostary-tehran.ir/main.aspدادگستریتهران
http://hoqouq.com/hoghoogh/terminology/ترمینولوژی
http://www.anjomanedat.blogfa.com/انجمن اسلامی دانشگاه آزاد تبریز
http://www.irbar.com/سایت حقوق ایران
http://www.dirouz.blogfa.com/
http://www.dadgostary-tehran.ir/farsi/links/noorsoft.asp?url=http://www.lrc.ir
http://www.pnu.ac.ir/Portal/Home/Default.aspx
http://www.sabt.gov.ir/Index.aspx
http://www.trt.com.tr/international/news.aspx?Dil=fa
http://i32.tinypic.com
http://khabaraut.blogfa.com
http://www.mojeno.com/موج نو
http://www.gozinehayebartarpd.ir/
www.btcedu.ir
http://aee.medu.ir
e-resaneh.com
itf.org.ir بنیاد
youtube.com
http://www.khoozestanbar.org/
http://www.centralbar.ir/
http://www.ghavanin.ir/
http://www.iranbar.org/
http://www.judiciarybar.ir/fa/
http://www.rooznamehrasmi.ir/Cover.asp
نشانی و تلفن مراکز آموزشی زبان عربی
مرکز آموزشی جم (برادران):
تهران ـ خیابان استاد مطهری ـ خیابان جم ـ شماره 37 ـ تلفن : 4 ـ 88308031
مرکز آموزشی تبریز (برادران): خیابان امام , بالاتر از مسجد کبود , روبروی مجتمع تجاری ابریشم تلفن 5543887 ـ0411
مرکز آموزشی تبریز (خواهران): میدان ساعت , تلفن 5263757 ـ 0411
برای اطلاعات بیشتر با Arabicdept@ili.ir email : یا با شـماره تلفن 3 ـ 88308031 و یا فاکس 88844486 تمـاس بگیرید.
تهران ـ خیابان استاد مطهری ـ خیابان فجر ـ شماره 37 ـ کانون زبان ایران ـ بخش عربی
(امور نمايندگي ها) 88970149(آموزش) 4-88970141
*/*/*/**/*/**/*/**//**/*/*/**/**/*/*/*/*/**/*/*/*/*/*/*/*/**/*/*/*/*/*/*/*/**//**/*/**
نام مرکز: مرکز آموزش بازرگاني نمايندگي استان آذربايجان شرقي
تلفن: 3308038-0411 نمابر: 3315328-0411 مدير نمايندگي: آقاي جمال فلاح
آدرس: تبريز-شهرک شهيد باغچيان-خيابان نور-نبش 18 متري عماد پلاک 2- کدپستي 516967713
http://www.ayandehsaz.ir/دفترمرکزی اتحادیه انجمن های اسلامی دانش آموزان
http://www.etemaad.ir/Released/87-09-14/default.htm
http://www.kanoonzaban.com/intro.aspx
http://www.iranian.be/services/university.htm
http://mohsen--afshani.blogfa.com/
http://sanjeshmostamar.com/ccc_ensani_konkoor.asp
http://www.nosratco.com/konkor.htm
http://www.shahvat-zafaf.blogfa.com/post-22.aspx
http://anti-filter-2009.blogspot.com/
http://www.empressebru.blogfa.com/
http://mrali.persianblog.ir/1386/3/
http://hoghoogh85.blogfa.com/
http://www.judiciary.ir/قوه
http://hoghoogh.online.fr
http://hawzah.net
http://www.saeidstar.blogfa.com
http://laws.irbar.com
http://www.lawnet.ir/
http://www.dadkhahi.net/wiki/index.php/%D8%B5%D9%81%D8%AD%D9%87%D9%94_%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C
http://www.hosseiny.hoqooqdan.com/
http://www.hoghoogh87.blogfa.com/post-122.aspx
http://bia-judiciary.ir/framework.jsp?SID=65
http://judge.blogsky.com/?PostID=474
http://dlib.ut.ac.ir/index.htm
http://www.shohreh-solati.com/
http://www.razmandegan.org.ir/
http://www.mokatebeh.com/زیتکو
http://www.istta.ir/گردش
http://www.jobiran.com/کار
http://www.ispa.ir/افکار
http://www.bazarekar.ir/بازار
http://www.isna.ir/ISNA/
http://www.rasaneha.com/main.aspرسانه
http://hrtabriz.blogfa.com/cat-3.aspx
http://hoghough85.blogfa.com/post-1168.aspx
http://www.lrc.ir/Lrcir_Main/Default.aspx
http://quiz.tabaar.com/آزمون
http://rg1.tabaar.com/Exams/viewcategory.asp?catcode=148&catname=نمونه%20سوالات%20امتحانی%20پایه%20اول&ActiveStateCode=696
http://emrali.mihanblog.com/http://azarwomen.blogfa.com
۰۹۱۴۱۴۷۶۷۶۱
info@leitnerbox.ir
1700495880
http://www.hrk1362.blogfa.com/
http://www.dpi.ir/newsdetail-fa-121.html انفورماتیک
http://tarh.majlis.ir/?0قانون مجلس
http://www.iup.ir/نشر دانشگاهی
http://www.msrt.ir/sites/namaz/default.aspxاقامه نماز
http://62.60.154.17/ebook2/law.htmحقوقی
http://www.sanjeshbartar.com/search.aspx?strsearch=+%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA%20%D9%85%D8%AC%D8%AFسنجش برتر
http://sadr.hoqooqdan.com/41.htmlحقوق
http://www.srlst.com/rlst-frs.htmآی اس آی
http://iransco.org/Br_Shenidan.aspآموزشی
http://www.islamicdatabank.com/farsi/f_default.aspبانک داده اسلامی
http://amoozesharabi20.wordpress.com/آموزش عربی
http://www.ebookmob.com/
http://ebrahimemad2.blogfa.com/post-6.aspx
صندوق حمايت از وكلاء و كارآموزان وكالت www.hamivakil.ir
كانون وكلاي دادگستري مركز www.icbar.ir
كانون وكلاي دادگستري آذربايجان شرقي www.azarbar.org
كانون وكلاي دادگستري خوزستان و لرستان www.khoozestanbar.org
كانون وكلاي دادگستري منطقه اصفهان www.isfahanbar.org
كانون وكلاي دادگستري منطقه فارس www.farsbar.ir
كانون وكلاي دادگستري آذربايجان غربي www.wazbar.org
كانون وكلاي دادگستري گلستان www.golestanbar.org
كانون وكلاي دادگستري كردستان www.kurdestanbar.org
****************************************
سايت رسمي قوه قضائيه - www.judiciary.ir
وزارت دادگستري ايران www.justice.ir
دادگستري استان تهران - www.dadgostary-tehran.ir
دادستاني كل كشور www.dadsetani.ir
سازمان زندانها و اقدامات تاميني كشور - www.iranprisons.ir
اداره كل زندان استان هاي تهران - www.tehranprisons.ir
سازمان قضائي نيروهاي مسلح www.iranmilitarycourt.com
سازمان پزشك قانوني كشور www.lmo.org.ir
اداره كل روابط عمومي قوه قضاييه - www.irjpr.ir
معاونت آموزش و تحقيقات قوه قضائيه - www.law-training.org
دفتر امور بين الملل قوه قضائيه www.bia-judiciary.ir
اداره كل نظارت و پيگيري قوهي قضاييه www.molaghat.com
شبكه خبري قسط ، وابسته به قوه قضائيه - www.ghest.net - www.ghest.com
دانشكده علوم قضائي و اداري - www.fic.ac.ir
سازمان ثبت اسناد و املاك كشور www.sabt.gov.ir
اداره كل ثبت و اسناد استان تهران www.sabttehran.ir
سازمان بازرسي - www.gio.ir
روزنامه رسمي جمهوري اسلامي ايران - www.rooznamehrasmi.ir
روزنامه مآوي - www.maavanews.ir
روزنامه حمايت - www.hemayat.net
دفتر امور بين الملل قوه قضائيه www.bia-judiciary.ir
مركز مشاوران حقوقي و كارشناسان وابسته به قوه قضائيهwww.judiciarybar.ir
****************************************
سامانه قوانين و مقررات - طرح ها و لوايح http://tarh.majlis.ir
كانون سردفتران و دفترياران اسناد رسمي www.notary.ir
نيروي انتظامي - www.police.ir
معاونت حقوقي وزارت دفاع و نيروهاي مسلح www.defahoghoghi.ir
دبيرخانه جرائم رايانه اي - دفتر توسعه قضائي www.cybercrime.ir
سايت حقوقي دادخواهي www.dadkhahi.net
شوراي اسلامي شهر تهران www.shora-tehran.ir
كميته مطالعات حقوق تكنولوژي - www.tco.gov.ir
راهنماي منابع حقوقي در شبكه اينترنت ، دانشكده حقوق دانشگاه علامه
http://lp.atu.ac.ir/portal_law/portail.htm
بانك اطلاعات قوانين شركت داده پردازي - www.dpi.net.ir
موسسه انتشارات حقوقي مجد - www.majdpub.com
بانك اطلاعات قوانين و مقررات دادگستري تهران - www.ghavanin.ir
سايت مركز تحقيقات حقوقي ايران - www.lrc.ir
انجمن علمي حقوق اسلامي دانشگاه آزاد www.islamichoghugh.com
شبكه و سايت حقوق (آقاي علي حاجي پور) www.hoghoogh.com
سايت انگليسي حقوق ايران www.iran-law.com
سايت فرانسوي حقوق ايران www.driot.ws
معرفي حقوق دانان ايراني www.hoghooghdan.com
تالار بحث هاي حقوقي http://forum.hoqooq.com
نشريه الكترونيكي حقوق www.hoghoogh.net
وبلاگ عرضه مطالب حقوقي www.hoghoogh.org
سايت فرانسوي حقوق اساسي www.droitconstitutionnel.com
سايت فرانسوي حقوق اداري www.droitadministratif.com
سايت فرانسوي حقوق مالي www.droitfinancier.com
انجمن ايراني حقوق جزا www.iapl.ir
سايت خبرگزاري دانشجويان ايران ايسنا، قسمت فقه و حقوق www.isna.ir
دپارتمان مجازي پژوهش هاي حقوقي ايران www.elaw.ir
****************************************
سايت وزارت دادگستري افغانستان www.moj.gov.af
فهرست
* دولتي ، رسمي و عمومي
بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران - www . khomeini . com
رهبر انقلاب اسلامي ايران - www . khamenei . de
حكومت اسلامي ( مجلس خبرگان ) - www . nezam . org
دفتر رياست جمهوري - www . president . ir
مجلس شوراي اسلامي - www . majlis . ir
كتابخانه مجلس - www . majlislib . org
وزارت امور خارجه - www . mfa . gov . ir
وزارت صنايع و معادن - www . mim . or . ir
وزارت علوم ، تحقيقات و فن آوري - www . mche . or . ir
صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران - www . irib . com
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي - www . farhang . gov . ir
شوراي هماهنگي تبليغات اسلامي - www.fajr . ir
مركز بين المللي گفتگوي تمدن ها - www . dialoguecentre . org
مركز امور مشاركت زنان - www . women . or . ir
ستاد نشر آثار امام خميني - www . imam - khomeini . org
مركز آموزش مديريت دولتي - www . elixiran . com
موسسه استاندارد تحقيقات صنعتي ايران - www . isiri . org
مركز آمار ايران - www . sci . or . ir
خبرگزاري جمهوري اسلامي ايران ، ايرنا - www . irna . com
خبرگزاري دانشجويان ايران ، ايسنا - www . isna . com
پايگاه اطلاعات رساني ميراث فرهنگي - www . iranmiras . org
مركز اسناد و مدارك علمي ايران - www . irandoc . ac . ir
پژوهشكده امام خميني و انقلاب اسلامي - www . ri - khomeini . org
فرهنگستان ادب و زبان فارسي - www . persianacademy . ir
شوراي عالي انفورماتيك كشور - www . schi . org
سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور - www . mprog . ir
طرح تكفا - www . mporo . com
شهرداري تهران - www . cityoftehran . com
پايگاه اداره كل رفاه تعاون و خدمات اجتماعي - refah . cityoftehran . com
پايگاه شركت ساماندهي صنايع و مشاغل - www . samandehi . com
پايگاه شهرداري منطقه ۵ تهران - www . shr۵ . com
پايگاه شهرداري منطقه ۶ تهران - www . tmr۶ . org
پايگاه شهرداري منطقه ۷ تهران - region۷ . cityoftehran . com
پايگاه شهرداري منطقه ۱۲ تهران - www . shr۱۲ . com
پايگاه شهرداري منطقه ۱۷ تهران - tmr۱۷ . cityoftehran . com
پايگاه شهرداري منطقه ۱۸ تهران - tmr۱۸ . cityoftehran . com
پايگاه شهرداري منطقه ۲۲ تهران - www . district۲۲ . org
انجمن شركتهاي انفورماتيكي ايران - www . irica . net
انجمن انفورماتيك ايران - www . isi . org . ir
مركز تحقيقات دانشگاه صنعتي شريف - www . aictc . com
پايگاه شهرداري شهر اصفهان - www . isfahan . org . ir
پايگاه شهرداري شهر بروجرد - www . boroujerd . com
پايگاه شهرداري شهر شيراز - www . shirazcity . org
پايگاه شهرداري شهر مشهد - www . mashhadnet . com
فهرست
* دانشگاههاي كشور ايران
دانشگاه تهران - www . ut . ac . ir
دانشگاه شهيد بهشتي - www . sbu . ac . ir
دانشگاه تربيت مدرس - www . modares . ac . ir
دانشگاه پيام نور - www . pnu . ac . ir
دانشگاه آزاد اسلامي - www . azad . ac . ir
دانشگاه امام صادق ( ع ) - www . isu . ac . ir
دانشگاه الزهرا ( س ) - www . azzahra . ac . ir
دانشگاه علامه طباطبائي - www . atu . ac . ir
دانشگاه شيراز - www . shirazu . ac . ir
دانشگاه فردوسي مشهد - www . um . ac . ir
فهرست
* فقهي و اسلامي
دفتر آيت الله العظمي سيد علي خامنه اي
www . wilayah . org
موسسه تنظيم ونشر آثار امام خميني ( ره )
www . imam - khomeini . org
مركز تحقيقات كامپيوتري علوم اسلامي
www . noorsoft . org
پايگاه حوزه
www . hawzah . net
پايگاه امام علي
www . imamalinet . net
پايگاه فاضلين نراقي - ملامحمدمهدي وملا احمد
www . naraqi . com
موسسه دايره المعارف فقه اسلامي
www . islamicfegh . org
شبكه بلاغ
www . balagh . org
پايگاه انديشه قم
www . andisheqom . com
جامعه الزهرا ( س )
www . j - alzahra . org
پايگاه حافظان قرآن
www . hafezan . org
پايگاه اطلاع رساني اجلاس حضرت مهدي
www . ejlasmahdi . com
مركز بين المللي اهل البيت
www . al - shia . com
موسسه فرهنگي دارالحديق
www . dar - al - hadithculturalinstitute . com
مجمع جهاني اهل البيت
www . ahl - ul - bayt . org
دفتر تبليغات اسلامي قم
www . balagh . net
آستان قدس رضوي
www . aqrazavi . org
موسسه دايره المعارف حقوق اسلامي
www . islamicfegh . org
دانشگاه جهاني اهل البيت ( عليهم السلام )
www . ahlulbaitonline . com
علامه جعفري
www . allame - jafari . com
المركز ( مركزمعجم فقهي - مركز پژوهشهاىاسلامىالمصطفى )
www . almarkaz . net
القم
www . al - qaem . net
مركز اسلامي انگليس
www . ic - el . org
پژوهشهاي اسلامي
www . islamicresearch . org
آكادمي اسلامي آلمان
www . islamische - akademie . de
موسسه فرهنگي استاد شهيد مطهري
www . motahari . com
نور المهدي
www . nooralmahdi . org
شبكه جهاني نور
www . noornet . net
مركز تحقيقات كامپيوتري علوم اسلامي
www . noorsoft . org
جستجوگر پايگاه هاي شيعه
www . shiasearch . net
مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي
www . taghrib . org
www . cronet . org
فهرست
* جستجوي گوگل فارسي
www . google . com/intl/fa/
براي جستجوي صفحات سايتها فارسي و عربي ، امروزه استفاده از سايت گوگل بسيار مناسب ميباشد . زيرا پايگاه عظيم گوگل ، با پشتياني از زبان فارسي و عربي و بيش از ۵۰ زبان زنده دنيا ، امكان جستجو به زبان هاي مختلف را در ميان ميليونها صفحه سايتهاي فارسي و عربيزبان ( و غيره ) را به نحو مطلوبي فراهم كرده است . لذا در هر موضوعي كافي است دو يا سه كلمه از عبارت يا موضوع مورد جستجو درج و جستجو گردد تا چندين صفحه مرتبط با آن شناسائي و ارائه شود .
توضيح آنكه در زمان تايپ و دسترسي به سايت اصلي گوگل ( www . google . com ) سايت به صورت هوشمند با توجه به نوع سيستم عامل ، صفحه پيش فرض خود را نمايش ميدهد . بديهي است براي سيستم عامل انگليسي ، اين صفحه انگليسي خواهد بود و براي سيستمهاي ويندوزي فارسي و عربي ، به صورت اوليه عربي خواهد بود . لكن در قسمت ابزارهاي پيشرفته ، ميتوان نوع زبان نمايش صفحه را به فارسي تغيير داد .
فهرست
راهنماي مختصر جستجو در اينترنت
* مقدمه
هر چند توضيح در باره مشاهده و جستجوي سايتهاي حقوقي در اينترنت ، شايد به نظر كساني كه كاربر متوسط و يا پرتجربه محسوب ميشوند ، امري غير مطلوب باشد ، لكن شكي نيست كه براي افراد مبتدي ميتواند بسيار مفيد باشد . علي هذا در اين بخش ، ابتدا توضيحات كلي راجع به چگونگي مشاهده و جستجوي مطالب حقوقي در سايتهاي خارجي درج ميشود ، آنگاه ميتوان با مراجعه به فهرست ۹۹ سايت برتر حقوقي در سال ۲۰۰۰ مطالب بيان شده را در محيط عملي مورد آزمايش و تمرين قرار داد . بديهي است با اندكي تلاش ، امكان دست يابي به موضوعات مورد نظر ، اغلب از طريق اينترنت قابل فراهم ميباشد و به عنوان شروع به كار بستن نكات گفته شده ، در سايتهاي مذكور ، باعث ايجاد تجربه مفيد براي كاربران محترم خواهد شد .
فهرست
* مشاهده عناوين اصلي و فرعي
براي مشاهده و جستجوي منابع حقوقي خارجي در اينترنت راهكارهاي زيادي امروزه در دسترس ميباشد .
يكي از راهترين حالت ها ، مشاهده عناوين و تيترهاي اصلي و فرعي و تعقيب سلسله آنها ، تا رسيدن به صفحات وب مورد دلخواه ميباشد . به عنوان مثال در سايت ياهو «www . yahoo . com» قسمت پائين صفحه به موضوعات مختلف اشاره شده است . در ذيل عنوان «Government» كلمه و تيتر «Law» وجود دارد ، كه در صورت كليك روي آن ، صفحه مربوط به موضوعات حقوقي گشوده ميشود . در صفحه اصلي حقوق ، بيش از دهها تيتر فرعي ديگر وجود دارد . مثلا اگر عنوان «Law Schooles» انتخاب شود ، صفحه مخصوص دانشكدهها و مدارس عالي حقوق باز ميشود و يا اگر عنوان «Organizations» انتخاب شود ، صفحه مربوط به سازمانهاي مربوط به حقوق نظير كانونهاي وكلا يا انجمنهاي حقوقي قابل انتخاب ميباشد . به علاوه در ذيل هر صفحه فرعي ، تعدادي از سايتهاي تخصصي كه در آن زمينه فعاليت دارند ، مستقيما قابل استفاده ميباشند . اغلب با معرفي هر سايت ، توضيحات خيلي كلي نيز براي محتويات اصلي سايت داده شده است . به همين صورت با انتخاب عناوين اصلي و فرعي و جزئيتر ، معمولا ميتوان به سايت مورد علاقه دسترسي پيدا نمود .
بديهي است ، براي اين منظور علاوه بر موتورهاي جستجوي عمومي اينترنت ، مثل ياهو ، ميتوان از سايتهاي راهنمايي تخصصي رشتههاي مختلف نيز استفاده نمود . به عنوان مثال سايت فايندلاو «www . findlaw . com» براي پوشش و جستجوي حقوق ايالات متحده و كانادا ، سايت بسيار مناسبي ميباشد ، هر چند راجع به ساير مسائل حقوقي نيز داراي اطلاعات جامع و مفيدي ميباشد . علي هذا شيوه مشاهده كلمات تيتر اصلي و فرعي همواره در هر سايتي يكسان ميباشد .
فهرست
* جستجوي كلمات و عبارات كليدي
به علاوه مشاهده عادي ، در اغلب سايتهاي راهنماي اينترنت ، در هر صفحه امكان درج و تايپ كلمات و عباراتي براي جستجو «Search» وجود دارد و معمولا امكان محدود كردن حوزه جستجو در كل اينترنت يا موضوع اصلي ، قابل انتخاب ميباشد . مثلا در سايت ياهو ، از طريق گزينه ، جستجو در كل اينترنت «the web» يا فقط حوزه انتخاب شده «just this category» ميتوان علاوه بر مشاهده به صورت تيتر اصلي و فرعي ، در هر كدام از صفحات ، مبادرت به جستجوي كليد واژه براي دسترسي به موضوع مورد علاقه پرداخت .
به عنوان مثال اگر در صفحه اصلي سايت ياهو ، به دنبال پيدا كردن سايت دانشكده حقوق «هاروارد» باشيم . با درج كلمه «Harvard» ممكن است ، دهها هزار سايت مربوط به اسم هاروارد اعم از دانشكده حقوقي يا هر موضوع ديگر ، در نتيجه جستجو مشاهده شود . لكن اگر در داخل قسمت حقوقي و آنگاه مدارس حقوقي باشيم ، نتيجه جستجوي كلمه «هاروارد» ، بدون شك فقط اشاره به موسسات آموزشي با اسم هاروارد ميباشد .
فهرست
* جستجوي پيشرفته
از طرفي براي جستجوي پيشرفته ، نكات عملي وجود دارد كه به تدريج و تجربه ، با آن آشنا ميشويم . به علاوه اغلب سايتها و موتورهاي جستجو ، صفحات ويژهاي براي استفاده از امكانات جستجوي پيشرفته فراهم آوردهاند ، كه توصيه ميشود ، براي حالتهاي حرفهاي ، حتما ابتدا صفحات توضيحات جستجوي پيشرفته ، مطالعه و آنگاه اقدام شود .
لكن به عنوان يك اصل كلي ، در جستجوي از طريق كلمات و عبارات كليدي ، نكات كلي ذيل حائز اهميت است :
× معمولا از تركيب دو يا سه يا چند كلمه شناخته شده ، براي جستجوي مطلب استفاده شود . زيرا هرچه تعداد كلمات بيشتر باشد ، در ابتدا ، فقط سايتها و صفحاتي معرفي ميشود ، كه تمامي يا بيشترين تطابق را با كلمات داده شده ، خواهند داشت و به تدريج تا كلمات مفرد نيز در نتيجه اعلام ميشود . مثلا در جستجوي دانشگاه هاروارد ، بهتر است از تركيب عبارت « university Harvard » استفاده شود . بديهي است اگر عبارت « Harvard faculty of law » براي جستجو درج شود ، دامنه جستجوي اصلي بسيار تنگتر خواهد شد .
× از كلمات اصطلاحي و تخصصي در هر رشته از علوم براي جستجو استفاده شود . مثلا هر چند كلمه « Law » براي اشاره به قوانين احتمالا مناسب ميباشد ، لكن كلمه اصطلاحي « Code » بهتر ميتواند نتيجه جستجو در خصوص موضوع قوانين مصوب را ، نمايان سازد .
× در صورت موفق نبودن جستجو در بار اول يا وجود چندين هزار صفحه براي موضوع درخواستي ، بهتر است ، جستجو را با كلمات تخصصي تر يا مترادف معنايي ، ادامه دهيد . به علاوه اضافه كردن كلمات مورد درخواست جستجو ، همواره نتيجه اوليه را محدود تر خواهد كرد .
× همواره بعد از مشخص شدن نتيجه جستجو ، براي جستجوي تخصصي تر ، ميتوانيد ابتدا سايتهايي كه داراي بانك اطلاعاتي يا لينك ارتباطي به ساير سايتها ميباشند ، را ملاحظه نماييد .
× براي دسترسي به منابع غير انگليسي ، بهتر است ، اغلب از سايتهاي اطلاع رساني ، ويژه آن زبان استفاده شود . براي اين منظور ميتوان از طريق مشاهده اطلاعات سايتهاي كلي آن كشور بخصوص از طريق عنوان « countries » در سايتهاي اطلاع رساني ، اقدام نمود . به علاوه در سايت سازمان ملل ، قسمت مربوط به كشورها ، معمولا فهرستي از سايتهاي ويژه كشور مورد نظر فهرست شده اند . به علاوه در سايتهاي حقوقي تخصصي مثل « www . findlaw . com » در قسمت كشورها و نيز جستجو ، معمولا مهمترين سايتهاي تخصصي حقوقي هر كشور ، جمع آوري شده و قابل مشاهده و استفاده ميباشد .
http://moi-et-francais.blogfa.com/فرانسه
http://90.irib.ir/نود
http://varzeshi.net/خبرورزشی
http://www.sonyericsson.com/cybershot/Default.aspx?cc=ae&lc=en®ion=1
http://www.trtpersian.com/international/news.aspx?dil=fa
http://www.arshad.ir/default.asp?page=underارشد
http://mashinfans.blogfa.com/ماشین
http://www.tractortabriz.blogfa.com/تراکتور
http://az-ocaq.blogfa.com/آذربایجان شناسی
http://www.irtp.com/farsi/تجاری
http://arsashop.com/users?op=new_user&moaref=pltchnlg
http://www.dadkhahi.netfirms.com/
http://web.ut.ac.ir/html/farsi/index.html
http://hoqouq.com/law/article24.html
http://student-of-law.blogfa.com/post-193.aspx
http://turki.blogfa.com/
http://groups-beta.google.com/group/hoghoogh
http://www.onvan.com/
http://footballcoachonline.com/game/index.php?l=2
http://dadgoostar.blogfa.com/
http://www.feqvahuquq.org/فقه وحقوق
http://www.sdil.org/موسسه حقوقی شهر دانش
http://www.ideallife.ir/مجله زندگی ایده آل
http://www.irjava.com/ایران جاوا
http://www.ielts-exam.net/?r=persianblogزبان
http://pishrovan.mihanblog.com/extrapage/ff پیام نور حقوق گناباد
http://fun-royal.blogfa.com/سرگرمی
http://www.notfiltar.blogfa.com/فیلتر شکن
http://www.persianv.com/سرگرمی
http://www.payamnetwork.com/Directory/?ID=-1864324690موسسه حقوقی دادخواهی
http://www.karaeen.com/f-profiles-paviz.htmموسسه حقوقی کار آفرین
http://internationallaw.blogfa.com/موسسه حقوقی بین الملل پارس تهران
http://www.parsindex.com/directory/directory.aspx?cat=964حقوقی
http://2221400.persianblog.ir/ استاد مدنیان
http://www.piranepand.com/modules.php?name=News&file=article&sid=141&mode=thread&order=0&thold=0حقوقی
http://egza.wordpress.com/2008/04/23/otherqu/نمونه سوال پیام نور
اولوالأمر چه افرادی هستند؟
قرآن مجید می فرماید: " یا ایّها الّذین آمنوا أطیعواالله و أطیعوالرّسول و أولی الأمر منکم؛[1] ای کسانی که ایمان آورده اید! از خدا اطاعت نمایید و از رسول خدا (ص) و صاحبان امر (حکومت) اطاعت کنید".
احادیث زیادی در کتاب های شیعه و سنّی موجود است که آیة مذکور را به اهل بیت عصمت و طهارت تفسیر نموده و عصمت را در مصداق اولی الأمر لازم دانسته اند. از باب نمونه حضرت علی(ع) به معاویه نوشت: " آیة " و أطیعواالله و أطیعواالرسول و اولی الامر منکم" دربارة ما اهل بیت(ع) نازل شده است، نه دربارة شما".[2]
در روایت دیگری جابر بن عبدالله انصاری، تفسیر آیه فوق را از پیامبر (ص) سؤال نمود که اولی الأمری که مأموریم از آن ها اطاعت کنیم، چه کسانی هستند؟ پیامبر فرمود: " خلفا و متصدّیان أمر بعد از من. اول آنان برادرم علی(ع) است؛ بعد از او حسن(ع) و حسین(ع) و فرزندش: علی بن الحسین، آن گاه محمد باقر. تو او را درک می کنی. وقتی ملاقاتش نمودی، سلام مرا به او برسان. بعد از او جعفر صادق، بعد موسی کاظم(ع) ، علی رضا(ع)، محمد جواد(ع) ، علی هادی(ع) ، حسن عسکری(ع) و بعد از او قائم منتظر مهدی(ع) ، که بعد از من امام و پیشوا خواهند بود".[3]
عدم تصریح قرآن به اسامی مطهر اهل بیت(ع) و امامان شیعه(ع) سبب دلمشغولی من شده است. وقتی امامت از ارکان اساسی ساختمان فکر و رفتار دینی و الاهی است، چرا نام دوازده پیشوای شیعه در قرآن ذکر نشد تا موجب تقویت یقین مؤمنان باشد و حجت را بر مخالفان تمام گرداند؟
به این پرسش ارزنده، پاسخهای متعدد داده شده است که با توجّه به حوصله نوشتار به دو مورد اشاره میشود.
1. «تبیین» قرآن توسط پیامبر(ص)؛
عدم تصریح به خصوصیّت و تعداد و نام امامان موضوعی استثنایی نیست. قرآن خود متکفل بیان تمام مصادیق و جزئیات فروع معارف و دستورالعملها نیست تا عدم تصریح به نام امامان مورد نظر شیعه امری خلاف انتظار و غیر موافق با سبک ویژه قرآن باشد. نماز نمونه خوبی از این دست است. شاید در بین احکام و دستورهای شریعت مطلبی به اهمّیّت و محوریت نماز وجود نداشته باشد؛ تعابیری نظیر ستون خیمه دین، مرز میان کفر و ایمان، عامل تقرب هر پرهیزکار و نخستین پرسش و اساسیترین عامل پذیرش دیگر اعمال نشان دهنده اهمّیّت این تکلیف الاهی است؛ امّا به راستی آیا در آیات قرآن نشانی از تعداد رکعات و خصوصیات این فریضه وجود دارد؟!
قرآن به وجوب نماز و اقامه آن در اوقات خاصّ و طهارت هنگام نماز و چند مورد از این دست اشاره کرده، بیان خصوصیات دیگر این مهم را به «سنت» واگذاشته است. قرآن درباره زکات واجب و حج و خمس و سایر دستورهای شریعت مقدس نیز از همین نظام تبعیت کرده است؛ یعنی فشار اصلی را بر تثبیت این واجبات گذارده و بیان خصوصیات را به دستگاه دیگر (سنت) واگذار کرده است.
همین دغدغه و پاسخش بر زبان ابوبصیر و امام صادق(ع) نیز جاری شده است: ابو بصیر که از شاگردان تیزبین امام ششم(ع) است، پیرامون آیه 59 سوره نساء - «أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ» - که مردم را به اطاعت از خدا و رسول و اولیای امور فرا میخواند، به طرح پرسش میپردازد. طبیعی است که در خدا و رسول به دلیل انحصارشان در «الله» و ذات مقدس حضرت محمد(ص)، تردید راه نمییابد؛ امّا ذکر واژه «اولیای امور» و اجمالی که در آن نهفته، وی را بر آن داشت تا بپرسید: چرا قرآن نام آنان را نبرده است. اگر واقعاً حق با شیعه است و مراد از «اولیای امور» امام علی(ع) و اهل بیتاند، چرا آنان را به نام معرفی نفرمود؛ «ما بالَهُ لم یُسَمِّ عَلیّاً و اَهْلَ بَیْتهِ»؟
امام صادق(ع) در پاسخ به سبک خاصّ قرآن اشاره کرد و فرمود: وقتی برای پیامبر آیه نماز نازل شد، خدا در آن سه رکعت و چهار رکعت را نام نبرد تا آنکه رسول خدا(ص) آن را شرح داد. آیه زکات نازل شد، خدا نام نبرد که باید از چهل درهم یک درهم داد تا رسول خدا(ص) آن را شرح داد و آیه حج نازل شد و نفرمود به مردم که هفت دور طواف کنید تا آنکه رسول خدا(ص) آن را برای مردم توضیح داد. «أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ » درباره علی و حسن و حسین - علیهم السلام - نازل شد و رسول خدا(ص) درباره علی فرمود: «هر که من مولا و آقای اویم، علی(ع) مولا و آقای او است؛ و فرمود من به شما وصیت میکنم درباره کتاب خدا و خاندانم؛ زیرا من از خدای - عزوجل - خواستهام میانشان جدایی نیفکند تا آنها را کنار حوض به من رساند. خدا این خواست مرا برآورد....»1
از این روایت در مییابیم وظیفه بیان مصداقها و موارد و نیز تبیین جزئیات بردوش پیامبر(ص) است. همین جهت شیعه را بر آن داشت تا بر سنت پیامبر(ص) تاکید ورزد؛ بر عدم امکان اکتفا به قرآن در تشخیص امور پای فشارد و تلاش خلفای سده نخستین هجری در ممنوعیت نگارش سنت رسول الله(ص) را اشتباه فاحش بخواند. چنان که میدانیم این ممنوعیت سرانجام در اواخر دوران بنی امیه برطرف شد و تدوین کتب روایت نزد تمام فرقههای مسلمان مورد توجّه قرار گرفت. قرطبی، از مفسران به نام اهل سنت، در مقدمه تفسیرش چنین روایت میکند: عمران بنِ حُصین به مردی که گمان میکرد کتاب الله به سنت نیاز ندارد، گفت: «تو احمقی، آیا حکم نماز ظهر را که باید چهار رکعت خواند و حمد و سورهاش را آشکار نخواند، در قرآن یافتهای؟ و به همین گونه به نماز و زکات و مثل آنها اشاره کرد و گفت: آیا این [امور] را در قرآن روشن شده یافتهای؟ همانا کتاب خدا این امور را مبهم بیان کرد. و سنت آن را تفسیر میکند.»2
در همان تفسیر از «مکحول»، یکی از علمای بنام و مورد قبول اهل سنّت، چنین نقل میکند: «القُرآنُ اَحْوَجُ الِیَ السُّنةِ مِنَ السُّنَةِ اِلی القُرانِ». قرآن به سنت از سنت به قرآن نیازمندتر است.
البته این تعبیر افراط گونه مور تایید شیعه نیست. بر اساس باورهای شیعه سنّت، مشروعیت و حتّی صحت مندرجات و محتویات خود را از موافقت با قرآن و اصول حاکم بر آن به دست میآورد. سند حجیت و اعتبار سنت، قرآن است؛ ولی به هر حال فهم صحیح معارف و وظایف دینی بی عنایت به سنت نبوی(ص) و روایات اهل بیت(ع) ممکن نیست.
در اینجا، پرسشی دیگر رخ مینماید: رسول اکرم(ص) این معارف و احکام جزئی و تفسیری را از کجا به دست میآورد؟ از آیات قرآن استفاده میشود که جمع و قرائت آیات قرآن و نیز بیان مراد و مقاصد و شرح و تبیین آیات از ناحیه خدای متعال است: «إِنَّ عَلَیْنا جَمْعَهُ وَ قُرْآنَهُ * فَإِذا قَرَأْناهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ* ثُمَّ إِنَّ عَلَیْنا بَیانَهُ 3؛ جمع قرآن - کلمات در آیات، آیات در سورهها و... - و قرائت قرآن بر عهده ما است و هنگامی که بر تو قرآن را خواندیم، تو [پیامبر(ص)] هم پیروی کن و قرآن را همین گونه بخوان. - مرحله بعد «بیان» قرآن است که آن هم وظیفه ما است».
بنابراین، بیان و تشریح مقاصد آیات هم از ناحیه خدا است و به وسیله وحی دیگری جز وحی قرآنی در اختیار پیامبراکرم(ص) قرار میگیرد. پس ما با دو وحی روبهرو هستیم: «وحی قرآنی» و «وحی تبیینی». در وحی قرآنی لفظ و معنا هر دو از ناحیه خدا است؛ امّا در وحی تبیینی معنا از خدا و لفظ از سوی رسول خدا(ص) است. آیات 43 و 44 سوره نحل به این دو گونه وحی اشاره میکند: «وَ أَنْزَلْنا إِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَیْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ ما بر تو «ذکر» را نازل کردیم تا قرآنی را که برای مردم نازل شده تبیین و تفسیر کنی و زمینه تفکر آنها را فراهم سازی{M». این ذکر همان «وحی تبیینی» است که درست تجلی یافته است و تمام سخنان پیامبر(ص) در زمینه معارف و دستورالعملهای دینی را شامل میشود.
این مقدمات نشان میدهد عدم ذکر مصداقها به نام ائمه اطهار(ع) اختصاص ندارد و غالب معارف و احکام الاهی را شامل میشود. بنابراین، برای شناخت نام امامان معصوم(ع) باید سراغ سنت نبوی(ص) رفت؛ همان گونه که در تفسیر و تبیین معارف و دیگر فرائض دینی به «سنت» نیاز مندیم.
2. تأکید بر روش توصیفی؛
از روشهای جالب توجّه قرآن تأکید بر صفات و ویژگیها و عدم اصرار بر ذکر نام اشخاص است. شاید حکمت این روش توجّه دادن امت به صفات و ویژگیهای خوب و بد در طول زمان است تا بر اساس اوصاف ذکر شده به شناخت اشخاص و تطبیق صفات بر آنان بپردازند و اهمّیّت و جایگاه اشخاص را با میزان صفات تجلی یافته در آنان بسنجند.
روش بیان «توصیفی»، به قرآن شادابی و تازگی و دوام میبخشد؛ زیرا در هر قطعهای از زمان زمینه تطبیق افراد و جوامع بر شاخصههای ذکر شده در قرآن فراهم میشود و امکان دستیابی به داوری قرآن در مسائل نو و فتنههای فردی و اجتماعی تأمین میگردد. قرآن «کلام فصل» است - «إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْل ٌ»4 - و بین حق و باطل تمییز میدهد و راهنمای انسان در فتنهها است؛ چنان که پیامبر(ص) فرمود: «هنگامی که فتنهها چون پارههای شب تاریک شما را فرا گرفت، به قرآن روی آورید» از سوی دیگر، حکومت شایستگان نیاز همیشگی جوامع دینی است و به بخشی از امت اسلامی و یا قطعهای خاصّ از تاریخ، اختصاص ندارد.
برای راهنما و فصل الخطاب شدن در گسترهای چنین پهناور، بیان شاخصهها و شایستگیها و ویژگیهای صالحان و مفسدان و حق و باطل و خوب و بد بهترین راه شمرده میشود. بدین سبب، قرآن جز در موارد ضروری از بردن نام مؤمنان، منافقان، حواریون، پادشاهان، مترفان و... صرف نظر کرده است تا مخاطبان قرآن به صفات و ویژگیها و نه نامها توجّه کنند و امکان بهرهگیریهای نو از قرآن فراهم شود.
بنابراین، شیعه معتقد است مسلمانان در آیات بسیاری به ائمه اطهار(ع) رهنمون شدهاند و وظیفه دارند با تطبیق ویژگیهای یاد شده در قرآن، امام خود را بشناسند و پاسخ نیازهای دینی، اجتماعی و سیاسی خود را از درگاه آنان جویا شوند. بر اساس همین نکته مهم، امام باقر(ع) میفرماید: «مَنْ لَمْ یَعْرِفْ اَمْرَنا مِنَ الْقُرانِ لَمْ یَتَنَکَّبِ الفِتَنْ ». هر کس امر ولایت ما را از قرآن به دست نیاورد؛ نمیتواند از فتنهها مصون ماند.»
در این روایت دو نکته قابل تأمل مینماید:
1. امر ولایت اهل بیت(ع) در قرآن وجود دارد و توصیفات موجود در قرآن ما را به امامان معصوم رهنمون میشود. اگر به راستی از سر تحقیق و بدون هیچ گونه اعوجاج و کج فهمی سراغ آیات رویم، نشانهها و صفات و ویژگیهایی که برای امامان بیان شده ما را به دوازده معصوم(ع) هدایت خواهد کرد.
پس امر ولایت امامان شیعه را میتوان از قرآن استخراج کرد. البته همان گونه که پروردگار در تمام آفریدهها تجلی کرده است و تنها شایستگان از توان مشاهده برخوردارند، شناخت امر ولایت اهل بیت(ع) از آیات نیز به خواست و طلب و ذوق و سلامت نیازمند است.
2. شیعیان ممکن است از راههای گوناگون به امر ولایت امامان دست یابند، امّا با توجّه به اهمّیّت و مرجعیت قرآن کسانی از فتنهها و شبههها و افراط و تفریطها رهایی مییابند که معرفت به ولایت و شؤون آن را از قرآن گرفته باشند. در غیر این صورت، در فتنههای ناشی از افراط و تفریط سقوط خواهند کرد.
به همین جهت مفسران و علمای بزرگ شیعه بخش عمدهای از تلاش عالمانه خود را به اثبات ولایت و شؤون آن معطوف داشتهاند و ولایت امامان شیعه(ع) را به آیات الاهی مستند ساختهاند. تلاش و تألیفهای آنان ذیل آیاتی چون «اولی الامر»، «ذوی القربی» «ولایت»، «اکمال دین»، و... فراوان به چشم میخورد. این بحث را با حدیثی از امام صادق(ع) پایان میدهیم: «اگر قرآن آنگونه که خدا خواسته و نازل کرده تلاوت شود و مورد تدبر قرار گیرد، هر آینه ما را با نشانههای ارائه شدهاش خواهید یافت.»5
بنابراین، باید با نگاه جستوجوگر در آیاتی که صفات و ویژگیهای رهبران و اولیای امور را بیان میکند، نامهای اهل بیت(ع) را استخراج کرد. شیعه افتخار دارد که رهبرانش را با استناد به اصول قرآنی برگزیده است.
چرا در رابطه با آیة اکمال (مائده/3) که بر پیامبر اکرمنازل شده است، اختلافاتی وجود دارد؟ آیا سیاست خلفا تأثیر نداشته است؟ حضرت علیچگونه به مقابله پرداختند؟
این آیه از روزی سخن میگوید که در آن روز اکمال دین خدا و اتمام نعمت او صورت گرفته و باعث یأس و ناامیدی کفّار نسبت به دین اسلام شده است. آن روز "روز غدیر خم" بوده است و آن چیزی که دین اسلام را تکمیل کرده است مسئلة امامت علیبوده است. آن روز بود که کفار در میان امواج یأس فرو رفتند، زیرا انتظار داشتند که آیین اسلام قائم به شخصی باشد، و با از میان رفتن پیامبر9 اوضاع به حال سابق برگردد و اسلام تدریجاً برچیده شود امّا هنگامی که مشاهده کردند مردی که از نظر علم و تقوا و قدرت و عدالت بعد از پیامبر9 در میان مسلمانان بینظیر بود بعنوان جانشینی پیامبر9 انتخاب شد نسبت به پیروزی مجدد کفر ناامید شدند.
ولی میبینیم همان اشخاصی که در زمان نزول آیه به علیبه عنوان "امیر مؤمنان" تبریک گفتند خلافت را غصب کردند بلافاصله بعد از به قدرت رسیدن برای انحراف افکار عمومی از اصل واقعیت این آیه را که در کنار حدیث غدیر: "من کنت مولاه فهذا علی مولاه" امامت علیرا اثبات میکرد، مورد تعرّض و هدف قرار دادند از یک طرف کلمة "مولی" در حدیث را از نظر معنوی تحریف کردند و آن را به معنای "دوست" تغییر دادند و از طرفی کلمة "الیوم" در آیة مورد نظر را به جای "روز غدیر خم" بر روزهای دیگر تطبیق دادند تا اصل مطلبی که در غدیر اتفاق افتاد نیز با حوادث دیگری که در روزهای دیگر اتفاق افتاده است مشتبه شود مثلاً گفتند منظور از "الیوم" روز عرفه ـ در آخرین حج پیامبر9 است و یا گفتند منظور "روز فتح مکه" یا "روز نزول آیات سورة برائت" و از همه عجیبتر "روز ظهور اسلام" یا "روز بعثت پیامبر" و... با آنکه آیة مورد نظر با حدیث غدیر در اذهان مسلمین گره خورده بود ولی طبیعی است کسی که بر خلاف مفاد آیه عمل کرده باشد و خلافت را غصب کرده باشد با ارعاب و فریب و با استفاده از قدرتی که در اختیار گرفته است سعی میکند عمل خود را موجّه جلوه داده و با جعل احادیث دروغین بر پیکر خلافت غاصبانة خود لباس حقیقت بپوشاند اکنون روایاتی را به عنوان نمونه از خود اهل سنّت نقل میکنیم که به این واقعیت اشاره کردهاند و صریحاً این آیه شریفه (مائده/3) را مربوط به روز غدیر خم میدانند و اینکه نزول آن به دنبال ابلاغ ولایت علیبوده است:
1. دانشمند سنّی معروف به "ابن جریر طبری" در کتاب ولایت از "زید بن ارقم" صحابی معروف نقل میکند که این آیه در روز غدیر خم دربارة علینازل گردید.
2. حافظ ابونعیم اصفهانی در کتاب "ما نزل من القرآن فی علی" از "ابوسعید خدری" (صحابی معروف) نقل کرده است که پیامبر9 در غدیر خم، علیرا به عنوان "ولایت" به مردم معرفی کرد و مردم متفرق نشده بودند تا اینکه آیة "الیوم اکملت لکم..." نازل شد، در این موقع پیامبر9 فرمود: "اللّه اکبر بر تکمیل دین و اتمام نعمت پروردگار و خشنودی خدا از رسالت من و ولایت علیبعد از من" سپس فرمود: "هرکس من مولای اویم علیمولای اوست، خداوندا! آن کس که او را دوست بدارد، دوست بدار، و آن کس که او را دشمن دارد، دشمن بدار، هرکس او را یاری کند، یاری کن و هرکس دست از یاری او بردارد، دست از یاری او بردار."
3. خطیب بغدادی در تاریخ خود از "ابوهریره" از پیامبر9 چنین نقل کرده که بعد از جریان غدیر خم و پیمان ولایت علیو گفتار عمر بن الخطاب که گفت: (بخّ بخّ یابن ابی طالب اصبحت مولای و مولا کل مسلم; تبریک یا علی که سرپرست من و هر مسلمانی شدی.) ـ بعد از این ـ آیة "الیوم اکملت لکم دینکم" نازل گردید. مرحوم علاّمة امینی علاوه بر این سه روایت فوق، سیزده روایت دیگر را نیز در این زمینه نقل میکند.(الغدیر، علامه امینی، ج 1، ص 230-238; نشر دارالکتاب العربی، بیروت.)
علیهم ساکت ننشست و در محدودهای که مصلحت اسلام اقتضا میکرد هم در آغاز غصب خلافت و بویژه پس از اینکه ضمن رسماً خلیفه شد به آیه و حدیث غدیر احتجاج میکرد و از کسانی که زنده مانده بودند ـ چون 25 سال فاصله شده بوده میخواست که بیایند و شهادت بدهند که این آیه و حدیث (حدیث غدیر) مربوط به امامت اوست و اشخاص زیادی مانند عماربن یاسر، ابوایوب انصاری، خزیمة بن ثابت و دیگران آمدند و نزد مردم شهادت دادند و بسیاری هم کتمان کردند که علیدر حق برخی از آنان نفرین کرد و به مرض پیسی گرفتار شدند که شرح این وقایع را علامه امینی در کتاب الغدیر آورده است.(ر. ک: الغدیر، علامه امینی، ج 1، ص 159-213، 230-232; نشر: دارالکتاب العربی، بیروت; تفسیر نمونه، آیةاللّه مکارم شیرازی، ج 4، ص 263-272; نشر دارالکتب الاسلامیه.) از جمله مواردی که سندی محسوب میشود برای نحوة مقابله علیبا جریان غاصب "خطبة شقشقیه" در نهج البلاغه است که خطبة سوم نهج البلاغه میباشد علیدر صدر خطبه چنین میفرماید: "به خدا سوگند او ]ابوبکر[ ردای خلافت را بر تن کرد، در حالی که خوب میدانست، من در گردش حکومت اسلامی هم چون محور سنگهای آسیاب هستم ]که بدون آن آسیاب نمیچرخد[ او میدانست سیلها و چشمههای ]علم و فضیلت[ از دامن کوهسار وجودم جاری است و مرغان ]اندیشهها[ به افکار بلند من راه نتوانند یافت! پس من ردای خلافت را رها ساختم و دامن خود را از آن درپیچیدم ]و کنار گرفتم[ در حالی که در این اندیشه فرو رفته بودم که: با دست تنها ]و بی یاوری[ به پا خیزم ]و حق خود و مردم را بگیرم[ و یا در این محیط پرخفقان و ظلمتی که پدید آوردهاند صبر کنم؟..."
چرا نام مبارک حضرت علی (ع ) و ائمه اطهار(ع ) در قرآن نیامده است ؟
شیوه قرآن مجید در رابطه با ائمه هدی(ع) به ویژه امیرالمومنین(ع) و خانواده آن حضرت این است که به معرفی«شخصیت» ممتاز و برجستگیهای آنان بپردازد نه به معرفی «شخص». این شیوه حکمتهای متعددی دارد که برخیاز آنها به اختصار بیان خواهد شد. در اینجا دو زمینه برای گفت و گو وجود دارد: موارد و چگونگی معرفی شخصیتاهلبیت(ع) و حکمت و سراین روشن. الف) موارد و چگونگی معرفی شخصیت اهلبیت(ع) در قرآن: قرآن مجید درموارد متعددی پرده از امتیازات و ویژگیهای رفتاری ائمه هدی(ع) بویژه امیرالمومنین(ع) برداشته استازجمله:
1- «ویطعمون الطعام علی مسکینا و یتیما و اسیرا»، (الانسان، آیه 9) مفسرین بزرگ شیعه وسنی آوردهاند که اینآیه در شان امیرالمومنین(ع) و خانواده ایشان است و مساله روزهداری حضرت علی(ع) و.... و دادن افطار خود بهمسکین یتیم و اسیر در سه شب متوالی را به طور متواتر نقل کردهاند.
2- «انما یریدالله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا»، (احزاب، آیه 33) در خصوص این آیهمقالات و کتب متعددی نگاشته شده و در اینکه شامل حضرت علی(ع) و فاطمه(س) و حسین(ع) است نزد شیعه وسنی هیچ اختلافی نیست تنها اختلاف در شمول آن نسبت به همسران پیامبر(ص) که با ادله متعددی علمای شیعهشمول آن نسبت به همسران پیامبر(ص) را رد کردهاند.
3- «انما ولیکم الله و رسوله والذین آمنوا الذین یقیمون الصلوة و یوتون الزکوة و هم راکعون»، (مائده، آیه 55) شاننزول این آیه نیز در تمام تفاسیر معتبر شیعه و سنی اختصاصا در رابطه با حضرت علی(ع) میباشد. البته آیات بسیاردیگری نیز وجود دارد که در اینجا به همین سه مورد اکتفا میکنیم. در آیه اول اوج ایثار در شدت نیاز و در آیه دومطهارت مطلق از هر کژی و کاستی و عیب و گناه و در آیه سوم تلفیق دو عبادت بزرگ با یکدیگر همراه با اوج اخلاص وخدادوستی نمایان گردیده است. البته در آیه سوم نکته دیگری وجود دارد که در قسمت بعد به آن اشاره خواهیم کرد.ب) حکمت روش قرآن در معرفی اهل بیت(ع): شیوه ذکر شده حکمتهای متعددی دارد از جمله: (1) انگشت گذاردنروی اشخاص به طور اساسی چندان نقشی در روشنگری ندارد بلکه نهایتا به نوعی تبعیت و پیروی که کورکورانهمیکشاند و البته این مانع آن نیست که در مورد لزوم افراد نیز معرفی شوند ولی اساسا معرفی شخصیت معرفیالگوهاست و در نتیجه جامعه را به جای گرایشات متعصب آمیز جاهلانه به سمت تعقل و ژرف اندیشی و توجه بهملاکها و فضایل و امتیازات واقعی سوق میدهد. (2) معرفی شخصیت زمینه ساز پذیرش معقول است در حالی کهمعرفی شخص در مواردی موجب دافعه میشود. این روش بویژه در شرایطی که شخص از جهاتی تحت تبلیغات سوقرار گرفته باشد یا جامعه به هر دلیلی آمادگی پذیرش وی را نداشته باشد بهترین روش است. و این مساله دقیقا در موردامیرالمومنین(ع) و اهلبیت(ع) وجود داشته است. برای شناخت درست این مساله لازم است ابتدا شرایط و ویژگیهایجامعه اسلامی زمان نزول قرآن را در نظرگیریم تادر پرتو جامعه شناسی آن زمان و روانشناسی اجتماعی خاص آنجامعه بتوانیم به درک صحیحی از مساله نایل آییم. واقعیت آن است به استثنای اندکی از مومنان برجسته اکثریتجامعه صدر اسلام نسبت به اهل بیت(ع) به ویژه امیرالمومنین(ع) پذیرش نداشتند و پیامبر(ص) نیز در مقاطع مختلفبا دشواریهای زیادی آن حضرت را مطرح میساختند و در هر مورد با نوعی واکنش منفی و مقاومت روبرو میشدنددلایل این امر متعدد است از جمله: الف) بسیاری از آنان کسانی بودند که تا چند صباحی قبل در صف معارضین اسلامقرار داشتند و رویاروی خود شمشیر علی (علیهالسلام) را دیده واز همان جا کینه وی رابه دل گرفته بودند چنانکهحضرت فاطمه زهرا(س) نیز یکی از علل رویگردانی مردم از آن حضرت را همین نکته (نکیر سیفه) بیان فرمودند. ب)تفکرات و سنن غلط جاهلی هنوز براندشه مردم حاکم بود و اموری مانند سن و ... را در امور سیاسی دخیل میدانستندو لذا به خاطر جوان بودن حضرت علی(ع) وی را چندان شایسته برای رهبری جامعه نمیدانستند. ج) این تفکرخطرناک در سطح جامعه رایج بود و توسط کسانی تبلیغ میشد که پیامبر(ص) درصدد آن است که خویشان خود رابرای همیشه بر مسند قدرت و حکومت بنشاند و در این راستا خدمات ارزنده پیامبر را نیز نوعی بازی سیاسی تفسیرمیکردند که برای چنگ اندازی به حکومت برای خود و اهل بیتش انجام داده است. این مساله چنان بالا گرفته بود کهروز غدیر پس از معرفی امیرالمومنین (علیه السلام) یکی از حاضران صدا زد « خدایا! ما را گفت که از سوی خدا آمده وکتاب الهی آوردهام و ما پذیرفتیم و اکنون میخواهد داماد و پسرعمش را بر ما حاکم و مستولی سازد اگر او راستمیگوید سنگی از آسمان ببار و مرا بکش!! » اکنون این سوال پدید میآید که آیا در چنین وضعیتی تا چه اندازه صلاحبوده است نام آن حضرت و یا ائمه(ع) بعد از ایشان در قرآن به صراحت ذکر شود؟ ممکن است کسی با خود بیندیشدکه اگر چنین شده بود ریشه اختلافات از بن کنده میشد و امت اسلامی یکپارچه و همآوا میشدند و راه هدایت راپیشه میساختند زیرا قرآن مورد قبول همه است و برآن اختلافی نیست. اما آیا واقعیت چنین است؟ خیر. زیرا اینخطر به طور جدی وجود داشت که بر سر مساله امیرالمومنین(ع) حتی اساس اسلام و قرآن به خطر افتد و اگر نام آنحضرت به صراحت در قرآن میآمد این مشکله وجود داشت که طیف عظیمی که در جامعه پایگاه تبلیغاتی وسیعیداشتند و درصدر اطرافیان پیامبر نیز بودند اساسا رسالت آن حضرت و قرآن و... را یکسره نفی و انکار کنند و خطرجدی برای اساس اسلام و قرآن بیافرینند. شاید این مساله ابتدا اغراق آمیز جلوه نماید در حالی که رخدادهای مهمتاریخی به خوبی از این نکته پرده برگرفتهاند. در اینجا به ذکر دو نمونه که در منابع تاریخی مهم اهل تسنن به تکرار آمدهو از مسلمات تاریخی است اکتفا میشود:
* همه مورخان برجسته آوردهاند که چون پیامبر لحظات آخر عمر خویش را میگذراندند درخواست قلم و لوحینمودند تا سندی برای امت به یادگار نهند که هیچگاه به انحراف و ضلالت گرفتار نگردند این درخواست برای اطرافیانکاملا روشن بود و هدف از آن باتوجه به موضعگیریهای پیشین پیامبر واضح بود. در این هنگام عمر صدا زد « ان الرجللیهجو؛ همانا این مرد بر اثر شدت تب هذیان میگوید»!! شگفتا پیامبری که خداوند در وصفش فرموده است «و ماینطق عن الهوی انهو الا وحی یوحی ... » در خانهاش و نزد عزیزترین و بهترین حامیانش این چنین جسارت آمیز موردطعن قرار گیرد و کار به جایی میرسد که آن حضرت از تصمیم خود منصرف میشود! زیرا جدا خوف آن وجود داردکه پایداری برآن موجب انکار رسالت شود و مسلما کسانی که چنین درخانه پیامبر خدا باوی برخورد میکنند خود رامستظهر به پشتیبانی وسیع اجتماعی میبینند و گرنه هرگز جرات چنین جسارتی به خود نمیدادند. از همین جا روشنمیشود که سر شیوه قرآن چیست. یعنی قرآن هم برای اهل فهم و درک و تعقل حرف خود را زده است و هم کاریکرده کرده که فاقدان چنان خصوصیتی یکسره از اصل دین جدا نشوند و انگیزههای سیاسی خاصی باعث نشود که بهطور کلی مردم را از اصل دین و دیانت جدا سازند. جالب آن است که علاوه بر آیاتی که به گونههای مختلف مسالهولایت امیرالمومنین (علیهالسلام) را مطرح ساختهاند سومین آیهای که در آغاز این نگاشته آوردهایم بسیار روشن اینپیام را داده و همراه با بیان امتیازات خاص آن حضرت مساله ولایت و رهبری امت گوشزد ساخته است. در اینجا یکسوال باقی میماند و آن اینکه خداوند فرموده است: « انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون » بنابراین باتوجه به این آیه ازآن خطرات چه باک؟ پاسخ آن است که حافظ بودن خداوند برای قرآن از راه اسباب و علل خاص آن است و یکی ازآنها بکارگیری همین شیوه است که انگیزه کنارزدن قرآن را بخاطر یکسری اهداف خاص از بین میبرد.
برای آگاهی بیشتر در این زمینه ر.ک:
1- فروغ ابدیت جعفر سبحانی
2- رهبری امام علی(ع) از دیدگاه قرآن و پیامبر(ص) ترجمه سید محمود سیاهپوش
3- نقش عایشه در تاریخ اسلام علامه سید مرتضی عسکری
4- بررسی مسائل کلی امامت ابراهیم امینی
5- خاطرات مدرسه سید جواد مهری
6- معالم المدرستین علامه سید مرتضی عسکری
7- اجتهاد در مقابل نص علامه سید شرفالدین
………………………………………………………………
سایر مباحث و شبهات در مورد امامت حضرت علی (ع)
چرا حضرت علی(ع) بعد از رحلت پیامبر(ص) نتوانست حکومت را به دست گیرد؟
در پاسخ مقدمهای لازم است. پیامبر اکرم(ص) پیوسته از جانشینی و خلافت علی(ع) گفت و گو میکرد. با شیوههای گوناگون و در مناسبتهای مختلف به ملت نوپای اسلام گوشزد میفرمودند، تا آیه تبلیغ نازل شد: "یا ایها الرّسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل مما بلغت رسالته و اللَّه یعصمک من النّاس ان اللَّه لا یهد القوم الکافرین".(1) در این آیه به پیامبر(ص) هشدار داده شده که اگر ابلاغ رسالت نکنی زحمات تو ضایع میشود، مثل این است که رسالتت را ابلاغ نکردهای، خداوند تو را از زخم زبان و آزار مردم حفظ میکند و تحقیقاً خداوند متعال قوم کافران را هدایت نمیکند. با توجه به این که از آخرین آیاتی است که در حجة الوداع نازل شده و مقصود جز اعلام خلافت و ولایت علی نیست و ماجرای غدیر از انجام همین امر حکایت میکند پیامبر(ص) از زخم زبان میترسد.
مطابق روایات اهل سنّت همگی تبریک گفتند، اما در انتظار غروب خورشید بودند باز پیامبر(ص) در حال نقاهت فرمود قلم و کاغذ بیاورید تا بگویم بنویسید، عمر گفت "هذا الرجل لیهجر". به پیامبر نسبت هذیان دادند.
بعد از رحلت رسول اکرم(ص) حضرت علی(ع) و زهرا(ع) مشغول کفن و دفن پیغمبر(ص) بودند که جمعی رفتند در سقیفه بنی ساعده اجتماع کردند و اظهار داشتند که تعیین خلیفه از همه چیز مهمتر است، رعب و وحشت در ماین مردم ایجاد کردند و مردم را برای بیعت با ابابکر فرا خواندند و تهدید کردند هر کس بیعت نکند محکوم به قتل است.
مردم از یک طرف ترسیدند و سران قوم تطمیع شدند، به پیامبر(ص) اشکال کردند که با مردم باید در امر خلافت مشورت میکرد و مردم برای خلافت علی(ع) آمادگی ندارند، چون شوخ طبع و کشنده اجداد و اقوام مردم و از نظر سنّی هم جوان است و دهها شک و شبهه دیگر.
حضرت علی(ع) فرمود:
"دیدم یا با دست قطع شده و بدون یاور باید قیام کنم و یا بر این تاریکی کورزا صبر و تحمل را در پیش گیرم در حالی که تیر بر چشم و استخوان در گلو دارم، پس از بررسی و تفکر دیدم صبر به عقل نزدیکتر است".
بنابراین، حضرت علی(ع) محیط را مساعد نمیدید. اکثریت مردم جاهل و نادان بودند. آنها قدرت نظامی را به دست گرفتن و مردم را ارعاب و تهدید کردند.
چرا حضرت امام علی 7در طول 25سال برای گرفتن حق خود (ولایت ) کاری نکرد؟ درطول این چند سال به چه کار مشغول بود؟
بعد از رحلت نبی گرامی اسلام 6و غصب خلافت و کنار گذاشتن حضرت علی 7از صحنه ءسیاسی و تصمیم گیری در امور جامعهء اسلامی , آن بزرگوار لحظه ای درنگ نکرد و برای بازپس گیری حق مسلّم خویش تلاش بسیار نمود.
طبق گفتهء یکی از علمای بزرگ اهل سنّت , شب ها حضرت فاطمه 3را سوار برچهارپایی می کرد و در مجالس انصار می گردانید و فاطمه 3از آن ها می خواست از علی 7پشتیبانی کنند.
آنها در پاسخ می گفتند: ای دختر رسول خدا6 بیعت ما با این ابوبکر انجام شده و کار از کار گذشته است و نمی توانیم نقض بیعت کنیم . اگر شوهر تو قبل از ابوبکر به سوی ما می آمد, ما به او مراجعه کرده و رهبری او رامی پذیرفتیم .(1)
حضرت برای اثبات حقانیت خود بارها با استدلال ها و احتجاج های متین خود, از خلیفه و هواداران اوانتقاد و به آن ها اعتراض می کرد, ولی مرور ایام و سیر حوادث نشان داد این اعتراض ها سودی ندارد و خلیفه وهوادارانش برای حفظ قدرت پافشاری زیادی دارند.
در این هنگام امام بر سر دو راهی سرنوشت سازی قرار گرفت : یا می بایست به کمک خاندان رسالت وعلاقه مندان خود قیام کند و با توسل به زور و قهر و غلبه , حکومت را قبضه کند, و یا وضع موجود را تحمل کرده و در حد امکان به حل مشکلات مسلمانان و انجام وظایف خویش بپردازد; از آن جا که هدف در رهبری الهی ,مقام و قدرت و موقعیت نیست , لذا اگر رهبری اسلامی بر سر دو راهی قرار گیرد و ناگزیر باشد از میان مقام وهدف یکی را برگزیند, باید از مقام دست برداشته و هدف را مقدم بدارد. علی 7با روبه رو شدن با چنین وضعی , راه دوم را انتخاب کرد.
حضرت در ارزیابی اوضاع و احوال جامعهء اسلامی و خطراتی که آن را تهدید می کرد, به این نتیجه رسید که اگر در گرفتن حکومت اصرار بورزد و به زور و قدرت متوسل شود, وضعی پیش خواهد آمد که تمام زحمات رسول خدا6و خون های پاکی که در راه باور کردن نهال اسلام ریخته شد, هدر برود.
خود می فرماید: .(2)
خطرهایی که در صورت قیام علی 7جامعهء اسلامی را تهدید می کرد, زیاد بود که در ذیل به چند تا به طوراختصار اشاره می کنیم :
1 امام اکثر دوستان فدایی و صمیمی خود را از دست می داد. از طرفی بسیاری از صحابهء پیامبراکرم 6ه به حکومت علی راضی نبودند, کشته می شدند. بدیهی است با پیش آمدن چنین وضعی , قدرت مسلمانان به ضعف می گرایید و با یک حملهء دشمنان قسم خورده و زخم دیده سقوط می کرد.
2 بسیاری از قبایل و گروه ها در سال های آخر عمر پیامبر6مسلمان شده و هنوز ور ایمان در دل آنان نفوذ نکرده بود; لذا وقتی با خبر شدند پیامبر6رحلت کرد, گروهی پرچم ارتداد را بلند کرده و عملاً باحکومت اسلامی در مدینه به مخالفت برخاستند.
روشن است , قیام امام برای خلافت در چنین وضعی به صلاح اسلام و مسلمانان نبود.
3 علاوه بر خطر مرتدان , خطر بزرگ عده ای بود که ادعای نبوت کردند, مانند مسیلمه کذّاب و سجاح , که هر کدام با جمع بیروهای زیاد قصد حمله به مدینه , مرکز حکومت اسلامی را داشتند.
4 خطر احتمالی حملهء رومیان مسیحی به سرزمین های اسلامی , در صورت دو دستگی مسلمانان .
فعالیت امام 7در طول این مدت :
1 تفسیر قرآن و حل مشکلات بسیاری از آیات و تربیت شاگردانی مثل ابن عباس ;
2 پاسخ به پرسش های دانشمندان ملل جهان , به خصوص دانشمندان یهودی و نصاری ;
3 تبیین حکم شرعی مسائل جدیدی که سابقه نداشت ;
4 تربیت و پرورش گروهی که ضمیری پاک و روحی آماده برای سیر و سلوک داشتند;
5 تلاش و کوشش برای تأمین زندگی بسیاری از مستمندان , تا آن جا که با دست خود باغ احداث می کرد وقنات حفر می نمود و آن را در راه خدا انفاق می کرد;
6 مشاور خوب و مورد اعتماد دستگاه خلافت در مسائل سیاسی و حل مشکلاتی مهمی که بر سر راه حکومت به وجود می آمد.(3) بعد از رحلت نبی گرامی اسلام 6و غصب خلافت و کنار گذاشتن حضرت علی 7از صحنه ءسیاسی و تصمیم گیری در امور جامعهء اسلامی , آن بزرگوار لحظه ای درنگ نکرد و برای بازپس گیری حق مسلّم خویش تلاش بسیار نمود.
طبق گفتهء یکی از علمای بزرگ اهل سنّت , شب ها حضرت فاطمه 3را سوار برچهارپایی می کرد و در مجالس انصار می گردانید و فاطمه 3از آن ها می خواست از علی 7پشتیبانی کنند.
آنها در پاسخ می گفتند: ای دختر رسول خدا6 بیعت ما با این ابوبکر انجام شده و کار از کار گذشته است و نمی توانیم نقض بیعت کنیم . اگر شوهر تو قبل از ابوبکر به سوی ما می آمد, ما به او مراجعه کرده و رهبری او رامی پذیرفتیم .(1)
حضرت برای اثبات حقانیت خود بارها با استدلال ها و احتجاج های متین خود, از خلیفه و هواداران اوانتقاد و به آن ها اعتراض می کرد, ولی مرور ایام و سیر حوادث نشان داد این اعتراض ها سودی ندارد و خلیفه وهوادارانش برای حفظ قدرت پافشاری زیادی دارند.
در این هنگام امام بر سر دو راهی سرنوشت سازی قرار گرفت : یا می بایست به کمک خاندان رسالت وعلاقه مندان خود قیام کند و با توسل به زور و قهر و غلبه , حکومت را قبضه کند, و یا وضع موجود را تحمل کرده و در حد امکان به حل مشکلات مسلمانان و انجام وظایف خویش بپردازد; از آن جا که هدف در رهبری الهی ,مقام و قدرت و موقعیت نیست , لذا اگر رهبری اسلامی بر سر دو راهی قرار گیرد و ناگزیر باشد از میان مقام وهدف یکی را برگزیند, باید از مقام دست برداشته و هدف را مقدم بدارد. علی 7با روبه رو شدن با چنین وضعی , راه دوم را انتخاب کرد.
حضرت در ارزیابی اوضاع و احوال جامعهء اسلامی و خطراتی که آن را تهدید می کرد, به این نتیجه رسید که اگر در گرفتن حکومت اصرار بورزد و به زور و قدرت متوسل شود, وضعی پیش خواهد آمد که تمام زحمات رسول خدا6و خون های پاکی که در راه باور کردن نهال اسلام ریخته شد, هدر برود.
خود می فرماید: .(2)
خطرهایی که در صورت قیام علی 7جامعهء اسلامی را تهدید می کرد, زیاد بود که در ذیل به چند تا به طوراختصار اشاره می کنیم :
1 امام اکثر دوستان فدایی و صمیمی خود را از دست می داد. از طرفی بسیاری از صحابهء پیامبراکرم 6ه به حکومت علی راضی نبودند, کشته می شدند. بدیهی است با پیش آمدن چنین وضعی , قدرت مسلمانان به ضعف می گرایید و با یک حملهء دشمنان قسم خورده و زخم دیده سقوط می کرد.
2 بسیاری از قبایل و گروه ها در سال های آخر عمر پیامبر6مسلمان شده و هنوز ور ایمان در دل آنان نفوذ نکرده بود; لذا وقتی با خبر شدند پیامبر6رحلت کرد, گروهی پرچم ارتداد را بلند کرده و عملاً باحکومت اسلامی در مدینه به مخالفت برخاستند.
روشن است , قیام امام برای خلافت در چنین وضعی به صلاح اسلام و مسلمانان نبود.
3 علاوه بر خطر مرتدان , خطر بزرگ عده ای بود که ادعای نبوت کردند, مانند مسیلمه کذّاب و سجاح , که هر کدام با جمع بیروهای زیاد قصد حمله به مدینه , مرکز حکومت اسلامی را داشتند.
4 خطر احتمالی حملهء رومیان مسیحی به سرزمین های اسلامی , در صورت دو دستگی مسلمانان .
فعالیت امام 7در طول این مدت :
1 تفسیر قرآن و حل مشکلات بسیاری از آیات و تربیت شاگردانی مثل ابن عباس ;
2 پاسخ به پرسش های دانشمندان ملل جهان , به خصوص دانشمندان یهودی و نصاری ;
3 تبیین حکم شرعی مسائل جدیدی که سابقه نداشت ;
4 تربیت و پرورش گروهی که ضمیری پاک و روحی آماده برای سیر و سلوک داشتند;
5 تلاش و کوشش برای تأمین زندگی بسیاری از مستمندان , تا آن جا که با دست خود باغ احداث می کرد وقنات حفر می نمود و آن را در راه خدا انفاق می کرد;
6 مشاور خوب و مورد اعتماد دستگاه خلافت در مسائل سیاسی و حل مشکلاتی مهمی که بر سر راه حکومت به وجود می آمد.(3)
لطفاً بفرمایید از کجا بدانیم که محبت و ولایت حضرت علیرا داریم؟
خداوند متعال میفرماید: "قُل لآ َّ أَسْ ?‹َلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِلآ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبَیَ;(شوری،23)، بگو من در برابر ابلاغ رسالتم هیچ پاداشی درخواست نمیکنم، جز دوست داشتن نزدیکانم." در این آیة شریفه، علاوه بر آن که پیروی از این خاندان را بر هر مسلمان واجب و لازم دانسته است. همچنین لازم دانسته که آنان را دوست داشته باشیم. امّا این که از کجا بفهمیم که اهل بیت را دوست داریم، باید گفت:
محبت و ولایت افراد، آثاری را در پی دارد. اگر این آثار را در خود مشاهده کردیم، دوستی آنان برای ما مسجل میشود، برخی از این آثار که در قرآن و روایات به آنها اشاره شده است عبارتند از:
1. خالص بودن محبت; در ذیل آیة "مَّا جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِّن قَلْبَیْنِ فِی جَوْفِه;(احزاب،4)، از حضرت علیروایت شده است: "اگر کسی میخواهد بداند که ما را دوست دارد باید به قلبش مراجعه کند، اگر در کنار محبت ما دشمنان ما را نیز دوست داشته باشد از ما نیست و ما نیز از او نیستیم.(بحارالانوار، علامه مجلسی، ج 31، ص 5، مؤسسة الوفأ.)
2. دوست داشتن محبّین آنان; در روایتی آمده است: "هر کسی دوستدار ما را دوست داشته باشد دوستدار ماست."(همان، ج 91، ص 124.)
3. مقدم داشتن آنان بر خود; پیامبر اکرم فرموده است: "ایمان نیاورده است از شما مگر این که من محبوبتر به او از خودش باشم، اهل من محبوبتتر از اهلش باشند، عترت من محبوبتر از عترش باشند و ذریهام محبوبتر از ذریهاش باشند."(میزان الحمکة، ری شهری، ح 3198.)
4. به یاد بودن آنان; در روایتی آمده است: "هر کسی چیزی را دوست داشته باشد، زبانش به یادش میچرخد."(همان، ح 3073.)
5. پیروی از دستورات و سیره آنان; امام صادقمیفرماید: "شیعیان ما اهل ورع، اجتهاد، اهل وفا، امانت، اهل زهد و عبادتند، در شبانهروز پنجاه و یک رکعت نماز به جای میآورند، شب ]برای راز و نیاز و نماز شب[ بیدار میشوند. در روز روزه میگیرند و زکات اموالشان را میپردازند و حج خانة خدا را بجا میآورند و از هر فعل حرامی اجتناب میکنند.(همان، ح 9933.)
آیا راست است که هرکس به اندازة خردلی حب علیدر دلش داشته است، بهشت میرود؟
دربارة آثار حب اهل بیت: و به ویژة حضرت علیروایات فراوانی در کتب شیعه و سنی نقل شده است. بخشی از این روایات آثار محب اهل بیت: را رهایی از دوزخ و گرفتاریها پس از مرگ معرفی کرده است. در روایت معروفی از پیامبر گرامی اسلاممیخوانیم: "لو اجتمع الناس علی حب علی بن ابیطالب لما خلقالله ـ عزوجل ـ النار"(کشف الیقین، علامه حلی، حدیث 291.) اگر همه مردم حب علیرا در دل داشتند، خدای ـ عزوجل ـ هرگز آتش را نمیآفرید" نیز از پیامبر گرامی اسلاممروی است: "]دوست داشتن من[ و دوست داشتن خاندان من در هفت جای بس وحشتناک به کار آید: به وقت مردن، در قبر، در هنگام رستاخیز در هنگام نوشتن، در هنگام حسابرسی اعمال، در هنگام میزان و سنجیدن اعمال و در هنگام گذشتن از صراط."(میزان الحکمه، محمدی ریشهری، حدیث 3203.)
در بخش دیگری از روایات، بهشت را به محبان آن حضرت مژده داده است; برای نمونه از پیامبر گرامی اسلامروایت است که فرمود: "خدا به هرکس "حب" به اهلبیت: را عنایت فرموده باشد، خیر دنیا و آخرت را به دست آورده است; پس هیچ کس شک نکند که او در بهشت خواهد بود. حب اهلبیت: بیست ویژگی دارد،..."(اهل البیت فی الکتاب والسنة، محمدیری شهری، حدیث 1061، دارالحدیث.)
آن چه توجه به آن مهم است، این است که در هیچ روایتی ـ تا آن جا که تحقیق شد ـ نیامده که عذاب به کلی از محب اهلبیت: برداشته میشود; بنابراین، ممکن است دوستداران آنها بر اثر سوء اعمال، در این دنیا، برزخ و یا در مکانهای دیگر گرفتار مجازات شوند، ولی در نهایت مژدة بهشت و دوری از جهنم و رهایی از آن، به آنها داده شده است که البته مراتب ضعف و شدت دوستی نیز در آن دخیل است.
گذشته از آن، در برخی از روایات پیش شرطهایی برای برخورداری از آثار حبّ و دوستی اهلبیت: بیان شده است. امام باقر7 به جابر جعفی فرمود: "ای جابر! سلام مرا به شیعیانم برسان و به آنها بگو که میان ما و خدای ـ عزوجل ـ هیچ خویشاوندی نیست و کسی مقرّب خدا نشود جز با فرمانبرداری از او. ای جابر! هرکس خدا را فرمان برد و ما را دوست بدارد، همو دوست ماست و هرکس خدا را نافرمانی کند، محبّت ماسودش نرساند."(میزان الحکمه، حدیث 3211.)
امام علیفرمود: "من و پیامبر خدا و خاندان و نوادگان من در ]کنار[ حوض کوثر هستیم; پس هرکس خواهان ماست باید گفتة ما را بپذیرد و به کردة ما رفتار کند."(همان، حدیث 3212.)
در روایت دیگر از امام باقر7 میخوانیم: "به خدا سوگند ما از جانب خدا برائتی نداریم و میان ما و خداوند خویشی نیست و ما را بر خدا حجتی نباشد و جز با طاعت به خدا نزدیک نشویم; پس هر یک از شما که فرمانبردار خدا باشد، ولایت ما سودش نرساند و هر کدام شما که خدا را نافرمانی کند، ولایت ما سودش نرساند. وای بر شما، فریب نخورید! وای بر شما، فریب نخورید!"(همان، حدیث 3213.)
چگونه میتوان به حضرت علینزدیک شد و پیرو راستین آن حضرت شد؟
از آیاتی که دربارة اطاعت از رسول اکرمو به تبع ایشان اطاعت از امامان معصوم: وارد شده چنین میتوان استفاده کرد که برای پیروی از این بزرگواران باید به نکاتی توجه کامل داشت:
1. دوری از گناهان و برطرف نمودن زنگار گناهان از قلب; 2. از دستورات آنها پیروی کردن; 3. در برابر آنها خضوع داشتن; 4. ایمان داشتن به خداوند متعال; 5. پرهیزگار و متقی بودن; 6. با هم دوستی و اتحاد داشتن و...
آیاتی که در این زمینهها وارد شده، عبارتند از: "آلعمران، 32و132 / نسأ، 59 / مائده، 92 / انفال، 1 / نور، 56 و..." همچنین در روایتی از امام باقر7 میخوانیم:
"شیعة ما نیست مگر کسی که تقوا و اطاعت خداوند را کند و نمیتوان این شیعیان را شناخت، مگر به وسیله تواضع و خشوع و ادای امانت و زیادی ذکر خداوند متعال در وجود آنها".
در روایتی دیگر امام صادقمیفرماید: "شیعیان ما اهل ورع و اجتهاد و کوشش و اهل وفا و امانت و اهل زهد و عبادتند، در شبانه روز پنجاه و یک رکعت نماز به جای میآورند، شب ]برای راز و نیاز و نماز شب[ بیدار میشوند، در روز روزه میگیرند و زکات اموالشان را میپردازند و حج خانة خدا را بجا میآورند و از هر فعل حرامی اجتناب میکنند."(میزان الحکمه، محمّد ری شهری، ج 2، ص 1538، ح 9931ـ9933، دارالحدیث / تفسیر المیزان، ج 3، ص 157.)
الف ـ اگر حضرت علی7 از جانب خداوند به خلافت منصوب شده بودند، نباید به خاطر مصالح اجتماعی یا شخصی، از این منصب صرف نظر میکردند; ب ـ آیا اصلاً دلیلی بر نصب حضرت در غدیر خم وجود دارد؟
الف ـ پیش از بیان علل سکوت حضرت علی شایان ذکر است که ایشان پس از آن که شنیدند عدهای هنوز مراسم تدفین پیامبر اکرم تمام نشده، بر سر خلافت پیامبر به جنگ و ستیز برخاستهاند و فردی را پس از کش و قوسهای فراوان به عنوان خلیفه پیامبر اکرم برگزیدند، نه تنها در ابتدا سکوت نکردند; بلکه عملاً برای ستاندن حق خود اقدام کردند از جمله:
1. تحصن در خانه حضرت زهرا دخت پیامبر اکرم6 با عدهای از مهاجران که مخالف خلافت بودند.
2. ایراد خطبه در مسجد و میان مردم و یادآوری وظیفه و تعهد مسلمانان.
3. حرکت در شبها به همراه حضرت زهرا و حسنین: و ملاقات با سران انصار برای بازگرداندن خلافت به مسیر واقعی خود.
حضرت پس از این که از این راه کار نتیجه نگرفتند دو راه را پیش رو داشتند: یا باید به کمک خاندان پیامبر و عدهای از صحابه قیام کند و حق خود را با زور بستاند و یا این که سکوت کند و از همة امور اجتماعی کنار برود و در حدّ امکان به وظایف فردی و اخلاقی بپردازد.
قیام با یاران اندکی که برای حضرت باقی مانده بود، کاری از پیش نمیبرد و قیام در این شرایط جز کشته شدن صحابه، نزدیکان و تفرقه نتیجهای نداشت و حضرت در یکی از سخنرانیهای خود میفرمایند: "پس از درگذشت پیامبر در کار خویش اندیشیدم. در برابر صف آرایی قریش جز اهلبیت خود یار و یاوری ندیدم پس به مرگ آنان راضی نشدم"(نهج البلاغه، عبده، خطبه 26.) لذا حضرت راه دوم را برگزید.
زیرا هدف از جانشینی حضرت علی، پرورش نهالی بود که به وسیله پیامبر گرامی در سرزمین حجاز غرس شده بود نهالی که باید به مرور زمان به درختی برومند و بارور مبدّل شود. وقتی رهبر یک حرکت عظیم تاریخی که بنیانهای جامعه آن روز را زیر و رو کرده و اندیشه و نظامی نوین برقرار نموده از میان مردم میرود بهترین شرایط برای حرکت ارتجاعی و ضد تکاملی پدید میآید، حال اگر در داخل امت و در بین سران آن نیز درگیری به وجود آید روشن است که امور آن جامعه هیچ گاه به سامان نخواهد رسید و چه بسا نتایج همه حرکتهای قبلی نیز از دست برود. پس از رحلت پیامبر اکرم دقیقاً همین شرایط وجود داشت، دشمنان خارجی همانند روم و ایران دندان تیز کرده بودند و منافقان و دشمنان داخلی نیز دنبال فرصتی مناسب بودند.
از آیات قرآن کریم: "وَمَا مُحَمَّدٌ إِلآ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِیْن مَّاتَ أَوْ قُتِلَ انقَلَبْتُمْ عَلَیََّ أَعْقَـَبِکُمْ وَمَن یَنقَلِبْ عَلَیَ عَقِبَیْهِ فَلَن یَضُرَّ اللَّهَ شَیْ ?‹ًا وَسَیَجْزِی اللَّهُ الشَّـَکِرِینَ ;(آلعمران،144)
تلویحاً استفاده میشود که گروهی از مسلمانان زمانی آرزوی بازگشت به عصر جاهلی داشتند لذا پس از خبر درگذشت پیامبر اکرم6 گروهی پرچم ارتداد و بازگشت را برافراشتند و با حکومت مرکزی به مخالفت برخاستند.
افزون بر اینها، گروه دیگری مانند مُسَیلمه، سجاح، طُلَیحه ادعای نبوت دروغین کردند وعدهای را اطراف خود در این شرایط برافراشتن پرچم جنگ نتیجهای جز از بین رفتن حکومت و اساس اسلام را نداشت. امام در یکی از نامههای خود به مردم به این نکته اشاره میفرماید:
"به خدا سوگند، من هرگز فکر نمیکردم که عرب خلافت را از خاندان پیامبر6 بگیرد یا مرا از آن باز دارد. مرا به تعجب وانداشت جز توجه مردم به دیگری که دست او را به عنوان بیعت میفشردند; از این رو، من دست نگاه داشتم. دیدم که گروهی از مردم از اسلام بازگشتهاند و میخواهند آیین محمد6 را محو کنند. ترسیدم که اگر به یاری اسلام و مسلمانان نشتابم رخنه و ویرانی در پیکر آن مشاهده کنم که مصیبت و اندوه آن بر من بالاتر و بزرگتر از حکومت چند روزهای است که به زودی مانند سراب یا ابر از میان میرود. پس به مقابله با این حوادث برخاستم و مسلمانان را یاری کردم تا آن که باطل محو شد و آرامش به آغوش اسلام بازگشت.(نهج البلاغه عبده، نامه 62 / ر.ک: فروع ولایت، آیت اللّه سبحانی، ص 145ـ177، مؤسسه تعلیماتی و تحقیقاتی امام صادق7.)
ب ـ در کتابهای بسیاری از دانشمندان اهل تسنن (و همة کتب معروف شیعه) اعم از تفسیر و حدیث و تاریخ بیان شده است که آیة شریفة "یَـََّأَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَآ أُنزِلَ إِلَیْکَ مِن رَّبِّکَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لاَ یَهْدِی الْقَوْمَ الْکَـَفِرِینَ; (مائده،67) ای پیامبر! آن چه را از سوی پروردگارت نازل شده است، به طور کامل ]به مردم برسان[ و اگر نکنی رسالت او را انجام ندادهای و خداوند تو را از خطرهای ]احتمالی[ مردم نگاه میدارد و خداوند جمعیت کافران لجوج را هدایت نمیکند"، در شأن امیرالمؤمنین علی7 نازل شده است.
این روایات را گروه بسیاری از صحابه، از جمله: "ابوسعید خُدری"، "زیدبن ارقم"، "جابربن عبدالله انصاری"، "ابن عباس"، "برأبن عازب"، "حذیفه"، "ابوهریره"، "ابن مسعود" و "عامر بن لیلی" نقل کردهاند; بنابراین روایاتی که در این زمینه در کتب معروف اهل سنت و شیعه نقل شده بیش از آن است که کسی بتواند آنها را انکار کند.
علاوه بر روایات فوق، روایات فراوان دیگری در دست است که با صراحت میگوید: این آیه در ماجرای غدیر خم و خطبة پیامبر اکرم9 و معرفی امیرالمؤمنین علی7 به عنوان وصی و ولی نقل شده است و عدد آنها به مراتب بیش از روایات گذشته است تا آن جا که محقق بزرگ، علامه امینی در کتاب الغدیر، حدیث غدیر را از 110 نفر از صحابه و یاران پیامبر9 با اسناد و مدارک معتبر نقل میکند و همچنین از 84 نفر از تابعین و 360 دانشمند و مؤلف معروف اسلامی نام میبرد.
فشرده جریان "غدیر"، که از روایات فوق استفاده شده، از این قرار است:
در آخرین سال حیات مبارک پیامبر اکرم9 و بر خلاف سنوات قبل، پیامبراکرم9 با ارسال نامههایی به اطراف، از مسلمانان درخواست نمودند که امسال برای انجام مراسم حج، مسلمانان در کنار پیامبر9 حاضر شوند مراسم حجة الوداع، با شکوه هر چه تمامتر در حضور پیامبر9 به پایان رسید. یاران پیامبر9 که عدد آنها فوق العاده زیاد بود، از خوشحالی درک این فیض و سعادت بزرگ در پوست نمیگنجیدند. ظهر نزدیک شده بود، کمکم سرزمین "جحفه" و سپس بیابانهای خشک و سوزان "غدیرخم" از دور نمایان میشد، این نقطه سه یا چهار راهی بود که حجاج در آنجا از یکدیگر جدا میشدند.
ناگهان دستور توقف از طرف پیامبر9 به همراهان داده شد; مؤذن پیامبر9 با صدای "الله اکبر" مردم را به نماز ظهر دعوت کرد. مردم به سرعت آمادة نماز میشدند; بعد از خواندن نماز ظهر، مسلمانان تصمیم داشتند، فوراً به خیمههای کوچکی که با خود حمل میکردند، پناهنده شوند، ولی پیامبر9 به آنها اطلاع داد که همه باید برای شنیدن یک پیام تازه الهی که در ضمن خطبة مفصلی بیان میشد خود را آماده کنند.
آن گاه پیامبر9 منبر رفت و نخست حمد و سپاس پروردگار به جا آورد و خود را به خدا سپرد; سپس مردم را مخاطب ساخت و چنین فرمود: "من به همین زودی دعوت خدا را اجابت کرده، از میان شما میروم. من مسئولم، شما هم مسئولید; شما دربارة من چگونه شهادت میدهید؟" مردم صدا بلند کردند و گفتند: "ما گواهی میدهیم تو وظیفة رسالت را ابلاغ کردی و شرط خیرخواهی را انجام دادی و آخرین تلاش و کوشش را در راه هدایت ما نمودی، خداوند تو را جزای خیر دهد".
آن گاه فرمود: "... اکنون بنگرید با این دو چیز گرانمایه و گرانقدر که در میان شما به یادگار میگذارم چه خواهید کرد؟ یکی از میان جمعیت صدا زد، کدام دو چیز گرانمایه یا رسول الله؟!
پیامبر9 فرمود: "اوّل ثقل اکبر، کتاب خداست که یک سوی آن به دست پروردگار و سوی دیگرش در دست شماست، دست از دامن آن برندارید تا گمراه نشوید و امّا دومین یادگار گرانقدر من، خاندان منند و خداوند لطیف خبیر به من خبر داده که این دو هرگز از هم جدا نشوند تا در بهشت به من بپیوندند; از این دو پیشی نگیرید که هلاک میشوید و عقب نیفتید که باز هلاک خواهید شد."
ناگهان مردم دیدند پیامبر9 به اطراف خود نگاه کرد; گویا کسی را جستجو میکند و همین که چشمش به امیرالمؤمنین علی7 افتاد، خم شد و دست او را گرفت و بلند کرد; آن چنان که سفیدی زیر بغل هر دو نمایان شد و همة مردم او را دیدند و شناختند که او همان افسر شکستناپذیر اسلام است; در این جا صدای پیامبر9 رساتر و بلندتر شد و فرمود: "چه کسی از همة مردم نسبت به مسلمانان از خود آنها سزاوارتر است؟!"
مردم گفتند: "خدا و پیامبر9 داناترند. پیامبر9 فرمود: "خدا، مولی و رهبر من است و من مولی و رهبر مؤمنانم و نسبت به آنها از خودشان سزاوارترم" سپس فرمود: "فمن کنت مولاه فعلی مولاه; هر کس من مولا و رهبر او هستم، علی مولا و رهبر او است" و این سخن را سه بار و به گفتة بعضی از راویان حدیث، چهار بار تکرار کرد و به دنبال آن سر به سوی آسمان برداشت و عرض کرد: "خداوندا! دوستان او را دوست بدار و دشمنان او را دشمن بدار; محبوب بدار آن کس که او را محبوب دارد و مبغوض بدار آن کس که او را مبغوض دارد; یارانش را یاری کن و آنها را که ترک یاریش کنند از یاری خویش محرومساز و حق را همراه او بدار و او را از حق جدا مکن."
سپس فرمود: "آگاه باشید، همة حاضران وظیفه دارند این خبر را به غایبان برسانند."
و هنوز صفوف جمعیت از هم متفرق نشده بود که امین وحی خدا نازل شد و این آیه را بر پیامبر9 خواند: "الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی...;(مائده،3) امروز آیین شما را کامل و نعمت خود را بر شما تمام کردم"، در این هنگام پیامبر9 فرمود: "الله اکبر، همان خدایی که آیین خود راکامل و نعمت خود را بر ما تمام کرد و از نبوت و رسالت من و ولایت علی7 پس از من راضی و خشنود گشت".
در این هنگام، شور و غوغایی در میان مردم افتاد و امیرالمؤمنین علی7 را به این موقعیت تبریک میگفتند و از افراد سرشناس که به او تبریک میگفتند، ابوبکر و عمر بودند که این جمله را در حضور جمعیت بر زبان جاری ساختند: "آفرین بر تو باد، آفرین بر تو باد، ای فرزند ابوطالب! تو مولا و رهبر من و تمام مردان و زنان با ایمان شدی". و ابن عباس گفت: "به خدا سوگند که این امر ]ولایت علی7[ بر همه واجب گشت".
سپس حسان بن ثابت شاعر معروف، از پیامبر اکرم9 اجازه خواست که به این مناسبت اشعاری بسراید; پس از سرودن اشعار، پیامبر اکرم9 عرض کرد: "بارالها! دوست او را دوست بدار و دشمن او را دشمن بدار...".
جمله معروف پیامبر اکرم9، که در همة کتب بیان شده است (من کنت مولاه فعلی مولاه) حقایق بسیاری را روشن میسازد; البته بسیاری از نویسندگان اهل سنّت اصرار دارند که "مولی" را در اینجا به معنای "دوست و یار و یاور" تفسیر کنند; زیرا یکی از معانی معروف "مولی" همین است.
ما هم قبول داریم که یکی از معانی "مولی" دوست و یار و یاور است، ولی قراین متعدّدی درکار است که نشان میدهد، "مولی" در حدیث یاد شده به معنای "ولی" و "سرپرست" و "رهبر" میباشد; این قراین به طور فشرده چنین است:
1. مسئله دوستی علی7 با همة مؤمنان، مطلب مخفی و پنهان و پیچیدهای نبود که به این همه تأکید و بیان نیاز داشته باشد; آن هم میان بیابان خشک و سوزان و خطبه خواندن و گرفتن اعترافهای پی در پی از جمعیت.
2. جملة "ألست أولیَ بکم من أنفسکم; آیا من نسبت به شما از خود شما سزاوارتر و اولی نیستم، در این روایت هیچ تناسبی با بیان یک دوستی ساده ندارد.
3. تبریکهایی که از سوی مردم در این واقعة تاریخی به علی7 گفته شد، مخصوصاً تبریکی که "عمر" و "ابوبکر" به ایشان گفتند، نشان میدهد، مسئله، جز موضوع نصب خلافت نبوده است.
4. اشعاری که حسان بن ثابت، در این روایت سروده، با آن مضمون و محتوای بلند و آن تعبیرات صریح و روشن، نیز گواه دیگری بر این مدّعاست.( ر.ک: پیام قرآن، آیة الله مکارم شیرازی و دیگران، ج 9، ص 181 ـ 200، دارالکتب الاسلامیة / ولایت و امامت، هادی نجفی، ص 131 ـ 145، چاپخانه خیام / اسباب النزول، ابوالحسن واحدی نیشابوری / الدر المنثور، جلال الدین سیوطی، ج 2 / تفسیر المنار، شیخ محمد عبده مصری، ج 6.)
لطفا برای دسترسی به اصل سوالات، جوابها، منابع و پی نوشتهای مطالب، رجوع کنید به آدرس: http://www.porsojoo.com/fa/bank/27248
درمورد انتخاب حضرت علی"ع" به امامت از سوی پیامبر در روز 18 ذیحجه، چرا پیامبر این مورد را درکعبه بیان نکردند تا حجت بر همه تمام شود؟
آنچه از روایات متعدد استفاده می شود، پیامبر اکرم"ص" قبلاً مأمور شده بودند که امامت امیرالمؤمنین"ع" را رسماً اعلام کنند ولی بیم داشتند که مبادا مردم این کار را حمل به نظر شخصی آن حضرت کنند واز پذیرفتن آن، سرباز زنند، از اینرو در پی فرصتی بودند که زمینة این کار فراهم شودتا اینکه این آیه شریفه نازل شد "یا ایهاالرسول بلغ ما انزل الیک من ربک وان لم تفعل فمابلغت رسالته والله یعصمک من الناس" "1" (ای پیغمبر آنچه از خدا برتو نازل شد به خلق برسان که اگر نرسانی تبلیغ رسالت و اداء وظیفه نکرده ای و خدا تو را از شر وآزار مردمان محفوظ خواهد داشت)
و ضمن تأکید بر لزوم تبلیغ این پیام الهی نرساندن آن بمنزلة ترک تبلیغ کل رسالت الهی بیان کرده و به آن حضرت مژده داده که خدای متعال تو را از پیامدهای آن مصون خواهد داشت.
با نزول این آیه پیامبراکرم"ص" دریافتند که زمان مناسب فرارسیده وتأخیر بیش از این روا نیست،از این روی در غدیر خم به انجام این وظیفه مبادرت ورزیدند""2"
از مفاد آیه برداشت می شود که عده ای درصدد بودند که اگر پیامبر"ص" امیرالمؤمنین را بعنوان جانشین معرفی کنند به جان پیامبر و امام علی"ع" تعرض کنند واز دلایل دیگر معرفی نکردن حضرت علی"ع" در حجه الوداع، کنارخانه کعبه، بعنوان جانشین بعد از پیامبر"ص" می تواند این باشد که اگر این کار صورت می گرفت معرفی ایشان تحت الشعاع مراسم بزرگ حج قرار می گرفت، وکم رنگ تر جلوه می کرد. از این روی درغدیر خم پس از اینکه پیامبر"ص" از حجة الوداع به غدیرخم که نزدیک جحفه است رسیدند قافله را متوقف واعلام کردند که می خواهم دربارة موضوعی با مردم صحبت کنم بعد دستور دادند
که آنهایی که جلوتر رفته بودند برگردند کسانی که به غدیر خم رسیده اند صبر کنند تا افرادی که عقب تر هستند به آنها ملحق شوند در روایات هست که جمعیتی بالغ بر 120 هزار نفر وآن هم در بیابان سوزان جمع شدند سپس پیامبر بر بالای منبری که ا زجهاز شتر درست شده بود رفتند مفصل صحبت کردند.
"الست اولی بکم من انفسکم؟ قالو بلی" آنگاه فرمود : "من کنت مولاه فهذا علی مولاه" بعد از این بود که آیه نازل شد"الیوم یئس الذین کفرو من دینکم فلا تخشوهم واخشون الیوم اکملت لکم دینکم واتممت علیکم نعمتی""3"
بنابراین خود این صحنه پردازی در روز 18 ذیحجه وآن اجتماع اختصاصی درآن مکان (غدیرخم) و درآن شرایط (گرمای سوزان واجتماع کاروانیان) خود حجتی بر اعلام امر مهمی است که همان معرفی علی بن ابی طالب(ع) بعنوان امام وخلیفه بعداز پیامبر "ص" می باشد.
"البته آنچه اختصاص به این روز داشت اعلام رسمی و گرفتن بیعت از مردم بود وگرنه رسول خدا در طول دوران رسالتشان بارها وبه صورتهای گوناگون، جانشینی امیرالمؤمین علی"ع" را گوشزد کرده بودند ازآنجمله می توان اشاره کرد به همان سالهای آغازین بعثت، هنگامی که آیه "انذر عشیرتک الا قربین" نازل شد در حضور همة خویشاوندان فرمودند : نخستین کسی که دعوت مرا بپذیرد جانشین من خواهد بود و به اتفاق فریقین نخستین کسی که پاسخ مثبت داد علی بن ابی طالب بود""4" وهمچنین جانشینی حضرت علی در جریان جنگ تبوک وقتی پیامبر"ص" برای جنگ با رومیان به طرف تبوک حرکت کردند بعلت خطر جریان منافقین درشهر مدینه حضرت علی"ع" را بعنوان جانشین انتخاب کردند واز این قبیل موارد بسیار زیاد در تاریخ صدر اسلام وجود دارد که درصورت تمایل می توانید به کتابهای تاریخ اسلام نوشته استاد جعفر سبحانی یا کتاب آموزش عقائد آیت ا...مصباح ویاکتاب امامت ورهبری استاد شهید مطهری مراجعه نمایید.
در بحث غدیر خم، اهل سنت این بحث را مطرح می کنند دور از ذهن است که 120 هزار نفر شرکت کننده در روز 18 ذی الحجه همه فراموش کنند وصیت پیامبر( را، و از این جهت مورد شبهه قرار می دهند.چه پاسخی دارید؟
همانطور که مرقوم فرموده اید، حدیث غدیر از احادیث متواتری است، که احدی نمی تواند در صدور آن از پیامبر اکرم( تردید کند. تا آنجا که نویسنده محقق، علامه امینی، در کتاب معروف "الغدیر" این حدیث را از صد وده نفر از صحابه و یاران پیامبر( ، و از سیصد و شصت دانشمند و کتاب معروف اسلامی، نقل کرده است.
اما مسأله اصلی اینست که اختلاف بنیادین شیعه و سنی، به نحوه نگرش آنها به معنای امامت بر می گردد. از نظر شیعه، امام چنانکه از عنوانش پیداست، به معنی پیشوا و رهبر مسلمان است. و در اصول عقاید شیعه، امام معصوم به کسی گفته می شود، که در همه چیز جانشین پیامبر( است. با این تفاوت که پیامبر مؤسس مکتب می باشد، و امام حافظ و پاسدار مکتب است؛ بر پیامبر وحی نازل میگردد، ولی بر امام نه؛ او تعلیماتش را از پیامبر( می گیرد، و دارای علم فوق العاده ای است. از نظر شیعه، امام معصوم تنها به معنی رهبر حکومت اسلامی نیست، بلکه رهبری معنوی و مادی، و ظاهری و باطنی، و خلاصه رهبری همه جانبه جامعه اسلامی را برعهده دارد. او پاسداری از عقاید و احکام اسلامی را بدون هیچگونه اشتباه و انحراف، بر عهده دارد؛ و بندة برگزیده خداست.(1)
و شیعه با توجه به معنای امام، معتقد است که هیچکس جز خدا و پیامبر( (آنهم به الهام الهی)، نمی تواند امام و خلیفه مسلمین را تعیین کند. زیرا شرط امامت طبق این تفسیر، داشتن علم وافر به تمام اصول و فروع اسلام است. علمی که از منبع آسمانی مایه بگیرد، و متکی بر علم پیامبر باشد؛ تا بتواند شریعت اسلام را حفاظت کند. و شرط دیگر آن است که امام باید معصوم باشد، یعنی از هرگونه خطا و گناه مصونیت داشته باشد؛ تا بتواند مقام امامت و رهبری معنوی و مادی، و ظاهری و باطنی است را بر عهده بگیرد. بنابراین امامت مقام بسیار والایی بوده است. و جز خداوند، کسی توانایی تعیین امام را ندارد. همانگونه که قرآن کریم، در ارتباط با امامت حضرت ابراهیم می فرماید : "و اذا ابتلی ابراهیم ربه بکلمات فاتمهن قال انی جاعلک للناس اماماً" (2) (خداوند ابراهیم را آزمایشهای بزرگی کرد. هنگامی که از عهده آزمایشها به خوبی برآمد؛ خداوند به او فرمود : "من ترا امام و پیشوای خلق قرار دادم.") قرائن قرآنی و تاریخی مختلف، نشان می دهد که رسیدن به این مقام، بعد از مبارزه با بت پرستان بابل، و هجرت ابراهیم به شام، و ساختن خانه کعبه، و بردن فرزندش اسماعیل به قربانگاه بوده است. و جائی که نبوت و رسالت، باید از طرف خدا تعیین گردد، مقام امامت و رهبری همه جانبه خلق، که اوج تکامل رهبری است، به طریق اولی باید از سوی خدا تعیین گردد. (3)
اما اهل سنت، امامت و مقام امام را چنین تفسیر نکرده، بلکه آن را به معنی رئیس حکومت جامعه اسلامی می دانند. و به تعبیر دیگر، زمانداران هر عصر و زمان را خلفای پیامبر( وائمه مسلمین می شمرند.(4) و به خاطر همین مسأله، جمعی از کسانی که سند حدیث غدیر را غیر قابل انکار دیده اند، سعی داشته اند در دلالت آن به مسأله امامت و خلافت، تردید کنند. لذا معنای ولایت را در حدیث مذکور، صرفاً به محبت و ارادت خاصی،که مردم باید نسبت به حضرت علی( داشته باشند، تفسیرکرد.(5) معتقد است که دقت در مضون حدیث، وشرایط مکاتی و زمانی آن، و قرائن دیگر، به خوبی گواهی می دهد که هدف از آن، چیزی جز مسأله امامت و ولایت، به معنی رهبری همه جانبه خلق نبوده است :
1.طرز پیاده شده حدیث، با آن همه مقدمات، در آن بیابان سوزان، با آن خطبه مفصّل، و با اقرار گرفتن ازمردم، و در آن شرایط حساس زمانی و مکانی، همه دلیل بر این مدّعا است.
2. تبریکهایی که از ناحیه گروهها و اشخاص مختلف، به علی( گفته شد، و نیز اشعاری که شعرا در همان روز و بعد از آن سرودند، همه بیانگر این واقعیت است، که سخن از منصب علی( و مقام والای امامت و ولایت بوده، نه چیز دیگر. (6)
کلمه «مولی» در حدیث غدیر به چه معنی است؟
کلمه «مولی» که در حدیث غدیر درباره حضرت امیرالمؤمنین علی«علیه السلام» وارد شده، به معنای صاحب اختیار و اولویت در تصرف است. این بیان دلالت بر امامت و خلافت آن حضرت بعد از رسول اکرم«صلی الله علیه وآله» دارد. این معنا دارای شواهد و قرائن بسیاری هم هست، که آن را تأکید میکند.
از جمله بعد از اینکه حضرت پیامبر«صلی الله علیه وآله» در روز غدیر خم در مورد حضرت امیر«علیه السلام» آن سخنان را فرمودند، جناب سلمان از پیامبر«صلی الله علیه وآله» پرسید:«ای رسول خدا! علی بر ما چگونه ولایت دارد؟»
پیامبر فرمودند: «ولایه کولای. من کنت اولی به من نفسه، فعلّی اولی به من نفسه(12)؛ ولایت علی بر شما همانند ولایت من است بر شما. هر کس من بر جان وی اولویت دارم، علی نیز بر جان او اولویت دارد».
اهمیّت واقعه غدیر خم از چه روست؟
اهمیّت غدیر خم از این جهت است که در آن خلافت و جانشینی مولای متقیان و امیر مؤمنان، علی«علیه السلام» به دستور خداوند توسط پیامبر گرامی اسلام برای امّت اسلامی بیان شد. مسلمانانی که همراه پیامبر به حج آمده بودند - حجی که آخرین حج پیامبر بود و آنرا حجةالوداع گفتند - پس از مراجعت از حج هنوز پراکنده نشده بودند، که جبرئیل آیه «یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک»(6) را نازل کرد. بدین ترتیب، منبری از جهاز شتر ساخته شد و پیامبر بر فراز منبر بالا رفته، خطبهای خواند و زیر بغل علی«علیه السلام» را گرفته، بلند کرد و فرمود: «من کنت مولا فعلی مولاه؛ هرکه من مولای اویم علی مولای اوست».
آنگاه در باره دوستان علی دعا کرد و درباره کسانی که او را یاری نکنند، نفرین فرمود.
آیا پیامبر(ص) حضرت علی(ع) را در روز غدیر خم، به عنوان خلیفه و جانشین خود انتخاب و معرفی کرد؟
قضیه غدیر و انتخاب حضرت علی(ع) در روز غدیرخم به عنوان خلیفه و جانشین پیامبر، از مسلمات تاریخ اسلام است؛ به گونهای که همه تاریخ نویسان - اعم از شیعه و سنی - بر آن اتفاق نظر دارند. روزی که رسول خدا(ص) به فرمان خداوند دست علی(ع) را گرفت و او را در برابر چشمان مردم وصیّ و سرپرست مسلمانان پس از خود معرفی کرد، این جریان و رویداد مهم سیاسی - تاریخی را همه سیره نویسان و تاریخ نگاران و مفسران قرآن کریم نقل کرده و کتابها در این زمینه نوشتهاند؛ به ویژه کتاب شریف الغدیر که ابعاد مختلف غدیر را بررسی کرده و در یک دوره یازده جلدی تدوین یافته است. جویندگان حقیقت میتوانند به این کتاب شریف و دیگر منابع اسلامی مراجعه کنند تا حق را دریابند. در این جا به عنوان نمونه به یک مورد اشاره میگردد/
امام فخر رازی، مفسر قرآن کریم و از علمای طراز اول اهلسنّت، در تفسیر کبیر در ذیل آیه 67 سوره مائده «یا ایها الرّسول بلّغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلّغت رسالته» این پیامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر من نازل شده کاملاً به مردن برسان؛ و اگر این کار را نکنی، گویی رسالتت را انجام ندادهای چنین مینویسد: این آیه درباره فضیلت و خلافت حضرت علی بن ابی طالب(ع) نازل شده است. هنگامی که آیه نازل شد پیامبر اسلام(ص) دست علی(ع) را گرفت و بلند کرد و فرمود: هر که را من مولا و رهبر او هستم، پس از من علی(ع) مولا و رهبر او است. خداوندا! هر کسی که علی را دوست بدارد او را دوست بدار و هر که علی را دشمن بدارد او را دشمن بدار!.{1} پس از انتخاب و معرفی حضرت علی(ع) به عنوان جانشینی پیامبر(ص)، مردم نزد او میآمدند و به او تبریک میگفتند. عمر نیز نزد علی(ع) آمد و به او گفت: ای فرزند ابی طالب، این امر گوارا باشد بر تو، از این پس تو مولا و سرپرست من و هر مؤمن و مؤمنهای هستی.{2}
بنابراین انتخاب علی(ع) در روز غدیر از جانب پیغمبر اسلام(ص) به عنوان جانشین آن حضرت، مسلم و قطعی است که به صورت متواتر نقل شده است/
چرا در قرآن کریم به طور واضح از غدیر خم مطلبی نقل نشده است؟
به نظر میرسد که منظور از عبارت به طور واضح این باشد که آنچه در غدیر خم رخ داده در قرآن نقل نشده است و میبایست تمامی واقعه غدیر خم در قرآن به وضوح و به طور روشن و لفظ به لفظ بیان میشد و مبحث خلافت در آیاتی از قرآن گنجانده میشد. اما باید دانست که شیوه و روش کلام الهی در بیان بسیاری از مطالب طرح پیاپی و پیوسته مباحث است به گونهای که بدون توجه به شأن نزول بسیاری از آیات نمیتوان به مقصود و هدف اصلی بیان آنها پی برد. شأن نزول در واقع علت، سبب و یا رویدادهایی است که متناسب با آنها آیاتی نازل شده و در بسیاری از موارد آیاتی که در پی هم در یک سوره وجود دارد در برگیرنده مباحث گوناگون است و بدینسان علوم قرآن خود دامنهای ژرف و گستره از دانش را تشکیل میدهد.
در مورد واقعه غدیر خم نیز تمامی مفسران شیعه و سنی اتفاق نظر دارند که در آیه از کلام اللَّه مجید مربوط به این رخداد میباشد. اما در مورد این که چرا این رویداد به مانند بسیاری از قصص قرآن به طور کامل عنوان نگردیده شاید دلیل آن احاله ابلاغ جانشینی علی(ع) به پیامبر بوده است. البته برای عدم ذکر این واقعه دلایل دیگری نیز ارایه گردیده است. به طور مثال برخی یکی از عوامل مصون ماندن قرآن از تحریف را عدم تصریح به نام جانشین پیامبر(ص) میدانند چنان که خود قرآن میفرماید که به حضرت عیسی(ع) نام و نشان جانشین وی ابلاغ گردید و جانشین پیامبر پس از مسیح در میان مطالب انجیل گنجانیده شد اما در متن انجیل که اکنون در دست مسیحیان است نشانی از این مطلب نمیتوان یافت و این بخش از انجیل تحریف شده است. چرا که امکان داشت برخی از حکمرانان و فرمانروایانی که در طول تاریخ اسلام به نام اسلام حکومت نامشروع داشتهاند برای توجیه حکمرانی خود دست به تحریف آیات قرآن میزدند.
گروهی دیگر نیز با تمسک به این که تمامی مسلمانان قول و نقل پیامبر و اوامر و نواهی آن حضرت را معادل قرآن میدانند، اقدام پیامبر در مورد معرفی امیر مؤمنان به جانشینی را برای اتمام حق این مطلب کافی دانستهاند؛ چرا که بسیاری از مطالب وجود دارد که در قرآن به آن اشاره نشده اما مسلمانان با تمسک به سنت نبوی به آنها عمل مینمایند مانند مبحث نماز چنان که در قرآن تنها به خواندن نماز اشاره شده و تعداد رکعتها و شیوه انجام آن از سنت نبوی اخذ شده است.
اما در مورد 2 آیهای که پیشتر به آن اشاره شد که تمامی مفسران اتفاق نظر دارند که این 2 آیه در مورد واقعه غدیر خم نازل شده است این دو آیه چنین است.
الف) آیه 67 سوره مائده: «یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته و اللَّه یعصمک من الناس ان اللَّه لا یهدی القوم الکافرین».
ای پیامبر آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده به طور کامل - به مردم - برسان و اگر این کار را انجام ندهی رسالت - خدای را - انجام ندادهای و خداوند تو را - از خطرهای احتمالی - نگاه میدارد و خداوند کافران را هدایت نمیکند.
در ذیل تفسیر آیه فوق روایات بسیاری نقل شده که نظریه انتساب این آیه به واقعه غدیر را قطعی میکند.
این روایات را کسانی چون زید بن ارقم، ابو سعید خدری، ابن عباس، جابر بن عبداللَّه انصاری، ابو هریره و ابن مسعود نقل کردهاند و گفتهاند که این آیه درباره واقعه غدیر و جانشینی حضرت علی(ع) نازل شده است{1}.
بسیاری از دانشمندان اسلامی نیز در کتابهای خود به این احادیث تصریح کردهاند که برخی از آنان عبارتاند از:
1 - حافظ ابو نعیم اصفهانی در کتاب ما نزل من القرآن فی علی به نقل از خصائص، ص 29.
2 - ابو الحسن واحدی نیشابوری در کتاب الباب النزول، ص 150.
3 - ابن عساکر شافعی بنا به نقل در المنثور، ج 2، ص 298.
4 - فخر رازی در کتاب تفسیر کبیر، ج 3، ص 636.
5 - جلال الدین سیوطی در کتاب درالمنثور، ج 2، ص 298.
6 - علامه امینی در کتاب الغدیر.
ب) آیه سوم سوره مائده: «... الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا».
امروز دین شما را کامل کردم و نعمت خود را بر شما تکمیل نمودم و اسلام را به عنوان آیین جاودان شما پذیرفتم مفسران شیعه معتقداند که مراد از الیوم در این آیه روز غدیر خم است، روزی که در آن پیامبر اسلام امیر مؤمنان را به طور رسمی برای جانشین خود تعیین نمود.
در روایاتی که از طریق شیعه و سنی نقل شده به صراحت اذعان گردیده است که این آیه در روز غدیر خم و پس از اعلام پیامبر نازل شده است. برخی از علمای عامه و اهل سنت که این مطلب را نقل نمودهاند عبارتاند از:
1 - ابن جریر طبری راوی معروف سنی در کتاب ولایت و به نقل از زید ابن ارقم، صحابی معروف.
2 - حافظ ابو نعیم اصفهانی در کتاب ما نزل من القرآن فی علی به نقل از ابو سعید خدری. وی مینویسد: «در روز غدیر خم پیامبر(ص) علی را به ولایت به مردم معرفی کرد و مردم متفرق نشده بودند زمانی که آیه «الیوم اکملت لکم...» نازل شده در این هنگام پیامبر(ص) فرمود: اللَّه اکبر بر تکمیل دین و اتمام نعمت پروردگار و خشنودی خداوند از رسالت من و ولایت علی(ع) پس فرمود: من کنت مولای فهذا علیٌ مولاه؛ هر کس که من مولای اویم پس از این علی مولای اوست. خداوندا آن کس که او را دوست بدارد دوست بدار و آن کس که او را دشمن بدارد دشمن بدار. هر کس او را یاری کند یاری کن و هر کس دست از یاریاش برداشت او را یاری منما{2}.
3 - خطیب بغدادی در تاریخ خود از ابو هریره و او از پیامبر(ص) چنین نقل میکند که پس از واقعه غدیر خم و پیمان ولایت علی(ع) و گفتار عمر بن خطاب: بخ بخٍ یابن ابیطالب اصبحت مولای و مولا کل مسلم. آیه «الیوم اکملت لکم دینکم...» نازل گردید{3}.
4 - در تفسیر برهان و نور الثقلین ده روایت از طرق مختلف نقل شده که این روایت در مورد غدیر خم میباشد{4}.
بنابر آنچه نقل شده بیشتر علمای اهل سنت و تمامی علمای شیعه در مورد انتساب این آیه بر واقعه غدیر خم اتفاق نظر دارند. و تنها نکته اختلافی معنای واژه مولا میباشد چنان که علمای اهل سنت این واژه را به معنای دوست و یاور دانستهاند. در توضیح این مطلب باید گفت که تأکید بر دوستی علی(ع) نیاز به آن همه مقدمه چینی و گردآوری مسلمانان و خواندن خطبه در آن بیابان سوزان و نیز گرفتن بیعت از مردم ندارد چرا که مودت و دوستی مسلمانان با یکدیگر بیشتر از این در اسلام مطرح شده و مورد اتفاق و پذیرش همه مسلمانان بوده است. این مطلب چیزی نبوده که توسط پیامبر ابلاغ نشده باشد و یا پیامبر از ابلاغ آن بیم داشته باشد چنان که در آیه 67 سوره مائده خداوند به پیامبر اطمینان میدهد که او را از خطرات نگاه خواهد داشت و این نمیتواند تنها برای اعلام یک دوستی ساده با یکی از صحابه مشهور پیامبر که پسر عموی ایشان نیز بوده و دارای آن سابقه درخشان در اسلام است باشد، و دیگر این که اگر مقصود تنها اعلام دوستی با علی(ع) بوده پس چرا پیامبر بیش از اعلام آن از مردم اقرار میگیرد که من نسبت به شما از خود شما سزاوارتر و نیز صاحب اختیار شما هستم! آیا این جمله تناسبی با بیان یک دوستی ساده با یکی از صحابه دارد تا جایی که مردم به علی(ع) تهنیت بگویند و خلیفه دوم با جمله اصبحت مولای و مولا کل مؤمن و مؤمنه، ای علی تو مولای من و مولای هر مرد و زن مؤمن هستی، به آن حضرت تهنیت بگوید آیا این عبارت مولا به معنای رهبر و جانشین پیامبر نیست{5}؟
چرا پیامبر اسلام در موقع فوت وصیت نامه ای ننوشتند؟
به تصریح اهل سنت و شیعه و به اعتراف اصحاب و نویسندگان صحاح و سایر نویسندگان سنن به هنگام احتضارِ پیامبر6عده ای از مردان ازجمله عمر بن الخطاب در خانهء آن حضرت بودند.
پیامبر6فرمود: هَلُمَّ اَکْتُبْ لکم کتاباً لا تضلّوا بعده ; بیایید برایتان نوشته ای بنویسم که پس از آن هرگز گمراه نشوید. عمر گفت : درد بر او غلبه کرده و قرآن نزدشما است . کتاب خدا ما را کفایت می کند. بین افراد اختلاف افتاد و منجرّ به نزاع شد. آن گاه که سر و صدا و اختلاف نزد پیامبر6بالا گرفت , فرمود: برخیزید و ازاین جا بروید.
ابن عباس همواره این سخن را می گفت که : تمام مصیبت آن وقتی بود که بااختلاف و سر و صدایشان بین پیامبر و بین آنچه می خواست برای آن ها بنویسد,حائل شوند.(1)
این حدیث از احادیثی است که در صحت و صدور آن جای هیچ سخن و تردیدنیست .
حقیقت آن است که آن ها می دانستند آن حضرت 6می خواهد عهد و پیمان خلافت را محکم تر کند و نص بر وصایت و خلافت علی 7را مؤکّد سازد; از این روایشان را از این کار باز داشتند, چنان که عمر بن خطاب در بحث و گفت و گوی که بین او و ابن عباس در گرفت , به آن تصریح کرده است .(2)
اگر این کلام حضرت را با حدیث ثقلین در نظر بگیریم که فرمود: من در بین شماچیزی می گذارم که اگر به آن تمسک جویید, هرگز گمراه نشوید: کتاب خدا وعترتم . در می یابیم که هدف این دو حدیث یکی است و آن این که : پیامبر6درحال بیماریش می خواست تفصیل آن چه را در حدیث ثقلین بر آن ها واجب کرده است بنویسد.
ـ چرا آن حضرت از نوشتن صرف نظر فرمود؟ وقتی که حضرت دید درحضورش سخنان ناروا و توهین آمیز گفته می شود بدیهی است که پس از رحلت آن حضرت به محتوای وصیت عمل نخواهد شد و اگر اصرار در نوشتن می کرد, آن هانیز در این که وی هذیان می گوید, پافشاری می کردند و همین امر منشأ اختلاف دربین امت اسلامی بود.
آن چه لزوم وصیت رسول اکرم 6را تأکید می کند, دستور قرآن است که به صراحت فرموده است : .(3) روایات زیادی این موضوع را تأیید می کند, به طوری که رسول اکرم 6فرمود: .(4) چگونه می توان باور کرد که رسول اکرم 6در مورد امر مهمی مانند خلافت پس از خود هیچ گونه وصیتی نداشته باشد؟
گذشته از این پیابر امّی بود و خط نوشتن نیاموخته بود, اما مقداری از وصایای خود را در حجةالوداع و خطبه غدیر بیان کرد و فرمود: انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی ; من دو چیز گران بها در اختیار شما می گذارم : کتاب خدا و عترت .
هم چنین در سایر خطبه ها و سخنرانی ها گفته ها را گفت و دیگران نوشتند.
فقط دو کلمه راجع به حضرت علی 7موقع مرگش می خواست بنویسد که عمر مانع شد, اما در مورد اهل و عیالش , به زبان قرآن و حدیث توصیه فرموده بود;بنابراین , چیزی نبود که پیامبر دریغ کند.
………………………………………………………….
خواهشمندم تمام دلایلی را که بر حقانیت خلافت امیرالمؤمنین که بنابر شنیدههایم دوازده مورد میباشد، دلالت دارد، برایم بنویسید.
در آغاز شایان ذکر است: دلایل برای حقانیت خلافت امیرالمؤمنین، علی(ع) به دوازده مورد منحصر نمی شود، بلکه بیشتر است. "علامةحلی" در کتاب "نهج الحق" برای اثبات امامت و ولایت علی(ع) به هشتاد و هشت مورد از قرآن استناد نموده که بنابر احادیثی که در کتاب های مشهور اهل سنت از پیامبر(ص) نقل شده است، همة آنها نمایانگر ابعاد شخصیت و امامت علی(ع) میباشند.
"قاضی نور الله تستری" در کتاب "احقاق الحق" نود و چهار مورد دیگر از قرآن را با استناد از سی و هفت کتاب معتبر از اهل سنت در اثبات امامت و ولایت علی(ع) نقل کرده است.[1]
که تنها به ذکر چند دلیل اکتفا میشود.
در آغاز، توجه شما را به چند نکته جلب میکنیم:
1ـ پیامبر(ص)در راه تبلیغ دین اسلام به مدت بیست و سه سال تلاش کرد و توانست حکومت اسلامی را تشکیل دهد تا در پرتو آن، احکام دین پیاده شود. سرانجام در سال یازدهم هجرت دیده از جهان فرو بست.
با رحلت حضرت هر چند وحی و نبوت پایان یافت ولی وظایفی که بر دوش حضرت بود (غیر از مسؤولیت اخذ و ابلاغ وحی) پایان نیافت، بنابر این لازم بود پس از درگذشت آن حضرت ، فردی با ویژگی های لازم وظایف و مسئولیت های مذکور را بر دوش گیرد، آن دو چیز بود: یک تفسیر و تبیین معصومانه از دین یا مرجعیت دینی و دیگری رهبری سیاسی جامعة اسلامی که در پرتو آن، دین تقویت گردد و احکامش اجرا شود. این دو وظیفه، وظایف امامت و رهبری جامعة اسلامی است.
2ـ به مقتضای رهنمود عقل می گوییم: اگر فردی در پی اصلاح و هدایت مردم با زحمات فراوان و در طول سالیان دراز طرحی را پیاده کند و برای جامعة بشری، روش با ارزشی را ابلاغ نماید و آن را به اجرا بگذارد، طبیعی است که بایستی برای بقا و استمرار آن بلکه رشد و بالندگی آن چاره اندیشی نماید و به هیچ وجه روا نیست بنایی را که با زحمات فراوان آن را تأسیس نموده است، برای حفظ آن از خطرات آینده، هیچ نوع پیشگیری به عمل نیاورد و متولی و مسؤولی را برای حفظش معرفی ننماید.
پیامبر اسلام(ص) طرحی را پایه گذاری کرد؛ بهترین دین را به مردم عرضه کرد، و آن را جاودانه معرفی نمود. با آوردن این دین تحول عمیقی در جهان بشریت ایجاد کرد و شالودة تمدنی بزرگ را پی ریزی نمود، نیز فرهنگ جزیره العرب را از جاهلیت به مدنیت سوق داد؛ مردم پراکنده را متحد کرد و حکومت مرکزی تشکیل داد. با توجه به این امور معقول نیست که برای رهبری آینده فکری نکرده و چاره ای نیاندیشیده باشد.
با مراجعه به تاریخ صدر اسلام، و با در نظر گرفتن اوضاع منطقه و وجود دشمنهایی چون حکومت روم و ایران و منافقان، و نوپایی جامعة دینی و عدم استحکام عقاید و اصول و احکام دینی، معقول نیست. این آیین با ارزش را بدون رهبر به حال خود رها کند. حکمت، آگاهی و ژرف اندیشی پیامبر(ص) ایجاب میکرد که در این باره اقدام نماید.
3ـ حال که به حکم خِرَد لازم است که پیامبر(ص) برای آینده چاره اندیشی کند، در این خصوص دو گونه متصور است: یکی این که فردی را برای جانشینی مشخص کند و راه آینده را با جانشین فردی ترسیم نماید؛ دیگر این که این کار را بر عهدة مردم بگذارد. باتوجه به واقعیت های آن زمان و محتوای دین و عدم سابقه در تعیین رهبری توسط مردم و ... گزینةدوم نادرست به نظر میرسد و گزینة اوّل خرد پسند است. یک سری آیات و روایات نیز به این سخن دلالت دارد.
آری پیامبر امام علی(ع) را جانشین خویش معرفی کرد. حضرت در این باره از راههای متعددی وارد شد:
یکی از راه ها بیان ذکر فضایل، برتری ها ولیاقت های بی مانند علی بن ابی طالب(ع) است، به گونه ای که به فرض اگر پیامبر فردی را برای جانشینی معیّن نکرده باشد، با توجه به رهنمودهای وحیانی و عقلانی، مسلمانان وظیفه داشتند رهبری بهترین فرد؛ یعنی علی را بپذیرند.
روایات نبوی در این خصوص بسیار است، از جمله فرمود: "علی سرور و سالار مؤمنان، امام پرهیزگاران و خاتم الوصیین است".
علی حجت خدا، پرچم هدایت، منار ایمان و تقسیم کنندة بهشت و جهنم است.
علی وارث من، وارث علم من، امیرمؤمنان و بهترین جانشین من است.
علی صاحب سرِّ من، صاحب پرچمِ من، باب علم من و اولین مسلمان است.
علی داناترین فرد از امت من و عادل ترین آنان است.
من و علی دو پدر این امت هستیم".1[2]
و روایاتی نیز هست که به بیان لزوم پیروی از اهل بیت، به ویژه به بیان امامت علی(ع) پرداخته است. این روایات بسیار است، از جمله:
1ـ حدیث یوم الدار: بعد از گذشت حدود سه سال از بعثت پیامبر و دعوت مخفی حضرت، خدا پیامبرش را مأمور ساخت که دعوت خویش را آشکار سازد که آیة "و انذر عشیرتک الاقربین"[3] در این مورد نازل شد.
پیامبر(ص) بزرگان بنی هاشم را جمع کرد و فرمود: "من خیر دنیا و آخرت را برای شما آورده ام. خداوند به من دستور داده است که شما را به آن دعوت کنم. کدام یک از شما مرا در نشر این آیین یاری میکند تا برادر، وصی و جانشین من میان شما باشد"؟
حضرت سه بار این سخن را تکرار کرد و هر سه بار تنها علی(ع) آمادگی خود را اعلان نمود.[4]
2ـ حدیث منزلت: پیامبر بزرگ اسلام(ص) منزلت و مقام امیرمؤمنان(ع) را نسبت به خود، همان منزلت و مقام هارون به موسی معرفی کرد و فرمود: "ای علی، تو نسبت به من همانند هارون برای موسی هستی، جز این که هارون پیامبر بود ولی بعد از من پیامبری وجود ندارد. بنابراین تو به غیر از مقام نبوت همة مقام های هارون را داری".[5]
قرآن میگوید: هارون برادر،[6] وزیر[7] و خلیفة حضرت موسی بود.[8]
بنابراین امام علی(ع) وصی، وزیر و جانشین پیامبر است.
3ـ حدیث سفینه: پیامبر (ص) اهل بیت خویش را به کشتی نوح تشبیه کرد که هر کس بر آن نشست، نجات یافت و هر کس از آن تخلف کرد، هلاک شد.[9] بنابراین باید مسلمانان به اهل بیت پناه ببرند و این یگانه راه است، همانگونه که پناه بردن به کشتی نوح یگانه راه نجات بود.
4ـ حدیث امامان امت یا حدیث نجوم: پیامبر(ص) فرمود: "همان گونه که ستارگان وسیلة نجات اهل زمین از غرق شدن در دریا هستند، اهل بیت من نیز مایة نجات امت از دو دستگی هستند. اگر گروهی از عرب ها با آنان به مخالفت برخیزند، دچار اختلاف و در نتیجه حزب شیطان می گردند".[10]
بنابراین امت پیامبر(ص) می بایست به پیروی از اهل بیت اهتمام ورزند تا به رستگار برسند.
5ـ حدیث ثقلین: پیامبر(ص) بارها امتش را به تمسک به دو چیز پر ارزش (قرآن و اهل بیت) سفارش نمود و فرمود: "تمسک به این دو مایة هدایت است. این دو تا روز قیامت با هم هستند".[11]
بنابراین، همان گونه که قرآن به حق است، اهل بیت پیامبر هم به حق اند و تمسک به هر دو واجب.
6ـ حدیث غدیر: پیامبر اسلام(ص) در بازگشت از حجه الوداع مسلمانان را در محلی به نام "غدیر خم" جمع نمود و به همگان اعلان نمود که بعد از من علی مولا و رهبر شما است.[12]
افزون بر این ها یک سری از آیات قرآن با توجه به تفسیر و تبیین پیامبر(ص) در این باره به خوبی بر امامت حضرت علی(ع) دلالت دارد، مانند:
1ـ آیة تبلیغ (مائده (5) آیة 67)؛
2ـ آیة ولایت (مائده آیة 55)؛
3ـ آیة اولی الامر (نساء (4) آیه 59)؛
4ـ آیة صادقین (برائت (9) آیة 119)؛
5ـ آیة قربی (شوری (42) آیة 23)؛
6ـ آیة کمال دین و تمام نعمت (مائده، آیة 4).
چه دلیلی بر امامت بلافصل امام علی(ع) وجود دارد؟
پیش از پاسخ به پرسش، ذکر چند مقدمه لازم است:
1. اسلام، مکتبی جامع و جاوید است و برای تمام شؤون زندگی انسان، از سادهترین مسائل مثل خوردن و خوابیدن تا عالیترین آنها مانند مبدأ و معاد، دستور و برنامه دارد. چنین مکتبی امکان ندارد در موضوع مهم رهبری و امامت و تعیین جانشین برای پیامبر(ص) سکوت اختیار کرده باشد و انتخاب چنین منصبی را آن هم در آن اوضاع حساس و شرایط ناهماهنگی میان گروههای تازه مسلمان به عهده انسانهای معمولی گذاشته باشد.
2. امام و خلیفه پیامبر(ص) عهدهدار تمام وظایف آن حضرت، غیر از دریافت وحی، است؛ چون که در غیر این صورت، نیابت و خلافت صدق نمیکند/
بخشی از وظایف امام عبارت است از: تبیین مفاهیم قرآن;{1} بیان احکام شرعی و مسایل جدید؛ تربیت افراد جامعه؛ واسطه فیض الهی؛ برقراری عدل و امنیت؛ حفظ مسلمانان از تفرقه؛ حفظ معارف الهی از تحریف و نابودی. بنابراین، اداره حکومت فقط گوشهای از وظایف خلیفه و جانشین پیامبر اکرم(ص) است/
بدیهی است کارآیی چنین شخصی فقط با موهبت عصمت ممکن است و عصمت از امور پنهانی است که انسانهای معمولی از تعیین و تشخیص آن عاجزند پس معرفی و نصب آن فقط در توان خداوند است/
چنین امامی حتماً در همه زمانها، در میان انسانها باشد. پس به صرف این که پیامبر اکرم(ص) رحلت کرد، باید تداوم رسالت و وظایف الهی او - راهنمایی، هدایت و فیض رسانی - به دوش شخصی که نزدیکترین به پیامبر است نهاده شود/
3. همان طوری که ارسال یک قانون اساسی و نظامنامه به تنهایی و بدون بعثت پیامبر، کافی و کارآمد نیست، بلکه وجود پیامبری از جنس خود انسانها موضوعیت و اهمیت دارد;{2} تداوم و ثمردهی کتاب الهی نیز محتاج وجود شخصیت انسانی است که در عصمت و علم و آگاهی هم سنگ پیامبر اکرم(ص) میباشد/
هدف از رسالت پیامبر عبارت است از:
1. رساندن قانون و تبلیغ آن؛ 2. تعلیم و تربیت انسان ها
هدف اول هر چند ممکن است با ابلاغ به واسطه ملائکه تأمین شود، اما هدف دوم بدون وجود مربی و شخصی هم جنس با انسانها قابل پیاده شدن نیست. پس وجود مربیِ هم سنگ با پیامبر(ص) در کنار قرآن ضروری است.
پس از ذکر این مقدمات، اکنون از بین دلایل عقلی، نقلی و تاریخی، تعداد اندکی از آنها را به صورت خلاصه، ذکر میکنیم.
1. دلیل عقلی
یکی از دلائل عقلی بر اثبات امام معصوم و جانشین بلافصل پیامبر اکرم(ص)، برهان عنایت است که تقریرات متعددی دارد، از جمله:
«شکی نیست که هدف و نهایت خلقت انسانها، رسیدن به کمال و عبودیت و سعادت است و خداوند حکیم تمام مقدمات تأمین این مهم را فراهم کرده است، وگر نه نقض غرض و عبث لازم میآمد. توضیح مطلب این گونه میشود که هر گاه نظام آفرینش (تکوین) و نظام تشریع و تربیت به بهترین صورت آفریده شده باشد، غرض و هدف مطلوب حاصل میشود و بهترین صورت نظام تشریع به این گونه است که خداوند حکیم برای راهنمایی و هدایت و امداد انسانها در طول تاریخ، شخصیت معصوم و کاملی را ارسال کند تا در سایه کتاب و قوانین عالی، راه رسیدن به سعادت را هموار کند. از طرفی، بالوجدان، کمال و عنایت عالی خداوند را در امور نظام آفرینش و تکوین ملاحظه میکنیم که خداوند از آفرینش کوچکترین چیزی که مورد نیاز انسانها است خودداری نکرده است و هر چه مورد نیاز بوده، خلق کرده است.{3} حالا چگونه ممکن است که در نظام تشریع و هدایت که ذی المقدمه و اصیل است، نقص و کمبودی باشد؟! اگر زنبور عسل و مورچهها و... در هدایت تکوینیشان هیچ کمبودی ندارند، آیا بیانصافی نیست که انسان اشرف مخلوقات بدون هادی کامل و معصوم رها شود، در حالی که هزاران خطر او را تهدید میکند؟{4}
2. دلیل قرآنی
الف) آیه «یا ایها الذین آمنوا أطیعوا الله و اطیعوا الرسول و أولی الامر منکم فان تنازعتم فی شئ فردوده الی اللهو...);{5} دستور به اطاعتِ مطلق و بیچون و چرا از اوامر و خواستههای خداوند میدهد. سپس با همان لحن و سیاق، دستور به اطاعت از پیامبر میدهد؛ شکی نیست که خداوند، معصومِ مطلق است و از هر خطا و گناه عمدی و سهوی پاک و منزه است. پس دستورهایش همواره صحیح و پیروی و اطاعت از آنها لازم است. از آن جا که قرآن، عینِ همین اطاعت و پیروی را از انسان در مقابل دستورهای پیامبر(ص) خواسته است، معلوم میشود پیامبر اکرم(ص) نیز معصوم مطلق است: «اطیعوا الله و الرسول لعلکم ترحمون».{6}
خداوند در این آیه، مؤمنان را به اطاعت مطلق و بیچون و چرا از دستورهای اولاالامر (کسانی که سرپرستی جامعه و امور مردم را بر عهده دارند) فرا خوانده، که معلوم میشود اولیاالامر نیز معصومِ مطلق هستند و هیچ گاه دستور به گناه و خطا و ناصواب نمیدهند؛ وگر نه اطاعت مطلق از آنها صحیح نبود، چنانکه قرآن کریم در جاهای دیگر دستور به فرمانبرداری از دستورهای پدر و مادر را صادر کردهاند، اما نه به طور مطلق و بیچون و چرا، چون پدر و مادرها دچار خطا میشوند: «و وصینا الانسان بوالدیه حُسنا و ان جاهداک لتشرک بی ما لیس لک به علم فلا تطعمها...».{7}
حاکم حسکانی{8} در تفسیر آیه اولوالامر، به اسناد خود از مجاهد، روایت میکند: این آیه در مورد علی(ع) نازل شده است.{9} حاکم نیشابوری نیز نقل کرده است: پیامبر(ص) فرمود: اطاعت از علی(ع)، اطاعت از من است.{10}
ب) آیه «الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا»;{11} خبر بشارتِ کامل شدن دین اسلام و نهایی شدن نعمت خداوند بر مسلمانان را میدهد. کدام روز و کدام موهبت الهی بود که موجب اکمال دین و اتمام نعمت شد؟
مفسران میگویند: این آیه شریفه در حجْالوداع (آخرین حج پیامبر اکرم(ص» مسأله جانشینی مطرح و بیان شده بود و این آیه شریفه در کنار این آیه شریفه نازل شد: «یا ایها الرسول بلّغ ما انزل الیک من ربّک و ان لم تفعل فما بلغت رسالتک و الله یعصمک من الناس»;{12} یعنی ای پیامبر در این روز مهمترین رسالت و پیام خود را انجام بده که اهمیتاش آن قدر بزرگ است که انجام آن مساوی با تمام رسالت تو است؛ براستی در آخرین دیدار آیا غیر از مسأله جانشینی چیزی دیگری انتظار میرود؟ آیا پیامبری که در ساختن جامعه اسلامی این همه زحمت کشیده ساختمان عظیم اسلامی را با وجود خطر منافقین و روم و ایران بدون رهبر و راهنما رها میکند؟
هرگز چنین نیست بلکه پیامبر(ص) در این روز با نصب و معرفی علی(ع) به عنوان جانشین بلافصل دین را کامل فرمود و بزرگترین نعمت را به مسلمین هدیه فرمود.
گواه چند بر مطلب
اکثر مفسرین شیعه و اهل سنت ذیل آیات مذکور و نیز دانشمندان علم عقاید و تاریخ به حکایت مهمترین، بزرگترین و آخرین مجلسی پرداختهاند که پیامبر اکرم(ص) با امتاش در حجْالوداع در منطقه عمومی غدیرخم برگزار فرمود و طی آن به مسألهای پرداخت که همه انتظار آن را داشتند، و آن خداحافظی رهبر امت برای همیشه و معرفی و نصب جانشین و سرپرست بعد از خود برای مسلمانان؛ ابن کثیر مینویسد:
بعد از آنی که تمام حاجیان جمع شدند پیامبر اکرم(ص) ایستاد و فرمود: ای مردم خدای لطیف و خبیر به من خبر داد که هر نبیّ مثل انبیأ قبلی عمر خواهد کرد بنابراین من نیز دعوت حق را لبیک خواهم گفت، من و شما مسؤل هستیم... ای مردم خداوند مولای من است و من مولای مؤمنین هستم و من از خودشان به خودشان سزاوارتر هستم، بر هر کسی من سرپرست و مولا هستم اینک علی سرپرست و مولای او است بارالها سرپرست و همراه کسی باش که با اوست و دشمن بدار هر کسی را که با او دشمن است.{13}
جوینی از علمای معروف اهل سنت به اسنادی که دارد نقل میکند که در زمان خلافت عثمان در مسجد رسول الله(ص) مجلسی با شرکت دویست تن از جمله سعد بن ابی وقاص، عبدالرحمن بن عوف، طلحه و زبیر و... تشکیل شده بود هر یک از فضایل خود را یادآور میشدند علی(ع) کناری ساکت نشسته بود از او خواستند فضایل خود را یادآور شود. علی(ع) نیز فضایل چندی از خود و اهل بیت پیامبر را ذکر فرمود و از اهل مجلس گواهی و تصدیق گرفت و همه تصدیق کردند از جمله مسأله خلافت و جانشینی بلافصل خود را یادآور شد و همه تصدیق کردند.{14}
چهارم دلیل حدیث
در منابع متعدد اهل تشیع{15} و اهل تسنن از پیامبر اکرم(ص) روایت شده که فرمودند وصی و جانشین بعد از من علی بن ابیطالب است و بعد از او دو فرزندم حسن و حسین که نه امام دیگر از صلب حسین پی هم میآیند.{16}
آن چه ذکر شد فقط گوشهای از دلایل بیشماری است که بر خلافت بلافصل علی(ع) دلالت دارد.{17}
دلایل حقانیت حضرت علی را بیان کنید.
شک نیست که سازمان دین اسلام - که به جرأت میتوان آن را وسیعترین سازمانهای جهانی نامید - در بقا و جریان خود، به نگهبان و گرداننده نیازمند است و پیوسته افراد شایستهای را میطلبد که معارف و قوانین آن را به مردم برسانند و مقرّرات دقیق آن را در جامعه اسلامی اجرا کنند و کمترین غفلت و مسامحه در رعایت و نگهداری آن روا ندارند.
از سوی دیگر از آن جا که یکی از مقاصد آفرینش؛ هدایت مردم به راه راست است؛ خدای مهربان پس از رحلت پیغمبر(ص)، برای نگهبانی دین و هدایت مردم، باید امام و پیشوایی تعیین کند و مردم را به عقل خودشان - که بیشتر اوقات مغلوب هوا و هوس میشود - وانگذارد و همانطور که پیغمبر را به همه نیازمندیها و درمان تمام دردهای فردی و اجتماعی بشر، آگاه نموده، او را از هرگونه اشتباه و خطا، مصون و محفوظ داشته است؛ باید به امام و پیشوای دینی نیز علم و عصمت مرحمت فرماید.
با این دلیل عقلی، روشن میشود که برای هدایت مردم و حفظ و حراست دین و اجرای مقررات آن پس از رحلت پیغمبر(ص)، باید امامی از جانب خدای متعال تعیین شود.
این دلیل عقلی با دلیل نقلی نیز همراه گشته است؛ چرا که پیامبر اکرم(ص) از همان ابتدای رسالت، نسبت به مسأله خلافت و جانشینی خود حساس بود و در همان سالهای آغازین رسالت، حضرت علی(ع) را به عنوان وزیر و وصی خود برگزید و در طول عمر مبارک خود، بارها به این مسأله تصریح فرمود. گوشهای از آیات و روایاتی که شیعه به وسیلهی آنها، وصایت و جانشینی حضرت علی(ع) را اثبات میکند و بسیاری از علمای اهل سنت هم به آنها معترفاند، بدینگونه است:
1-11. آیه ولایت: بسیاری از مفسران اهلسنت، مانند فخررازی در تفسیر کبیر، زمخشری در کشاف، طبری در تفسیر خود و سیوطی در الدر المنثور، به این نکته اعتراف دارند که آیه ولایت (سوره مائده، آیه 55) در شأن حضرت علی(ع) است که در حال نماز، انگشتری خود را به مستمندی بخشید.
فخر رازی در تفسیر خود چنین نقل میکند: «پیامبر(ص) که شاهد بخشیده شدن انگشتر حضرت علی(ع) در حال رکوع به فرد سائل بود، از خداوند خواست همچنان که دعای حضرت موسی(ع) را مستجاب کرد و به او وزیری از اهلش عطا کرد - که باعث تقویت او شد -، برای آن حضرت(ع) نیز وزیری از اهلش قرار دهد. هنوز دعای پیامبر اکرم(ص) به پایان نرسیده بود که این آیه نازل شد». ===( التفسیر الکبیر، ج 12، ص 26.)++
2-11. حدیث یوم الدّار: این حدیث در بسیاری از کتابهای تاریخ اهل سنت؛ مانند: تاریخ طبری (ج 1، ص 543 - 542)، تاریخ الکامل ابن اثیر (ج 2، ص 582) و البدایة والنهایة ابن کثیر(ج 3، ص 40) با تفاوتهایی در نقل وارد شده است.
مضمون حدیث از این قرار است: «اوایل بعثت که آیه «وانذر عشیرتک الاقربین» ===( شعراء (26)، آیه 214.)++ نازل شد؛ پیامبر اکرم(ص) جلسه میهمانی مرکب از خویشان خود ترتیب داد و در آن جا رسالت خود را اعلام کرد و فرمود: «فایکم یؤازرنی علی هذاالامر علی ان یکون اخی و وصیی و خلیفتی فیکم؛کدام یک از شما مرا در این کار کمک کار است تا برادر من و وصی من و جانشین من در میان شما باشد».
سه مرتبه این مطلب را تکرار فرمود و در هر مرتبه غیر از حضرت علی(ع)، هیچ کس اعلام موافقت نکرد. سرانجام پیامبر اکرم(ص) در پایان مرتبه سوم فرمود:
«ان هذا اخی و وصیی و خلیفتی فیکم فاسمعوا له واطیعوا؛ این شخص (حضرت علی(ع)) برادر من، وصی من و جانشین من در میان شما است، پس سخنان او را گوش فرا دهید و از او اطاعت کنید».
خویشان پیامبر اکرم(ص) در حالی که برخاسته بودند و میخندیدند، رو به ابوطالب کرده، با لحنی مسخرهآمیز گفتند: او (پیامبر(ص)) به تو فرمان داد که از پسرت اطاعت کنی و سخنانش را گوش فرادهی» ===( تاریخ طبری، ج 1، ص 543 - 542.)++.
جالب توجه این جا است که برخی از تاریخنویسان اهل سنت (مانند ابنکثیر در البدایة والنهایة، که این حدیث را مخالف عقیده خود دیدهاند)، دست به تحریف حدیث زده و به جای کلمات «وصیی و خلیفتی» عبارت «کذا و کذا» (یعنی چنین و چنان) را آوردهاند و راویان حدیث را متهم به ضعف و تشیّع کردهاند ===( البدایة والنهایة، ج 3، ص 40.)++.
3-11. حدیث منزلت: این حدیث در کتابهای حدیثی معتبر نزد اهل تسنن؛ مانند: صحیح بخاری (کتاب بدء الخلق در باب مناقب حضرت علی(ع) و در باب غزوه تبوک)، مسند احمد بن حنبل (ج 1، ص 174)، مسند ابو داود (ج 1، ص 28)، خصائص نسائی (ص 15 و 16)، صحیح مسلم (در کتاب فضائل الصحابة)، صحیح ترمذی (ج 2، ص 201) و نیز در بسیاری از کتابهای تاریخ اهل سنت، مانند: طبقات ابن سعد (ج 1، قسم اول، ص 14 و 15)، تاریخ بغداد (ج 4، ص 71)، تاریخ طبری (ج 2، ص 368) و بسیاری دیگر از کتابهای اهل سنت وارد شده است.
ماجرای این حدیث، بدینگونه است: حضرت پیامبر اکرم(ص) در غزوه تبوک، به همراه بسیاری از اصحابش از مدینه خارج شدند و به سمت رومیان به راه افتادند. برای این که مدینه از رهبر خالی نماند، حضرت علی(ع) را به جای خود در مدینه گذاشتند. برخی از اصحاب زبان به طعنه گشوده، و گفتند: پیامبر(ص)، علی را در مدینه گذاشت تا مواظب زنان و بچهها باشد.
حضرت علی(ع) به پیامبر اکرم(ص) شکایت برد و آن حضرت(ص) در آن هنگام این جمله تاریخی را فرمود: «انت منی بمنزلة هارون من موسی الا أنه لا نبیّ بعدی؛ منزلت تو نسبت به من مانند منزلت هارون نسبت به موسی است، با این تفاوت که بعد از من پیامبری نیست».
این نکته برای همگان واضح است که هارون، وصی موسی بود. از ظاهر بعضی از کتابهای اهل سنت چنین برمیآید که این حدیث، در موارد مختلفی غیر از مورد یاد شده نیز بیان شده است. ===( فضائل الخمسه، ج 1، ص 316 - 299.)++
4-11. حدیث غدیر: این حدیث در بسیاری از منابع روایی و تاریخی اهل سنت آمده است. مرحوم میرحامد حسین در جلد اول عبقاتالانوار، تواتر این حدیث در نزد اهل سنت را ثابت کرده است.
مرحوم علامه امینی در جلد اول کتاب الغدیر، از 110 تن از اصحاب پیامبر اکرم(ص) نام میبرد که راوی این حدیث بودهاند. ===( الغدیر، ج 1، ص 61 - 14.)++ همچنین از 82 تابعی یاد میکند که این حدیث را روایت کردهاند. ===( همان، ص 72 - 62.)++ علاوه بر این از 360 تن از علمای اهل سنت از قرن دوم تا قرن چهاردهم، نام میبرد که این حدیث را در کتابهای خود آوردهاند. ===( همان، ص 151 - 73.)++ سرانجام از 26 تن از علمای اهل سنت و شیعه نام میبرد که تألیفات مستقلی در باب حدیث «غدیر» و طرق آن داشتهاند. ===( همان، ص 157 - 152.)++
ماجرای این حدیث از قرار زیر است: وقتی که پیامبر اکرم(ص) با تعداد زیادی از اصحاب خود - که آنان را تا 120 هزار تن ذکر کردهاند - از آخرین سفر حج خود (حجةالوداع)، به مدینه باز میگشت؛ این آیه بر آن حضرت(ص) نازل شد: «یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته واللَّه یعصمک من الناس»؛ «ای رسول! آنچه را از سوی پروردگارت به تو نازل شد، به مردم ابلاغ کن و اگر آن را ابلاغ نکنی، در حقیقت رسالت خدا را ابلاغ نکردهای [و از مردم نترس که] خدا تو را از مردم حفظ خواهد کرد».
با نزول این آیه، پیامبر اکرم(ص) در مکانی به نام غدیر خم - که راه کاروانهای مختلف از هم جدا میشد - فرمان توقف داد و امر کرد منبری از چوب محملهای شتران، برای آن حضرت(ص) فراهم کردند. آن گاه به روی منبر رفته فرمود: «الست اولی بالمؤمنین من انفسهم؛ آیا من نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر [به تصرف در امورشان ]نبودم».
همه گفتند: آری، ای رسول خدا! آن گاه آن حضرت(ص) در حالی که دست حضرت علی(ع) را بالا گرفته بود، فرمود:
«من کنت مولاه فعلی مولاه اللهم والِ من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اعن من اعانه واخذل من خذله؛ هر کس که من مولای او هستم، علی هم مولای او است. خدایا! دوست بدار هر آن کس را که علی را دوست دارد و دشمن بدار هر آن کس را که با او دشمنی کند. یاری کن هر آن کس را که او را یاری کند و کمک کن هر کسی را که به او کمک دهد و خوار ساز هر کس را که او را خوار سازد».
بسیاری از مردم از شنیدن این جملات، خوشحال شدند و سپس دسته دسته نزد حضرت علی(ع) رفته، به او تبریک گفتند. در میان این تبریک گویندگان، چهره عمر بن خطاب نیز به چشم میخورد که چنین تبریک گفت: «بخ بخ لک یا ابن ابی طالب اصبحت مولای و مولی کل مسلم؛ مبارک باد بر تو ای پسر ابیطالب که هماکنون مولای من و مولای هر مسلمانی گشتی».
پس از این ماجرا بود که این آیه نازل شد: «الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دیناً»؛ «امروز دین شما را برایتان کامل نمودم و نعمت خود را بر شما تمام کردم و دین اسلام را برای شما پسندیدم». ===( مائده (5)، آیه 3؛ مسند احمد، ج 1، ص 372؛ فضائل الخمسه، ج 1، ص 363 به نقل از: تاریخ بغداد، ج 7، ص 317.)++
علامه امینی در کتاب خود، از موارد بسیاری نام میبرد که حضرت علی(ع) با استناد به حدیث غدیر، به مخالفان خود احتجاج میکرد و از اصحاب پیامبر اکرم(ص) بر مضمون آن تأیید میگرفت. پس از آن نیز، احتجاجات حضرت فاطمه زهرا(س)، امام حسن(ع) و بسیاری از شخصیتهای بزرگ تاریخ اسلام، به این حدیث را نقل میکند. ===( الغدیر، ج 1، ص 196 - 159.)++
5-11. حدیث ثقلین: این حدیث در بسیاری از کتابهای معتبر اهل سنت؛ مانند: صحیحمسلم، صحیح ترمذی (ج 2، ص 308)، خصائص نسائی (ص 21)، مستدرک حاکم (ج3، ص 109)، مسند احمد بن حنبل (ج 3، ص 17) آورده شده است.
این حدیث چنین است: پیامبر اکرم(ص) در روزهای آخر زندگانی خود، به اصحاب چنین فرمود:
«انی اوشک ان ادعی فاجیب و انی تارک فیکم الثقلین کتاباللَّه عز وجل و عترتی. کتاباللَّه حبل ممدود من السماء الی الارض و عترتی اهل بیتی، انهما لن یفترقا حتی یردا علیّ الحوض فانظرونی بم تخلفونی فیهما؛ [ای مردم ]نزدیک است که از سوی پروردگارم خوانده شوم و دعوت او را اجابت کنم. من در میان شما دو چیز گرانبها به یادگار میگذارم: یکی کتاب خداوند عز وجل و دیگری عترتم را. کتاب خداوند ریسمان محکمی است که از آسمان تا زمین کشیده شده است و عترت من همان اهل بیتم میباشند. این دو از هم جدا نمیشوند تا بر سر حوض [کوثر] بر من وارد شوند. پس ملاحظه کنید که چگونه پس از من با آنها رفتار میکنید» ===( فضائل الخمسه، ج 2، ص 53 - 44.)++.
در این حدیث، پیامبراکرم(ص) اهلبیت خود را - که طبق آیه تطهیر، حضرت علی(ع) و فرزندانش میباشند - عِدل قرآن قرار داده، از آنان به عنوان یک چیز گرانبها یاد کرده است. از این جا روشن میشود که پس از آن حضرت(ص)، تنها اهل بیت هستند که میتوانند مجری احکام خداوند و قرآن باشند. ===( برگرفته از: صفری فروشانی، نعمتالله، غالیان، صص 232 - 238.)++
…………………………………………………………….
کدام آیه مربوط به نصب امام(ع) است؟ دلالت آن را توضیح دهید؟
آیات زیادی وجود دارد که بر نصب امام(ع) روی زمین اشاره دارند. در این میان، بعضی از آیات صراحت بیشتری در این مسئله دارند. آیة مبارکة "إنّما ولیّکم الله و رسوله والّذین یقیمون الصّلوة و یؤتون الزّکوة و هم راکعون". نیز آیة "یا أیّها الرّسول بلّغ ما أنزل إلیک مِن ربّک و إنْ لم تفعل فما بلّغتَ رسالتک و ...".
بیشتر بر مسئله نصب امام از طرف خداوند دلالت می کنند.
در آیة مبارکه ابلاغ اوّلاً پیامبر هیچ گونه شأنی دراین میان، جز ابلاغ پیام الهی ندارد، پس این مسئله تنها از طرف خداوند است و پیامبر مأمور ابلاغ آن است. ثانیاً مسئله ای است که برابر با شأن و مقام نبوت است، زیرا به پیامبر فرموده اگر این مسئله را ابلاغ نکنی، رسالت خود رانجام نداده ای، در حالی که مسایل و احکام بسیاری را پیش از این ابلاغ فرموده بود، چون این آیه در اواخر عمر شریف پیامبر نازل شده بود و تنها چیزی که می تواند همطراز نبوت و رسالت باشد، مسئله امامت است و هیچ حکمی از احکام دیگر دینی نمی تواند همپایة نبوّت باشد. ثالثاً پیامبر مأمور مسئله بسیار مهمی بوده که به نظر می رسد نوعی خوف در ابلاغ آن وجود داشته و به همین خاطر خداوند در ادامه آیه به پیامبر(ص) فرموده که تو را از مردم حفظ خواهیم کرد و از این طریق به او پشت گرمی و اطمینان داده است.
این مسئله مهم نمی توانسته تنها بیان حکمی از احکام شرعی باشد، زیرا در هیچ یک از احکام دینی، آیه به این شکل بیان نشده است. در پایان این که بعد از این آیه، مسئله داستان غدیر و نصب امامت و ولایت حضرت علی(ع) از طرف پیامبر، تأییدی بر معنای این آیه است.
مراد از ولایت که شرط قبولی اعمال قرار داده شده چیست ؟
با توجه به این که ولایت از مسائل اعتقادی است و مسایل عقیدتی زیربنا و اساس امور عملی هستند نقش آن درصحت و بطلان اعمال بسیار منطقی و موجه است و تضادی با روایتی که نماز را مبنای قبولی اعمال میداند ندارد،زیرا نماز نیز در میان ستون دین قلمداد شده، بنابراین در درجه اول عقاید زیرساخت اعمالاند، سپس در میان خوداعمال ترتب و مدارج وجود دارد و برخی نسبت به دیگری حالت کلیدی و زیربنایی دارد و چون ولایت از عقاید استاساس و زیرساخت نماز نیز میباشد.
اما معنای ولایت به طور فشرده تولی در امور دینی است و آن دایرهای وسیع دارد که دوجنبه آن بسیار مهماست:
1- مرجعیت دینی، 2- زعامت و رهبری سیاسی و شناخت و پذیرش مراجع ذیصلاح بعد از پیامبر برای اخذ معالمدین و تفسیر و تبیین صدور حد صحیح دین، قرآن و سنت و پذیرش و زعامت آنان در امور دین و دنیا همان مسألهولایت است.{J
ولایت یعنی چه؟
آقای سروش به این پرسش این گونه پاسخ میدهند:
«کلمه ولایت به معنی «قرب» و «نزدیکی» بی واسطه است... دو نفر که به یکدیگر محبّت دارند، ولیّ یکدیگرند وقتی که کسی در کار دیگری تصرّف بیواسطه میکند، ولیّ اوست عربها اوّلین باران بهاری را «وسمی» و بعدیها را که بیواسطه پس از آن میبارد «ولیّ» میگویند توالی هم از ریشه ولایت است پدر ولیّ فرزند است، به این معنا که بین پدر و فرزند واسطهای وجود ندارد و پدر مستقیماً در کار فرزند خود تصرّف و نظارت میکند. فرماندهی که به زیردستان خود فرماندهی مستقیم دارد، والی و ولیّ آنهاست در همه این موارد «ولایت» عبارت است از یک رابطه مستقیم بیواسطه بین دو کس یا دو نهاد یا دو جمع یا دو گروه از جنس محبّت یا ریاست یا توالی و تبعیّت یا نصرت و امثال آن»(1).
z z z
مطابق فارسی کلمه ولایت سرپرستی است و به کسی ولیّ و والی میگویند که سرپرستی امری را به عهده دارد(2). و معانی «قرب» و نزدیکی و «محبّت» و «ریاست» و «نصرت» یا از لوازم سرپرستی هستند و یا از مقارنات آن.
این مادّه در کتب لغت و در قرآن نیز همین معنا را دارد. «اللَّه ولی الذین امنوا؛(3) خداوند سرپرست کسانی است که ایمان آوردهاند».
«و آیه انما ولیّکم اللَّه و رسوله و الذین امنوا الذین...؛(4) سرپرست شما فقط خدا و رسول اوست و کسانی که ایمان آوردهاند کسانی که...». البته فقط با توجّه به لغت و ترجمه نمیشود بحث کلامی در مورد ولایت داشت بلکه آنچه مهم است این است که این سرپرستی از نظر ما مبنایی دارد و هر کسی حق ندارد که این سرپرستی را داشته باشد. مبنای این سرپرستی در مورد خداوند احاطه و حضور و آگاهی اوست و در مورد معصومین عصمت است که ترکیبی است از همین احاطه و آگاهی که خداوند به ایشان عنایت فرموده و مصونیّت از هوی و خطا و... مصونیّتی که برخاسته از علم و اختیار ایشان است.
به هر حال از این احاطه و آگاهی، مصونیّت از خطا و هوی و... سرچشمه میگیرد علم به انسان و به قدر و اندازه و ارزش و برنامه او و علم به قوانین هستی و روابطی که انسان با هستی دارد و آزادی از هوی و خطا زمینهساز این سرپرستی است و اولویت نبی و مدیریت او بر این اساس بنا نهاده شده، که در آیه «النبی اولی بِکم من انفسکم» و روایت «الست اولی بکم من انفسکم» و «من کنت مولاه فهذا علی مولاه» بر همین اساس معنا میشود. او به دلیل آگاهی و احاطه و رأفت و محبّتی که دارد، از خودِ من سزاوارتر است و مقدّم است از من بر خودِ من.
«ولایت» اوّلاً؛ با لذّات متعلّق به خداوند است. چه او مالک و عالِم و خبیر و محیط به هستی و روابط و قوانین آن میباشد و فقط اوست که حق تصرّف و سرپرستی بر تمامی عالَم را داراست و دیگران به اندازهای که خداوند به آنها اذن میدهد حق سرپرستی دارند و یا اولویّت مییابند و در مورد معصومیّن«علیهم السلام» به دلیل آگاهی و مصونیّت و... است که «ولایت» و «اولویّت» آنها از جانب خداوند مطرح میشود و به آنها تعویض میگردد. در مورد ولایت پدر بر فرزند هم با اندکی اغماض و تفاوت همین شرط میآید. آگاهی به مصالح فرزند و عمل بر طبق آن شرط ولایت پدر است. در غیر این صورت پدر حق ولایت ندارد.
تفاوت در نوع ولایتها و محدوده نفوذ آنها بستگی به تفاوت آگاهی و رعایت حدود دارد.
آیا در قرآن آیه یا آیاتی وجود دارد که به جانشین حضرت محمّد«صلی الله علیه وآله» تصریح و یا اشاره کرده باشد؟
اگر منظور وجود آیاتی است که بر جانشینی حضرت علی«علیه السلام» دلالت داشته باشد، جواب مثبت است. آیات متعددی از قرآن به این مطلب اشاره دارد و اگر منظور این است که در آن با صراحت نام حضرت علی«علیه السلام» آمده باشد، جواب منفی است(بر اساس مصالحی از علی«علیه السلام» به طور صریح در قرآن نامی برده نشده است)
به طور نمونه دو آیه از آیات فراوانی را که بر جانشینی علی«علیه السلام» دلالت دارد، ذکر میکنیم:
1. «یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته و اللَّه یعصمک من الناس ان اللَّه لا یهدی القوم الکافرین؛ ای فرستاده ما، آنچه از طرف پروردگار به سویت نازل شد به همه برسان، وگرنه رسالت خود را تمام نکردهای و خدای تو را از مردم نگه میدارد. همانا خداوند گروه کافران را هدایت نمیکند»(13).
تمام مفسّران شیعه و گروه بسیاری از مفسّران اهل سنّت، روایاتی را که میگوید این آیه در مورد خلافت علی«علیه السلام» است در کتابهای خود آوردهاند.
2. «الیوم اکملک لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا؛ امروز برای شما دینتان را کامل کردم و نعمتم را بر شما تمام کردم و پسندیدم که اسلام دین شما باشد»(14) این آیه نیز، به اعتراف بسیاری از اهل سنّت، پس از ابلاغ جانشینی علی«علیه السلام» در غدیر نازل گشته است.
آیات دیگری نیز در این باره وجود دارد، ولی ما به همین اندازه اکتفا میکنیم.
برای کسب آگاهی بیشتر در این زمینه، به کتاب «شبهای پیشاور» و همچنین کتاب «نقش ائمه در احیاء دینِ» علّامه عسکری و «امامت در پرتو کتاب و سنّت» از شیخمهدی سماوی مراجعه کنید.
آیا در قرآن آیهای در مورد ولایت و امامت حضرت علی(ع) وجود دارد؟ لطفاً توضیح دهید/
مفسران و دانشمندان شیعه و اهل سنت آیات زیادی درباره فضایل و مناقب امیر المؤمنین(ع) و اهل بیت(علیهم السلام) ذکر کردهاند، که نقل همه آنها از عهده این پاسخ خارج است. یکی از علمای اهل سنت معروف به حاکم حسکانی در کتاب شواهد التنزیل بیش از دویست آیه از این آیات را جمعآوری نموده است. در این جا به دو نمونه از این آیات که در مورد ولایت و امامت حضرت علی(ع) میباشد، اشاره میکنیم:
1. آیه تبلیغ: (یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته و الله یعصمک من الناس);{1} ای رسول! آن چه را از سوی پروردگارت بر تو نازل شده ابلاغ کن و اگر چنین نکنی، رسالت الهی را نرساندهای - نترس - خداوند تو را از - شر - مردم - و کسانی که تحمل شنیدن این پیام مهم را ندارند - حفظ میکند/
همه مفسران شیعه با تکیه بر روایات اهل بیت(علیهم السلام) و نیز برخی از مفسران اهل سنت،{2} گفتهاند که این آیه مربوط به علی بن ابیطالب(ع) و مسأله غدیرخم است.
لحن و خطاب آیه، آن را از آیات قبل و بعد متمایز میکند. در همه قرآن تنها در این آیه، پیامبر اکرم(ص) نسبت به کتمان پیام، تهدید شده که اگر نگویی، تمام آن چه را که در 23 سال رسالت گفتهای هدر میرود (و ان لم تفعل فما بلغت رسالته)/
بنابراین باید دید چه پیام مهمی است که این گونه بیان میشود؟
در این آیه چند نکته است که جهتگیری محتوایی آیه را روشن میکند:
1. سوره مائده، در اواخر عمر شریف پیامبر نازل شده است؛
2. در این آیه به جای (یا ایها النبی) تعبیر (یا ایها الرسول) است، که نشانه یک رسالت مهم است؛
3. در آیه، پیامبر نسبت به نرساندن این پیام مهم، تهدید شده که اگر نگوید، همه زحماتش هدر میرود؛
5. رسول خدا از جریانی هراس دارد که خداوند دلداری میدهد که ما تو را از شر مردم نگه میداریم؛ زیرا پیامبر از جان خود نمیترسد، چرا که در روزگار تنهایی که با بتها مبارزه میکرد، سنگباران میشد، یارانش شکنجه میشدند، و در جنگها با مشرکان درگیری نظامی داشت، در همه این میدانها از خطرها نمیترسید؛ حالا در اواخر عمر در میان این همه یاران، ترس و نگرانی پیامبر از چیست؟
6. در این آیه، پیامی است که به لحاظ اهمیت با همه پیامهای دوران نبوت و رسالت برابر است؛ (و ان لم تفعل فما بلغت رسالته)؛
7. محتوای پیام، باید مسألهای اساسی باشد، وگر نه در مسایل جزیی و فردی، این همه تهدید و دلداری لازم نیست/
8. پیام آیه، مربوط به توحید، نبوت و معاد نیست، چون این اصول، در روزهای اول بعثت در مکه بیان شده و نیازی به این همه سفارش در اواخر عمر حضرت ندارد؛
9. پیام آیه، مربوط به نماز، روزه، حج، زکات، خمس و جهاد و... هم نیست؛ زیرا اینها در طول 23 سال دعوت پیامبر بیان شده و مردم نیز به آن عمل کردهاند و هراسی در کار نیست، پس محتوای این پیام چیست که در این آخرین سوره آمده است؟
روایاتی که از شیعه و اهل سنت نقل شده،{3} ما را ازاین تحیر نجات میدهد و راهنمایی مینماید. روایات میگوید، آیه مربوط به هجدهم ذیالحجه سال دهم هجری در سفر حجْالوداع پیامبر اسلام است که آن حضرت در بازگشت به سوی مدینه، در منطقه غدیرخم، به امر الهی فرمان توقف داد، و همه در غدیرخم جمع شدند/
در آن جا پیامبر خدا در انبوه یاران، برفرازی از جهاز شتران رفت و خطبهای طولانی خواند، معلوم میشود مسأله بسیار مهم بود که خطابهای طولانی لازم داشت، تا در آن گرمای سوزان و زمین داغ، مردم آن را بشنوند. ابتدای محتوای خطبه هم توحید و نبوت و معاد بود و تازگی نداشت، سخن تازه و مهم آن وقتی بود که خبر از رحلت خود داد و نظر آنان را نسبت به خود جویا شد، همه به کرامت و عظمت و خدمت و رسالت او در حد اعلا اقرار کردند، وقتی مطمئن شد که صدایش به همه در چهار طرف میرسد، پیام مهم خود را نسبت به آینده بیان کرد. آن جا بود که دست حضرت علی(ع) را گرفت و بلند کرد و فرمود: «من کنت مولاه فعلیّ مولاه...»، هر کس را که من رهبر اویم، علی بن ابیطالب رهبر اوست.{4} بنابراین روشن شد که محتوای این پیام مهم، امامت، ولایت و رهبری حضرت علی(ع) بوده است.
2. آیه ولایت: (انما ولیکم الله و رسوله و الذین امنوا الذین یقیمون الصلاْ و یؤتون الزکاْ و هم راکعون).{5}
در روایات شیعه و اهل سنت آمده است که روزی فقیری در مسجد از مردم کمک خواست و کسی به او چیزی نداد. حضرت علی(ع) که مشغول نماز و در حال رکوع بود با انگشت دست راست به سائل اشاره نمود و سائل متوجه شد و انگشتر حضرت را از دستشان خارج ساخت، در این هنگام این آیه نازل شد که: «تنها ولی شما خداوند و پیامبرش و کسانیاند که ایمان آوردهاند و نماز بر پا میدارند و در حال رکوع، زکات میدهند».{6}
کلمه ولی در آیه به معنای دوست یا ناصر و یاور مناسبت ندارد؛ زیرا ولایت به معنی دوستی و یاری کردن مخصوص کسانی نیست که نماز میخوانند، و در حال رکوع زکات میدهند، بلکه یک حکم عمومی است که همه مسلمانان را در برمیگیرد، همه مسلمین باید یکدیگر را دوست بدارند و یاری کنند، حتی آنهایی که زکات بر آنها واجب نیست و اصولاً چیزی ندارند که زکات بدهند، تا چه رسد به این که بخواهند در حال زکوع زکاتی بپردازند؛ آیا دوستی و یاری کردن مسلمانان اختصاص به کسانی دارد که در رکوع انفاق میکنند؟!
از این جا روشن میشود که منظور از ولی در آیه فوق ولایت به معنای امامت و رهبری است، بویژه اینکه این ولایت در ردیف ولایت پیامبر و ولایت خدا قرار گرفته، و هر سه با یک جمله ادا شده است. بنابراین این آیه از آیاتی است که دلالت بر ولایت و امامت حضرت علی(ع) میکند.{7} آیات دیگری مانند، آیه «اولی الامر»،{8} «اکمال دین»،{9} «صادقین»،{10} «اطعام»،{11} «مودت»،{12} «تطهیر»{13} و... نیز درباره حضرت علی(ع) و اهل بیت(علیهم السلام) میباشد.{14}
پرسش و پاسخ غدیر
پیام غدیر چیست؟
پیام غدیر این است که امامت یکی از دو رکن اساسی اسلام است (رکن اول قرآن است). منهای امامت قانون اسلام به درستی اجرا نمی شود و مردم در صراط مستقیم قرار نمی گیرند. نبوت با امامت تکمیل می شود.
الف) حدیث غدیر. یکی از احادیث مهم مسأله غدیر است که قضایای مفصلی دارد. بخشی از آن این است که پیامبر (ص) دست حضرت علی (ع) را بالا گرفت و سه مرتبه فرمود: "من کنت مولاه فعلی مولاه." (الغدیر ج 1 ص 11). این واقعه از اهمیت بالایی برخوردار بوده و جایگاه ویژهای ر متون اسلامی اهل سنت و شیعه و نیز در ادبیات و اشعار عرب داراست یعنی. 110 نفر از صحابه و 84 نفر از تابعین آن را نقل نموده و طبقات راوی آن به 360 نفر میرسند. شعرای بسیاری آن را به نظم آوردهاند از جمله: 1- در قرن اول: امیرالمؤمنین (ع) حسان بن ثابت انصارییس بن سعد بن عباده انصاری عمروبن عاص بن واثل محمد بن عبدالله حمیری.
2- در قرن دوم: کمیت بن زیاد سید اسماعیل بن محمد حمیری شعیان بن مصعب کوفی.
3- قرن سوم: ابوتمام حبیب بن اوس طایی دعبل بن علی بن رزین الخزاعی. و در قرون بعد دهها نفر دیگر به گونهای که علامه امینی (ره) هفت جلد از کتاب ارزشمند "الغدیر" را بدان اختصاص داده است.ب) حدیث لیله الانذار: در شبی که پیامبر مأمور به ابلاغ و دعوت از نزدیکان شد فرمود: "چه کسی است اولین فردی که در این امر مرا تصدیق و یاری نماید تا وصی و خلیفه و جانشین پس از من باشد؟" تنها کسی که جواب مثبت داد حضرت علی (ع) بودند که سنی حدود ده سال داشتند.
ج) حدیث منزلت: پیامبر به امیرالموءمنین (ع) فرمود: "انت منی بمنزله هارون من موسی الا انه لانبی بعدی".
د) حدیث ثقلین: آخرین وصیت تاریخی پیامبر این بود که: "دو چیز گران بها در میان شما میگذارم: کتاب خدا و عترت خودم." روایات فوق و روایات متعدد دیگری همه به تواتر در منابع روایی و تاریخی اهل سنت نقل گردیده است. برای آگاهی بیشتر ر. ک: 1) رهبری امام علی (ع) در قرآن (ترجمه المراجعات) علامه سید شرف الدین 2) معالم المدرستین علامه عسکری 3) آن گاه هدایت شدم (ثم اهتدیت) تیجانی سماوی 4) فروغ ابدیت جعفر سبحانی 5) بررسی مسایل کلی امامت ابراهیم امینی
البته همه آیاتی که درباره مؤمنان و تقوا پیشگان هست، نمونه اتم و اکمل و مصداق روشن آن حضرت علی (ع) میباشد. اما بعضی از آیات بالخصوص در شأن آن بزرگوار نازل شده است و روایاتی از طریق شیعه و سنی بر آن دلالت دارد بلکه بعضی از آنها به حد تواتر رسیده است مثل آی شریفه إِنَّما وَلِیُّکُمُ اَللَّهُ.،(1). این امر از نظر علمای شیعه روشن است اما در بین بزرگان اهل سنت هم برخی تصریح به این مطلب کردهاند مانند ابوالقاسم حکانی در کتابی به نام "شواهد التنزیل"، 200 آیه یا بیشتر جمع کرده است که درباره حضرت علی (ع) نازل و یاتفسیر شده است.
میزان اعتبار حدیث غدیر چقدر است و معنای ولایت در آن حدیث چیست؟
در رابطه با مسأله حجة الوداع و غدیر خم، عین واقعه را به نقل از ترجمه الغدیر (ج 1، ص 29 - 37) تقدیم میداریم. لازم است بدانید که این واقعه و خطبه پیامبر اکرم(ص) در آن، مورد اجماع و اتفاق جمیع مسلمانان شیعه وسنی است و جایگاه ویژهای در نصوص دینی و ادبیات و اشعار مسلمانان - اعم از عرب و غیر عرب - دارد. در متون اسلامی هیچ روایتی به اندازه این واقعه به حد فوق تواتر نرسیده است و احدی را یارای تردید در آن نیست. در میان صحابه پیامبر(ص) 110 نفر و از تابعین 89 نفر آن را نقل کردهاند و طبقات راوی آن، به 360 نفر رسیده است. شاعران بسیاری نیز این جریان را به نظم آوردهاند؛ از جمله:
در قرن اول: امیرالمؤمنین(ع)، حسان بن ثابت انصاری، قیس بن سعد بن عباده انصاری، عمر و بن عاص بنوائل، محمد بن عبداللّه حمیری.
در قرن دوم: کمیت بن زیاد، سید اسماعیل بن محمد حمیری، شعیان بن مصعب کوفی.
در قرن سوم: ابو تمام حبیب بن اوس طایی، دعبل بن علی بن رزین الخزاعی و در قرون بعد دهها نفردیگر.
از اهمیت این واقعه، همان بس که علامه امینی یازده جلد کتاب ارزشمند «الغدیر» را پیرامون این حادثه به نگارشدرآورده است.
اکنون این سؤال رخ مینماید که اگر این واقعه در میان همه مسلمین، اجماعی و مورد اتفاق است، پس اختلاف درچیست؟ اساس اختلاف بر سر همان ماهیت و دلالت این واقعه است:
1ـ برادران اهل تسنن اظهار میدارند که این حادثه عظیم تاریخی و سخنان و تأکیدات پیامبر اکرم(ص)، صرفا به معنای لزوم «محبت و دوستی» حضرت علی(ع) است، و هیچ دلالتی بر امامت و زمامداری و لزوم پیروی از ایشان ندارد. دلیل آنان نیز آن است که «ولایت» چند معنا دارد و یکی از معانی آن «دوستی» است. بنابراین تا زمانی که به این معنا قابل حمل است، نمیتوان به معانی دیگر آن تمسّک جست.
2ـ دیدگاه شیعه این است که ماهیت این حادثه و سخنان پیامبر اکرم(ص)، نصی صریح و قاطع بر امامت و پیشوایی حضرت علی(ع) است و قراین و شواهد حالی، مقالی و مقامی به گونهای است که هرگز نمیتوان آن را تنها به دوستی و محبت تفسیر کرد. البته باید توجه داشته باشید که شیعه ادله بیشمار دیگری از قرآن و عقل و سنت بر امامت آن حضرت در دست دارد و این مسأله یکی از آن ادله میباشد، نه تنها دلیل. در عین حال این رخداد، حجتی قاطع وخلل ناپذیر است و به هیچ روی نمیتوان از آن دست برداشت. دلایل و قرائنی که بر صحّت دیدگاه شیعه گواهیمیدهد، عبارت است:
ـ معنای ولایت: لغت شناسان و کتابهای برجسته و ممتاز لغت، کلمه ولایت را به معنای سرپرستی، عهدهداری امور، سلطه، استیلا،رهبری و زمامداری معنا کردهاند. در این جا معنای این کلمه را با برخی از مشتقاتش فقط از کتابهای لغت اهل سنت برایتان نقل میکنیم:
- راغب اصفهانی مینویسد: «وِلایت؛ یعنی، یاری کردن. و وَلایت؛ یعنی، زمامداری و سرپرستی امور و گفته شده است که ولایت و ولایت ماننددِلالت و دَلالت است و حقیقت آن «سرپرستی» است. ولی و مولی نیز در همین معنا به کار میرود»، (المفردات الراغب، ص 570).
- ابن اثیر مینویسد: «ولیّ؛ یعنی، یاور... و هر کس امری را بر عهده گیرد، «مولی و ولیّ آن است». سپس خودش میگوید: «و از همین قبیل است حدیث «من کنت مولاه فعلی مولاه»... و سخن عمر که به علی(ع) گفت: «تو مولای هر مؤمنی شدی»؛ یعنی، «ولی مؤمنان گشتی»، (النهایة، لابن اثیر، ج 5، ص 227).
- صاحب صحاح اللغة مینویسد: «... هر کس سرپرستی امور کسی را به عهده گیرد ولی او است»، (الصحاح فی لغة العرب، ج 6، ص2528).
- صاحب مقاییس مینویسد: «.. هر کس زمام امر دیگری را به عهده گیرد «ولیّ او است»، (معجم مقاییس اللغة، ج 6، ص ص 141).
اکنون با این گفتههای مصرّح ارباب لغت، چگونه میتوان «من کنت مولاه فعلی مولاه» را به «دوستی» صرف معنا کرد و سرپرستی اجتماعی وزمامداری را از آن جدا ساخت؟! مگر نه این است که «ابن اثیر» لغت شناس معروف عرب و سنی، خودش تصریح میکند که کلمه «مولی» درروایت «من کنت مولاه فعلیّ مولاه» از زبان پیامبر(ص) و در گفتار عمر در همین معنا به کار رفته است؟
ـ خطاب تند و قاطع الهی: آیا اگر حادثه غدیر صرفا برای اعلام دوستی حضرت علی(ع) بود، آن قدر اهمیت داشت که خداوند به پیامبرش وحی کند، که اگر آن را ابلاغ نکنی، رسالت الهی را انجام ندادهای؟ خداوند میفرماید: «یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لن تفعل فما بلغت رسالته واللّه یعصمک من الناس ان اللّه لایهدی القوم الکافرین»، (مائده، آیه 70). آیا این اخطار شدید اللحن به خوبی نشان نمیدهد که مسأله بالاتر از این حرفها است؟ البته محبت امیرالمؤمنین(ع) جایگاه بسیار بلندی دارد و یکی از نشانههای ایمان است؛ لیکن بحث در این است که این خطبه بنا به دلایل ذکر شده، قطعا منحصر به «ولایت محبت» نیست.
ـ دلداری خدایی: در آیه یاد شده، خداوند پیامبر را دلداری داده، میفرماید: در راستای اجرای این مأموریت، خداوند تو را در مقابل توطئههای مردم محافظت میکند «واللّه یعصمک من الناس». آیا این مسأله نشان نمیدهد که این مأموریت، مسأله مهمی بوده است که پیامبر(ص) بیم آن داشته که برخی بر اثر هواهای نفسانی به مقابله برخاسته و توطئه کنند؟ آیا فقط با اعلام دوستی حضرت علی(ع) جای چنین خوفی بود؟
ـ گزینش مکان: آیا این که پیامبر(ص) جحفه را - که مکان جدا شدن و انشعاب مسافران است - انتخاب کردند، تا همگی قبل از انشعاب در سخنرانی آن حضرت حضور داشته باشند و نیز این که پیامبر(ص) دستور دادند کسانی که از آن مکان گذشته بودند برگردند، و صبر نمودند تاکسانی هم که عقب مانده بودند، از راه برسند و... نشانه چیست؟
این که دستور دادند که شاهدان به غایبان اطلاع دهند و این «نبأ عظیم» را به گوش همگان برسانند، دلالت بر این ندارد که مسأله، برای امت اسلامی فوقالعاده مهم و حیاتی است؟ آیا عاقلانه است که پیشوای بزرگ مسلمانان در آخرین سخنرانی برای جمعیت باشکوه حجگزاران و در آن گرمای سوزان، مسافران خسته و کوفته را گرد آورد و با این تأکیدات، با آنان سخن بگوید و تنها مقصودش این باشد که بگوید: «علی را دوست داشته باشید»؟!
ـ نزول آیه اکمال: این که پس از اجرای این مأموریت، آیه نازل شد که: «الیوم اکملت لکم دینکم و رضیت لکم الاسلام دینا»،(مائده،آیه 3). آیا دلالت بر این ندارد که مسأله بالاتر از صرف محبت بوده و آیا فقط با دوستی حضرت علی(ع) - نه رهبری و پیشوایی آن حضرت -دین کامل شد و خداوند اسلام را پسندید؟
اگر مسأله فقط دوستی و مودّت بود، که در این رابطه قبلاً آیهای نازل شده و از این جهت نقصی در دین نبود؛ زیرا آیه « قل لا اسألکم علیه اجرا الا المودة فی القربی»، (شوری، آیه 23) قبلاً نازل گشته بود. پس نتیجه میگیریم که آیه اکمال، پیام دیگری را در بر دارد.
6ـ چرا پیامبر(ص) در آن حادثه، به مسائل اعتقادی استشهاد نموده و در کنار آنها مسأله ولایت را مطرح کردند؟
7ـ چرا پیامبر(ص) عترت را در کنار قرآن و به عنوان «ثقل اصغر» ذکر نمودند؟
8ـ چرا پیامبر(ص)فرمودند: قرآن و عترت از یکدیگر جدا نمیشوند و فرمودند: امت باید به هر دو چنگ زند؟ آیا صرف دوست داشتن قرآن کافی است یا باید از آن پیروی کرد و آن را امام و پیشوای خود دانست؟ وحدت سیاق نشان میدهد که در مورد اهل بیت(ع)، نیز باید همینگونه رفتارکرد و آنان را سرمشق، الگو و پیشوای عملی خود قرار داد.
9ـ چرا پیامبر(ص) به مسأله ایفای رسالت و سپس به «اولویت» خود بر مؤمنین انگشت میگذارد و بلافاصله مسأله ولایت را طرح میکند؟
10ـ چرا پیامبر(ص) مسأله ولایت را سه یا چهار بار تکرار میکند؟ این همه تأکید برای چیست؟
11ـ چرا پیامبر(ص) بعد از این حادثه فرمودند: «اللّه اکبر» بر اکمال دین و اتمام نعمت و خشنودی خدا به رسالت من و ولایت علی «بعد ازمن»؟
نکته مهم در اینجا این است که اگر مقصود از «ولایت» محبت باشد دیگر قید «بعد از من»، زاید است؛ زیرا محبت حضرت علی(ع) مقیدبه زمان پس از مرگ پیامبر(ص) نیست و بسیار مسخره است اگر منظور پیامبر(ص) را این بگیریم که بعد از رحلت من، علی را دوست بدارید؟زیرا محبت علی(ع) با حیات پیامبر(ص) قابل جمع است و این رهبری امام علی(ع) است که پس از پیامبر(ص) مورد نظر میباشد؛ زیرا دریک زمان وجود دو پیشوا در عرض هم ممکن نیست.
12ـ چرا بعد از این ماجرا، مردم با حضرت علی(ع) بیعت کردند؟ مگر دوستی بیعت دارد؟ بیعت در لغت به معنای التزام به فرمانبرداری و تبعیت است و حتی ابوبکر و عمر نیز با آن حضرت بیعت کرده و هر یک گفتند: «بخّ بخّ لک یا علی، اصبحت مولای و مولی کل مؤمن».
13ـ نکته دیگر آن که همه حاضران در آن جلسه از خطابه پیامبر(ص) مسأله «امامت و پیشوایی حضرت علی(ع)» را فهمیدند و بلافاصله «حسان بن ثابت انصاری» از پیامبر(ص) اجازه گرفت و اشعاری زیبا سرود که در یکی از ابیات آن از زبان پیامبر(ص) چنین میگوید: ........... قم یا علی فانّنی
رضیتک من بعدی اماما و هادیا
یعنی: ای علی! برخیز، خرسندم که تو امام و هادی بعد از من میباشی.
آیا حدیث غدیر در رابطه با شبههای بود که پس از جنگ تبوک پیش آمده است؟
حدیث غدیر در کتاب حدیثی اهلسنّت و شیعه به گونهای نقل شده است که جای هیچ گونه شک و شبههای در اصل صدور آن نیست، ابن حجر عسقلانی که یکی از علمای اهلسنّت است در ذیل حدیث غدیر مینویسد: این حدیث را سی تن از صحابه روایت کردهاند و بیشتر سلسله سند آن صحیح و حسن است.{1} ذهبی که یکی دیگر از علمای اهلسنّت است میگوید: حدیث غدیر جداً عالی است و متن آن به صورت متواتر میباشد.{2}|
فهرست اسامي ، برنامه زماني و مكان مراحل مصاحبه ، معاينه و نحوه گزينش معرفيشدگان چند برابر ظرفيت رشتههاي مختلف تحصيلي داراي شرايط خاص آزمون سراسري سال 1387 | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
سازمان سنجش آموزش کشور08/05/87 | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
جدول شماره 1- برنامه زماني شركت در آزمون شفاهي دانشگاه مذاهب اسلامي
جدول شماره 2- برنامه زماني شركت در جلسات مصاحبه رشتههاي تحصيلي دانشگاه صنعتي مالك اشتر
جدول شماره 3- برنامه زماني شركت در مراحل مختلف گزينش دانشگاه علوم پزشكي ارتش ج.ا.ا ، دانشكده پيراپزشكي ارتش ج.ا.ا ، بورسيه رشتههاي دانشگاه علوم پزشكي ارتش در ساير دانشگاههاي علوم پزشكي و همچنين رشته حقوق بورسيه ارتش ج.ا.ا در دانشگاه تهران
جدول شماره 4- برنامه زماني شركت در مراحل گزينش رشتههاي تحصيلي دانشگاه امام حسين(ع)
جدول شماره 5- نشاني واحدهاي گزينش و استخدام سپاه در مراكز استانها
جدول شماره 6- برنامه زماني شركت در مراحل مصاحبه دانشگاه علوم پزشكي بقيه ا...(عج)
جدول شماره 7- برنامه زماني شركت در مراحل مصاحبه مؤسسه آموزش عالي غيرانتفاعي و غيردولتي سوره
جدول شماره 8- برنامه زماني شركت در جلسات مصاحبه و آزمون شفاهي رشتههاي تحصيلي دانشگاه امام صادق(ع) – ويژه خواهران
ادامه فهرست خواهران (اصلي)
فهرست خواهران (ذخيره)
روابط عمومي سازمان سنجش آموزش كشور | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||